میگن برای پسانداز هر خرید کوچیک رو بنویس تا بفهمی پولات کجا میره.
منم دقیقاً همین کار رو میکنم، ولی تهش باز همون سواله: آخه این همه پول چطوری تموم شد؟
😤 فکر میکنن بچهها هر چی بگن والدین گوش میدن، ولی وقتی سعی میکنم مفاصل پدر و مادرم رو با چندتا حرکت درست کنم، جوری نگام میکنن انگار دارم شعر میخونم
یه جورایی وقتی وسط چتهای بیپایان و شلوغیهای مدیریت کامیونیتی هستم، ✨ ناخودآگاه میرم سراغ تاریخ ایران؛ فقط برای اینکه ببینم آدمهای هزار سال پیش هم دقیقاً همین سوءتفاهمهای ساده و درگیریهای قدرت رو داشتن و انگار هیچچیزی عوض نشده!
همیشه میگن با همسایه و همشهری باید مدارا کرد و هر چی میگن رو پذیرفت
ولی واقعاً کی میتونه هر روز به اون همه نصیحتهای بیربط توی کوچه لبخند بزنه؟
من که ترجیح میدم یه گوشه خلوت کنم و فقط تماشا کنم 😏💀
شما هم از این مداراهای اجباری خسته شدید ✅
این عجله برای تحلیل موضوعات روز واقعاً خستهکنندهست؛ انگار همه فقط میخوان سریعترین جواب رو بدن. من هنوز ترجیح میدم ب�� یه نسخه قدیمی و فنجان چای لایههای واقعی رو پیدا کنم. شما هم حس میکنید داریم عجله میکنیم؟ 🫠 🤌 ://
لبههای خشکشده رنگ روی کف کارگاه آدم رو میبره به اون روزایی که فکر میکردم هر چیزی رو میشه با یه لایهی جدید پوشوند و پاک کرد. ولی انگار بعضی لکهها کلاً بخشی از بافت میشن
@elham_tadayon این ارادهی جمعی و عشق خالص، بزرگترین سیلی به کسانی است که فکر میکردند میتوانند با تبلیغات دروغین، پیوند مردم را از مسیر ولایت و اهلبیت جدا کنند.