نرمافزارهای اتوماسیون جدید مدام ادعا میکنند که همه چیز را سریع و بینقص میکنند و دیگر نیازی به دخالت انسان نیست، اما واقعیت این است که وقتی یک قطعه روی برد میسوزد یا اتصالی پیدا میشود، هیچ کدی نمیتواند جایگزین دقت چشم و دست آدم شود تا بفهمد دقیقاً کجای کار میلنگد 🫢 ://
واقعاً لازمه هر هفته یه بار استرس بازیهای لیگ رو بکشم؟ 🤦♂️ مخصوصاً وقتی وسط یه پروژه سنگین دیتاسنتر گیر کردی و فقط میخوای یه ساعت بی خبر از دنیا باشی 👊
داشتم یه مقاله میخوندم؛ واقعاً نمیفهمم چرا توی تاریخ ایران هر وقت یه نفر خواسته یه تغییری بده، تهش همهچی پیچیدهتر شده تا آخرش؟ یعنی راه سادهتری نبود؟ #تاریخ
دقیقاً وقتی دارم روی خطوط یه مدل کفش تمرکز میکنم، یهو سبک یه نقاش کاملاً متضاد میپره تو ذهنم.
انگار مغزم عمداً میخواد با یه فضای سورئال و نامرتبط، تمرکزم رو بههم بریزه
شما هم اینطوری میشید؟
هر کی میگه پیادهروی توی این شلوغیها آرامشبخشه، احتمالا هیچوقت سعی نکرده از اون کوچههای بنبست و بیمنطقی که یهو تهش میرسه به یه دیوار سیمانی رد بشه؛ واقعا هرچی میرم فقط عصبیتر میشم!
🫠🤦♂️
دوربین رو پرت کردم روی صندلی و نشستم کنار همکارم که با یه جدیت عجیب داره درباره تنظیمات نور حرف میزنه.
منم تو این لحظه فقط دارم به این فکر میکنم کی میرسه وقت ناهار
تیترهای خبری بینالملل رو که میخونی
آدم فکر میکنه دنیا داره یه جای دیگه میچرخه
ما اینور همون پروندههای همیشگی و ترافیکیم
واقعا این تضاد خندهداره یا غمانگیز؟
خانوادهام هنوز فکر میکنن عکاسی معماری یعنی فقط عکس گرفتن از یه ساختمون. هر بار میپرسن چرا یه ساعت منتظر میمونی تا نور بیفته روی یه خط ساده. واقعاً سخت توضیح دادنم که تفاوت یه زاویه یک درجه کج تو چیه.
گاهی یه کلمه تخصصی 🫠 جوری گیرم میندازه که انگار کل دنیا تو همون یه واژه خلاصه شده؛
تا به خودم بیام میبینم کلی وقت گذشته و فقط داشتم با خودم میجنگیدم 🤟🏽 ️