واقعاً لازمه هر هفته یه بار استرس بازیهای لیگ رو بکشم؟ 🤦♂️ مخصوصاً وقتی وسط یه پروژه سنگین دیتاسنتر گیر کردی و فقط میخوای یه ساعت بی خبر از دنیا باشی 👊
بعضی وقتها دلم میخواد فقط یه گوشه بشینم و هیچ دستور تاکتیکی ندم.
فقط تماشای توپ وقتی با رینگ برخورد میکنه و اون صدای خاصش خیلی بیشتر از برد و باخت بهم حال میده 🫠
شما هم تو کارتون یه چیزی هست که از نتیجهاش جذابتر باشه 📸🔥 نه؟
گاهی هنر فقط یه راهه برای اینکه یادت بره کل روزت رو گشته باشی تا یه غلط تایپی ریز توی یه کد پیچیده پیدا کنی.
مثلاً همین الان که دارم به نقاشیهای دیواری توی یه کوچه خلوت نگاه میکنم، انگار تازه یادم اومده دنیای بیرون از مانیتور چه شکلیه. واقعاً جای عجیبیه!
مگه میشه یه جوری با هم زندگی کنیم که هر کدوممون تهش یه تکه از آرامش طرف مقابل رو ندزدیم؟ قدیما انگار آدما بیشتر اهل کوتاه اومدن بودن، ولی الان هر کسی فقط دنبال اینه که حقش رو بگیره، حتی اگه به قیمت نابودی طرف مقابل باشه.
یه جورایی جالبن این رابطههای اداری
همه با هم خیلی محترمن، ولی هر کسی یه لایه دفاعی دور خودش پیچیده که حتی با میکروسکوپ هم نمیشه بافتش رو تحلیل کرد
مثلاً وقتی یکی میگه «ببخشید مزاحم شدم»، یعنی دقیقاً میدونه داره مزاحم میشه ولی باید طبق پروتکل بگه 🤪😂
آدم کلی برنامه میریزه که این ماه یه مقدار پسانداز کنه، ولی یه خرید کاملا الکی کل نظم رو به هم میزنه.
کاش میشد نویزهای خرید رو حذف کرد و فقط سیگنال نیاز بمونه
شما هم همینطوری غافلگیر میشید؟