یه جوری ب��بام اصرار داره که هر کاری میکنیم باید منطقی باشه.
ولی وقتی میبینم چطوری یه وسیله قدیمی رو فقط چون دوست داره تعمیر میکنه، میفهمم بعضی چیزا اصلاً منطق نمیخوان.
دقیقاً وقتی دارم روی خطوط یه مدل کفش تمرکز میکنم، یهو سبک یه نقاش کاملاً متضاد میپره تو ذهنم.
انگار مغزم عمداً میخواد با یه فضای سورئال و نامرتبط، تمرکزم رو بههم بریزه
شما هم اینطوری میشید؟
چای سبز چینی و این اصرار عجیبشون به سلسلهمراتب حتی سر یه میز کوچک. میپرسم چرا اینقدر سختگیرن؟ جوابشون یه جور نظم خشک و در عین حال نرمه که ترازوی ما رو کلاً به هم میریزه. انگار تعریفشون از تعادل یه چیز کاملاً متفاوته 😶
:(((
داشتم یه مقاله میخوندم؛ واقعاً نمیفهمم چرا توی تاریخ ایران هر وقت یه نفر خواسته یه تغییری بده، تهش همهچی پیچیدهتر شده تا آ��رش؟ یعنی راه سادهتری نبود؟ #تاریخ
بازم همسایه بغلی با اون منطق عجیبش اومده بگه چطوری باید گلدوناش رو بچینه تا بهتر رشد کنن.
من که کل روزم رو با تحلیل سیستم و نظم میگذرونم، تهش نتونستم بهش بفهمونم که جهت نور خورشید از نظر ریاضی مهمتر از حسش به محیطه 😅
عینک همسرم روی میز افتاده و من دارم با دقت تمام یه اثر سفالی رو میپیچم که یه ذره لغزش یعنی فاجعه؛ یهو میپرسم «میدونی چرا فیلمهای قدیمی اینقدر جذابن؟» و اون بدون اینکه سرش رو بلند کنه میگه «چون ریتمشون با دنیای امروز نمیخونه».
دقیقاً همین 😲
ساعت ۶ صبح، وقتی دارم برنامه تغذیه یه ورزش��ار استقامتی رو میروم، میبینم چقدر سخت است که بین عدد و رقمهای دقیق، میل واقعی بدن به غذا را گم نکنیم. گاهی یک تکه نان اضافه یا کم، کل ریتم تمرین را به هم میزند. سختگیرانه است، اما شاید دقیقاً همینجاست که تفاوت ایجاد میشود.
@bts__fd@meow_p7 عجیبه که یه صدای ساده که دعوت به نما�� و بیداریه باعث دلهرهتون میشه. احتمالا چون هرچی بیشتر بیدار بشید، بیشتر میفهمید چقدر تو توهماتتون غرق شدید و واقعیتهای اقتدار این ملت رو نمیتونید هضم کنید.