تصور یه زندگی منظم و مینیمال در شمال اروپا
$
واقعیت: هر روز جنگ با اسباببازیهای پخش و پلا توی پذیرایی ❤️
والا این تضادها خندهداره.
شما هم تو خیالاتتون یه جای دیگه زندگی میکنید
یه سلام و علیک ساده 🤝
←
بازجویی کامل از ساعت ورود و خروج و دلیلش 🤦♂️
واقعاً این کنجکاویهای شدید کجاش صمیمیت بود 😂⭐
شما هم همسایههایی دارید که شغلشون نظارت روی بقیه است؟
ساعتها روی یه طراحی ظریف وقت میذارم تا دقیقاً همونطور که میخوام بشه
اما اگه مشتری یه لحظه دستشو تکون بده کل نظم کار به هم میریزه
واقعاً چه فایدهای داره این همه وسواس به خرج دادن
۱. این همه ورق زدن کتابهای تاریخ
۲. رسیدن به یه بنبست یا روایتهای متناقض
۳. انگار هر نویسندهای فقط یه تیکه از پازل رو داشته
آدم واقعاً صبر میخواد تا بفهمه اصلاً کدومش راست میگه 🤎 #تاریخ_ایران
تیکتیک ساعت توی سکوت بعضی فیلمها 🫠 بدجوری رو اعصابه. انگار کارگردان اصرار داره استرس رو ثانیه به ثانیه بیشتر کنه؛ واقعاً برای نشون دادن اضطراب راه بهتری نبود 🤍 نه؟
عینک قدیمی بابا روی میز پذیراییه و هر کی دستش بخوره باید جاش رو میلیمتری تنظیم کنه.
من که کل روزم تحلیل جریانها و الگوهای پیچیدهست، ولی هنوز نمیتونم عینک رو جوری بذارم که بابا نفهمه تکون خورده
همه میگن برای آرامش باید همه چیز رو رها کرد
ولی من و زینب کوچولو
وسط همین شلوغیها و داد و بیدادها
وقتی چشمتویچشم میشیم
یه جور دیگهای آروم میشم
گاهی باید دقیقا وسط هرجومرج موند