@Ala_ti_ti جنگ قطعا باعث ویرانی و کشتار میشه، درحالی که قطعا به سقوط ج.ا منجر نمیشه. همین عدم قطعیت باعث میشه با زدن زیرساختها مخالف بود.
من فکرمیکنم خیلی از مردم بعد از کشتار اخیر دیگه از مرحله مبارزه مدنی گذشتن و به راهای دیگه مثل مبارزه مسلحانه فکر میکنن.
من براساس تمام خواندهها و شنیدهها، درکم از شرایط فعلی بشرح زیر است. البته برای خیلی از شما ممکن است شرح واضحات باشد.
۱ - آمریکا و اسراییل تا حدی روی سقوط کوتاه مدت رژیم حساب باز کردهبودند.
۲ - آمریکا و اسراییل از دوام رژیم و همینطور ادامه توان موشکیاش متعجب شدهاند.
۳ - ترامپ واقعا در مورد اهمیت تنگه هرمز و راحت نبودن باز کردنش غافلگیر شده است.
۴ - با تمام حفظ ظاهری که نظام میکند، ضربهای سختی به نیروهای نظامی و امنیتی ج.ا. خوردهاست.
۵ - هدف فعلی فشار روی ج.ا. برای بازکردن هرمز و یا قبول شرایط آمریکاست.
۶ - برای ترامپ، بسته ماندن هرمز مشکل اصلی است. آسیب موشکهای ج.ا. برای کشورهای منطقه قابل تحمل است.
۷ - کمتر شدن امید آمریکا و اسراییل به سقوط رژیم باعث بالا رفتن انگیزهشان برای حملات به زیرساختها شده که میتواند منجر به تضعیف بلندمدت ایران بشود.
۸ - آمریکا، فعلا برنامهای برای حمله نظامی گسترده به ایران ندارد.
۹ - در مورد باز کردن هرمز اگر روش تهدید و زدن زیرساخت جواب ندهد و توافقی هم نشود، آمریکا در نهایت برای باز کردن تنگه به نیروی زمینی متوسل خواهد شد.
قاضیزاده ادامه همون مسیری است که
بجای پاسخگو بودن، طلبکار است
بجای فهمیدن ، فحاش است
بجای قبول مسیر اشتباه، تهمت میزند و تخریب میکند
با تئوری خیابان یک میلیونی اینها که به سقوط ختم نشد و قتل عام بدنبال داشت گفتند حمله نظامی جواب است ، حمله نظامی شد به نتیجه نرسید ، گفتند زدن زیرساختها را تایید میکنیم تا سقوط کنند بعد میسازیم
زدن زیر ساختها به نتیجه نرسد میگویند بمب اتم بزنید ، بمب اتم سقوط بدنبال نداشته باشد میگویند بیشتر بزنید و در اخر اگر نشد و کشور چند پاره و نابود شد میگوید تقصیر چپها بود
قبول است شما عاملیت در عمل ندارید ولی حداقل میتوانید سعی کنید دستمال توالت ترامپ و بی بی نباشید و مسئولیت مواضع خودتان را قبول کنید
@exstnsl@AminSabeti سوالی بود. درسته ماها کارهای نیستیم. اما وقتی هدف رو رفتن ج.ا میگذاری حرفت به طور ضمنی یعنی تایید اون هدف و الا چه لزومی داره عصر حجر رو توجیه کنید.
آیا میدانید هیچ آبراه بینالمللی یا دریای آزاد در #تنگه_هرمز وجود ندارد و کل تنگههرمز بخشی از آبهای سرزمینی ایران و عمان است؟ آیا میدانید در مسیر ورود به #خلیج_فارس به خاطر موانع دریایی و عمق دریا تنگه دیگری وجود دارد که به آن اصطلاحا تنگه دوم هرمز یا گلوگاه دوم میگویند و کاملا در آبهای ایران قرار دارد؟ (این متن کمی طولانیست ولی ارزش خواندن دارد و در پایان به ارزش جزایر سهگانه ایران و چرایی ادعای امارات پی میبرید)
طبق کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS 1982)، وضعیت حقوقی تنگههرمز و مرزهای ایران پیچیدگیهای فنی خاصی دارد که میتوان آنرا در دو بخش #مرزهای_قانونی و #رژیم_گذار خلاصه کرد:
- محدوده مرزهای دریایی ایران
طبق قوانین بینالمللی و قانون مناطق دریایی ایران (مصوب ۱۳۷۲) آبهای سرزمینی (Territorial Sea) و مرز دریایی ایران تا ۱۲ مایل دریایی (حدود ۲۲ کیلومتر) از خط مبدأ ساحلی است.
عرض تنگه هرمز در باریکترین نقطه حدود ۲۱ مایل دریایی (۳۹ کیلومتر) است. این یعنی عرض تنگه کمتر از مجموع آبهای سرزمینی دو کشور ساحلی (ایران و عمان) است. در نتیجه، هیچ آب بینالمللی یا دریای آزاد در وسط تنگه هرمز وجود ندارد. تمام عرض تنگه هرمز، یا جزو آبهای سرزمینی ایران است یا عمان.
پس مسیرهای کشتیرانی کجاست؟
برای مدیریت ترافیک سنگین نفتکشها، طرحی به نام طرح تفکیک تردد (Traffic Separation Scheme - TSS) توسط سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) اجرا میشود. این طرح شامل دو مسیر اصلی (لاین) به عرض ۲ مایل و یک منطقه حائل (Buffer Zone) در بین آنهاست.
مسیر ورود به خلیج فارس در شمال قرار دارد و از داخل آبهای سرزمینی ایران عبور میکند. مسیر خروج از خلیج فارس در جنوب قرار دارد و از داخل آبهای سرزمینی عمان عبور میکند.
اما در ادامه مسیر، در داخل خلیج فارس و بلافاصله پس از تنگه هرمز، در منطقه بین جزیره ابوموسی و سواحل امارات (شارجه و دبی)، خلیج فارس بسیار کمعمق میشود. سمت امارات و سواحل جنوبی خلیج فارس دارای فلات قاره بسیار کشیده و کمعمقی هستند و عمق آب در بسیاری از نقاط نزدیک به امارات به کمتر از ۲۰ متر میرسد که برای نفتکشهای غولپیکر (با آبخور ۲۰ تا ۲۵ متر) مانند یک دیوار عمل میکند.
در عوض، عمیقترین بخش خلیجفارس دقیقاً در امتداد سواحل ایران و جنوب جزایر ایرانی قرار دارد. کشتیهای تجاری برای اجتناب از به گل نشستن، ناچارند از این کانال عمیق طبیعی که از بین جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک میگذرد، استفاده کنند. اینجا همان تنگه دوم هرمز است.
در این منطقه، فواصل به قدری کم است که آبهای بینالمللی به معنای واقعی وجود ندارند. فاصله ابوموسی تا ساحل امارات (شارجه) حدود ۶۰ کیلومتر (۳۲ مایل دریایی)است. طبق قوانین، هر جزیره (مثل ابوموسی) ۱۲ مایل دریایی (۲۲ کیلومتر) آب سرزمینی دور خود دارد. امارات هم ۱۲ مایل از ساحل خود دارد.
لاینهای کشتیرانی (TSS) دقیقاً در فضای باقیمانده بین این دو حریم قرار گرفتهاند. اما چون عمیقترین مسیر دقیقاً از شمال ابوموسی میگذرد، کشتیها عملاً وارد حریم ۱۲ مایلی این جزیره میشوند. تنب بزرگ و تنب کوچک عملاً مانند دو برج دیدهبانی بر کل مسیر مسلط هستند. فاصله بین تنب بزرگ و ابوموسی حدود ۴۵ کیلومتر است.
در جنوب ابوموسی، میادین نفتی (مثل میدان مبارک) و سکوهای استخراج وجود دارند که خودشان به عنوان موانع ناوبری عمل میکنند و کشتیها را مجبور میکنند بیشتر به سمت شمال و آبهای عمیقتر تحت کنترل ایران حرکت کنند. اینجا اگرچه از نظر جغرافیایی نامش تنگه نیست، اما از نظر نظامی به آن #گلوگاه_دوم میگویند چرا که کشتیها دقیقاً از وسط مثلث دفاعی ایران عبور میکنند و هر اتفاقی در این نقطه بیفتد، کشتیها راه فراری به سمت جنوب (امارات) ندارند چون آب برای آنها بیش از حد کمعمق است.
- رژیم حقوقی #عبور_ترانزیت
طبق کنوانسیون ۱۹۸۲، در تنگههای بینالمللی مثل هرمز، رژیم عبور ترانزیت حاکم است. بر اساس این کنوانسیون، کشتیهای کشورهای عضو میتوانند در شرایط صلح در صورت بیضرر بودنِ رفتوآمد، از آبهای سرزمینی یکدیگر عبور کنند. حتی ناوهای جنگی حق دارند بدون اجازه قبلی، به سرعت و بدون توقف از این مسیرها عبور کنند.
اما ایران این کنوانسیون را بطور کامل و در مجلس خود تایید و تصویب نکرده است و خود را ملزم به اجرای کامل آن نمیداند. از طرفی در امضای اولیه این کنوانسیون این بند را اضافه کرده که حق عبور کشتیها را فقط در مورد کشورهایی به رسمیت خواهد شناخت که این کنوانسیون را امضا کردهاند.
به همین جهت ایران خود را ملزم به اجرای عبور ترانزیت نمیداند و به جای آن از رژیم سختگیرانهتر #عبوربیضرر که ارجاع به کنوانسیون قبلی سازمان ملل مصوب ۱۹۵۸ ژنو میباشد استفاده میکند. بر اساس این کنوانسیون هرگونه متوقف کردن بیدلیل کشتیها ممنوع است اما کشور ساحلی حق دارد اگر عبور کشتی را مخل امنیت خود بداند، آن را متوقف کند.
پس آیا ایران میتواند قانوناً عبور کشتی ها را متوقف کند یا از آنها عوارض عبور (Toll) دریافت کند؟
پاسخ به این سوال همان نقطه تقابل حقوقی است که دهههاست بین ایران و جامعه بینالمللی (بهویژه با آمریکا و امارات) وجود دارد.
همانگونه که پیشتر گفتم طبق کنوانسیونهای بینالمللی ایران نمیتواند عبور کشتیهای تجاری یا جنگی را در تنگه هرمز متوقف کند. اما میتواند اگر تشخیص دهد عبور یک کشتی (مثلاً یک ناو آمریکایی یا تانکر تحت پرچم دشمن) برای امنیت، نظم یا آرامش کشور مضر است، جلوی عبور آن را بگیرد. در وضعیت جنگی امروز از نظر حقوقی ایران از بند دفاع مشروع (ماده ۵۱ منشور ملل متحد) استفاده میکند و ادعا میکند برای حفاظت از تمامیت ارضی خود، حق دارد مسیرهای منتهی به سواحلش را کنترل یا مسدود کند.
همینطور طبق قوانین بینالمللی و عرف کشتیرانی هیچ کشوری حق ندارد صرفاً بابت عبور از تنگه از کشتیها پول بگیرد. فقط بابت خدمات خاص (مثل راهنمایی کشتی یا Pilotage، لایروبی مسیر یا خدمات امداد و نجات) میتوان هزینه دریافت کرد. در حال حاضر نگرانی این است که ایران استدلال میکند هزینه امنیت و حفاظت محیط زیست این آبراه را میدهد، پس کشتیها باید حق عبور (Toll) بپردازند.
در طول جنگ، ایران سیستمهای نظارتی و شناسایی خود را در این مسیر آبی (تنگه هرمز و گلوگاه دوم) بسیار تقویت کرده است. اگر ایران در پایان این درگیریها موفق شود تنگه را باز کند اما با قواعد خودش و حقوق بینالملل را بر اساس قدرت میدانی خود بازنویسی کند و رژیم حقوقی #عبوربیضرر را دائمی کند، معادلات تجارت جهانی در این منطقه برای همیشه تغییر خواهد کرد.
اگر در پایان جنگ، جامعه بینالمللی این مرزها را (حتی به صورت ضمنی) بپذیرد، بخش بزرگی از تنگه هرمز که قبلاً آبهای بینالمللی یا آبهای سرزمینی مشترک تلقی میشد، رسماً به آبهای داخلی ایران تبدیل میشود. این باعث میشود جدای از دریافت عوارض عبور، ایران از تمام کشتیها بخواهد اظهارنامه الکترونیک یا تاییدیه قبلی برای ورود به تنگه دریافت کنند. این کار عملاً به معنای گمرک دریایی در ورودی خلیج فارس است که تاثیرات سیاسی و تجاری بسیاری در منطقه خواهد داشت، ضمن آنکه عبور ناوهای جنگی کشورهای غیرساحلی (مثل آمریکا، انگلیس و ناتو) را منوط به اجازه یا هماهنگی قبلی میکند.
بنابراین، باز کردن تنگه هرمز در شرایط فعلی، فقط یک عملیات نظامی برای رفع تهدید عبور کشتیها و بازکردن فیزیکی تنگه نیست؛ بلکه تثبیت مجدد حقوق بینالملل است. فارغ از هر حکومتی که در ایران پس از جنگ قدرت را در دست بگیرد، کشورهای منطقه و بخصوص غربی ها باید مطمئن شوند که پس از پایان دود و آتش، ایران نمیتواند با استناد به واقعیتهای جدید روی زمین، قوانین دریانوردی را به نفع خود تغییر دهد. اگر این اتفاق بیفتد، دکترین نظامی سنتکام (CENTCOM) در خلیج فارس فرو میپاشد و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به کنترل های ایران وابسته میشوند و عملا ایران کنترل بیش از ۲۰ درصد نفت جهان و ۶۰ درصد گاز و مقدار زیادی فراورده های مورد نیاز جهان را در دست خواهد گرفت.
باید منتظر ماند و تا پایان این بازی را به تماشا نشست.
#راه_سوم
جعفر پناهی با وجود احکام غیابی زندان که داشت از مرز بازرگان به ایران بازگشت.
هر جنبش مردمی، مخصوصاً وقتی حکومت تضعیف میشود، به درصدی از مبارزان شجاعِ خط مقدم نیاز دارد اما عدهای بهجای حمایت، اغلب همپای جمهوری اسلامی تخریبشان میکنند.
یاد بگیریم این سرمایهها را نسوزانیم فقط چون با یک حرف آنها موافق نیستیم؛ چون در لحظههای تعیینکننده، همینها هستند که میتوانند راه باز کنند.
همدانشگاهیام، وحید بنیعامریان، در خطر فوری اعدام قرار دارد. رژیم پیش از این چهار نفر از همپروندهایهای او را به قتل رسانده است. سکوت یعنی تکرار فاجعه. نام او و ابوالحسن منتظر را با تمام توان فریاد بزنید.
#SAVE_VAHID#SAVE_ABOLHASSAN
والاستریت ژورنال: آمریکا با استفاده از بمبهای سنگرشکن ۹۰۰ کیلوگرمی یک انبار بزرگ مهمات را در #اصفهان هدف قرار داد.
سهشنبه ۱۱ فروردین ساعت ۲ بامداد
#Iran
کیوان احمدی که صداش رو تو ویدیوهای #نورآباد_ممسنی زیاد شنیدیم تحت شکنجه شدیده و براش حکم مصادره صادر کردند.
اونطور که به خانوادهش اطلاع داده، مدام بهش شک الکتریکی وصل میکنن، داروهایی بهش خوروندن که نمیدونه چیه و در حالیکه هوشیاری کامل نداشته ازش امضا گرفتن.
#IranMassacre