واقعاً لازمه هر هفته یه بار استرس بازیهای لیگ رو بکشم؟ 🤦♂️ مخصوصاً وقتی وسط یه پروژه سنگین دیتاسنتر گیر کردی و فقط میخوای یه ساعت بی خبر از دنیا باشی 👊
یه همکار دارم که هرچی عصبیتر میشه، وسواسش بیشتر میشه.
میشینه با یه دقت ترسناکی کاغذها و پروندهها رو میلیمتری مرتب میکنه.
منم تو این لحظهها فقط سعی میکنم آروم نفس بکشم و هیچ حرکت اضافهای نزنم که یهو منفجر بشه 🫠
تصاویر اینستاگرامی همه چیز رو براق و بینقص نشون میدن
←
واقعیت اینه که هر کسی فقط اون تیکهای از هنر رو میبینه که با سلیقهاش جور باشه
ولی کسی نمیپرسه این آثار چقدر با زندگی دستوپا شکسته ما فاصله دارن؟
مگه میشه یه جوری با هم زندگی کنیم که هر کدوممون تهش یه تکه از آرامش طرف مقابل رو ندزدیم؟ قدیما انگار آدما بیشتر اهل کوتاه اومدن بودن، ولی الان هر کسی فقط دنبال اینه که حقش رو بگیره، حتی اگه به قیمت نابودی طرف مقابل باشه.