چه سالم یا بیمار، میتوانید اتصال به اینترنت کیهانی را تجربه کنید
درخواست خود را در تلگرام ربات ارسال نمایید: @Taherifaradarmangah_bot
در ساعتهای اعلام شده ۵–۱۰ دقیقه چشم خود را بسته و نظارهگر آنچه در اتصال حس میکنید باشید.
#فرادرمانی#سایمنتولوژی#فرادرمانگاه#محمد_علی_طاهری
🟢سال نو ۱۴۰۵ خورشیدی را خدمت هموطنان عزیزم تبریک عرض میکنم و امیدوارم سالی ختم به صلح و صفا و آرامش را در پیش داشته باشیم همچنین ضمن عرض تسلیت به خانواده هایی که عزیزان بیگناه خود را در حوادث اخیر از دست داده اند، ابراز همدردی با آنها داشته و برایشان آرزوی صبر و بردباری میکنم.
🟢 در ضمن در کنار خانواده های زندانیان سیاسی عقیدتی به ویژه محبوسين طرفدار مكتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری هستم و امیدوارم این دسته از زندانیان هرچه زودتر آزاد شده و به کانون خانواده های خود بازگردند.
🟢سال ۱۴۰۵ خورشیدی در حالی آغاز می شود که خانواده های بسیاری از مردم ایران، افرادی از اعضای خانواده خود را از دست داده اند و یا حتی بعضی از خانوادهها همگی در جریان بمبارانها قربانی شده و عده زیادی نیز بی خانمان شدهاند. همچنین خانواده های داغدار کودکان دبستانی میناب و بسیاری از کودکان قربانی شده دیگر و... بدینوسیله مراتب تالم خود را ابراز نموده و در غم و اندوه این عزیزان شریک هستم و برایشان ضمن عرض تسلیت آرزوی صبر و بردباری دارم. با طلب خیر
🔴https://t.co/On5YfSYCgN
🔴https://t.co/T20k2RZawO
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#محمدعلی_طاهری
#محمد_علی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#نظام_سیاسی_جمهوری_رنسانسی_ایران_آزاد
#عید_نوروز_باستانی
#عید_فطر
#جنگ
#حقوق_ملت
#سال_همراهی_با_مردم_ستمدیده_ایران
🟣@mataherinews2
سهیم بودن انسانها در ثروت زمین
این موضوعی را که ما مطرح کردهایم در خصوص اینکه زمین متعلق به همه است و یک ثروتی دارد که به عنوان یک ثروت عمومی محسوب میشود و کسانی که از این ثروت استفاده میکنند، در واقع لازم است که به بخشی از این ثروت را در یک بانک جهانی برای اداره امور همین افراد، به اصطلاح در واقع درآمد سرانه جهانی داریم تعریف میکنیم که طبق این درآمد سرانه، هر کسی که در کره زمین زندگی میکند، یک سهمی دارد، یک حداقل چیزی را برای زندگی دارد.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#ثروت_زمین
#درآمد_سرانه_جهانی
ایران در آستانه بازتعریف سرنوشت حاکمیت ملی؛
صدای سوم یا استمرار چرخه قدرت متمرکز و فردمحور در لباسی نو؟
آیا جامعه ایران محکوم است میان دو قطبِ «قدرت موروثیِ سلطنتی» و «حاکمیت ایدئولوژیکِ مادامالعمر» دست به دست شود؟
یا میتواند برای نخستینبار آگاهانه راه سومی را پیشه کند؟
در چهار دهه گذشته، مطالبه اصلی مردم؛ آزادی، عدالت و پایان سرکوب بوده است، نه بازگشت سلطنت. اخیرا پررنگ شدن پادشاهیخواهی؛ در بستر استیصال اجتماعی، فشارهای هدفمند اقتصادی و امنیتی و سرمایهگذاری رسانهای و تبلیغات شکل گرفته و کوشیده نامی موروثی را بهعنوان «آلترناتیو آماده» تثبیت کند.
اینجا صرفا مسئله «شخص» نیست؛ مسئله الگوی قدرت است، چه در قالب مدل موروثی و فردمحور و چه در قالب حاکمیتی ایدئولوژیک با تمرکز قدرت در حلقهای غیرپاسخگو با همان رویه مشابه مادام المعری و تجربه تاریخی نشان داده هر زمان قدرت در رأس هرم تثبیت و از امکان عزل عمومی خارج شده، حقوق ملت از هر جهتی قربانی شده است.
«صدای سوم» دقیقاً از همین نقطه آغاز میکند؛ «صدای جمهوریخواهان» و «صدای مطالبات تاریخی ملت ایران»، برای پایان دادن به تمرکز قدرت در رأس هرم.
این صدا بر نفی حکومتهای مادامالعمر و نفی انتقال موروثی قدرت تأکید دارد، بر جدایی کامل ایدئولوژی از اداره کشور پافشاری میکند و مدیران را نه حاکم، بلکه مستخدمین ملت میداند.
در چارچوب جمهوری رنسانسی، مشروعیت نه از نام خانوادگی و تقدس سیاسی، بلکه از حاکمیت ملت، نظارت دائمی ملت بر ثروت ملی و امکان عزل بیهزینه و دورهای مدیران از طریق انتخابات و مراجعه مستمر به رأی مردم نشأت میگیرد. هیچ نسلی حق ندارد برای نسلهای بعدی نظامی تثبیت کند که راه بازنگری و تغییر آن بسته باشد؛ زیرا تثبیت مادامالعمر قدرت، به معنای محدود کردن حق سیاسی آیندگان و مصادره حق تعیین سرنوشت نسلهای بعد و در نتیجه ریختن خون معترضان آن خواهد بود.
اما سوال اصلی این است که چرا هنوز در ناخودآگاه جمعی ما این تصور وجود دارد که کشور بدون یک شاه یا رهبر فرو میپاشد؟
و پرسش عمیقتر این است که آیا جامعهای که خود را صاحب کشور و ثروت ملی بداند، باید آینده خود را بر تمرکز قدرت در یک چهره بنا کند؟ یا آن را در قالب چارچوبی حقوقی، شفاف، قابل عزل و مبتنی بر نظارت مستمر ملت تثبیت کند؟
این معضل ریشه در ذهنیتی دارد که در بحرانها به دنبال «منجی» میگردد و با تمرکز امید بر یک فرد، پاسخگویی را تضعیف میکند.
«صدای سوم» این ذهنیت را به چالش میکشد و حاکمیت را از «شخص» به «جمع سازمان یافته شهروندان» منتقل میکند؛ چارچوبی که قدرت در آن توزیع شده و همواره در معرض ارزیابی ملت باشد.
از سویی، پرسشهای جدی دیگری نیز مطرح میشود، اگر مشروعیت بر یک نام خانوادگی استوار باشد، تفاوت آن با انتقال موروثی قدرت در چیست؟ رزومه و سابقه اجرایی شفاف کجاست؟ منابع مالی و پشتوانههای سیاسی این پروژه چیست و در برابر آن چه تعهداتی شکل میگیرد؟ اگر رأی ملت تعیینکننده است، طراحیهای پیشاپیش مانند دفترچه اضطرار، برای دوران گذار چه نسبتی با اصل حاکمیت ملت دارد؟!
در بزنگاههایی که جامعه زیر فشار جریانی خاص قرار میگیرد، «نه گفتن» به گزینههای تحمیلی، نشانه بلوغ سیاسی است. اقتدارگرایی، چه مذهبی و چه موروثی، بر این پیشفرض بنا میشود که جامعه یا میترسد یا تن میدهد؛ و شکستن این چرخه با مطالبه شفافیت و حق عزل آغاز میشود، نه با واگذاری سرنوشت جمعی به یک نام.
چرا باید نسلها بهای فروپاشیها و سرکوبها را بپردازند و دوباره به الگویی بازگردند که بر انتقال موروثی یا تثبیت ایدئولوژیک قدرت و به شکل کلی حکومتهای مادام العمر استوار است؟ تجربه تاریخی نشان داده مهار قدرتی که خود را صاحب سرنوشت نسلها بداند، همواره پرهزینهتر از جلوگیری از شکلگیری آن است.
عبور از استبداد با جابجایی نامها رخ نمیدهد؛ با مهار تمرکز قدرت و تغییر چارچوب پاسخگویی رخ میدهد. تقلیل مسئله به «چه کسی» به جای «چگونه اداره شدن»، چرخه تاریخی را تکرار میکند.
«صدای سوم»، صدای «جمهوریخواهان» و بیان صریح «مطالبات ملت ایران» برای استقرار حاکمیت ملی و نفی هرگونه تثبیت مادامالعمر قدرت است؛ تلاشی برای جلوگیری از تکمیل منطق حکومتهای موروثی از طریق اشکال جدید تمرکز قدرت. این مسیر، تثبیت اصل حاکمیت ملت و صیانت از حقوق سیاسی نسلهای آینده است؛ نسلی که نباید قربانی تثبیت قدرت برای امروز شود.
«صدای سوم» دعوت به بلوغ سیاسی و جدایی ایدئولوژی و فردمحوری از حکومت است؛ دعوت به استقرار «جمهوری رنسانسی» بر پایه نفی بردهداری سیاسی، نظارت کامل ملت بر قدرت و تضمین حقوق نسهای آینده.
#صدای_سوم
#جمهوری_رنسانسی
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
آگاهی ملت؛ تضمین حق نسلها در برابر قدرتهای مادامالعمر و موروثی
این آگاهیِ ملت است که این کار را تضمین میکند، اگر آگاه نباشند، در خیلی از کشورها، رئیس جمهورها دارند قانون میگذارند که مادامالعمر باشند. حتی همین آمریکا الان صحبت از این هست که دیگر مادالعمر باشند. بنابراین اگر ملت حواسش نباشد، مشخص است و مسلم است که آنها این کار را خواهند کرد و تازه بعداً میخواهند موروثیاش هم بکنند که بعد از خودشان، بچهشان، پسرشان، دخترشان، قدرت را به دست بگیرد.
پس این آگاهی مردم است که تضمین میکند که این موضوع مدنظر باشد که هر نسلی بتواند بیاید خودش برای خودش تصمیم بگیرد و قرار هم بود این اتفاق بیفتد در سال ۵۷ هم اصلاً قرار نبود روحانیت هیچگونه مداخلهای در امر سیاست داشته باشد، اسناد و مدارک هست، روزنامه ها هست، همهچیز هست، موجود است.
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#نه_به_حکومتهای_موروثی
۲۳۰ نیمکت خالی و دهها معلمی که دیگر هرگز به کلاس بازنمیگردند، فقط یک تصویر تلخ نیست؛ اینها نام و جان دانشآموزانیاند که دیماه ۱۴۰۴ در جریان سرکوب خونین اعتراضات کشته شدند. کودکانی که باید پشت میز درس مینشستند، به آمار جانباختگان افزوده شدند.
بنا بر اعلام گزارشات رسمی، دستکم ۱۷ درصد بازداشتشدگان را دانشآموزان تشکیل دادهاند؛ یعنی سرکوب مستقیماً متوجه افرادی بوده که هنوز به سن قانونی نرسیدهاند. تکاندهندهتر آنکه برخی از این دانشآموزانِ فاقد سن قانونی، با اتهاماتی سنگین نظیر «محاربه» مواجه و محکوم به اعدام شدهاند؛ اقدامی که نقض صریح تعهدات حقوق بشری و ممنوعیت مطلق اعدام افراد زیر ۱۸ سال است.
در ادامه این جنایت هولناک و بی سابقه، شماری از دانشآموزان بازداشت شده با تشکیل پروندههای امنیتی، محرومیت از دسترسی آزاد به وکیل، فشار برای اخذ اعترافات اجباری برای صدور احکام سنگین از جمله اعدام مواجه شدهاند.
۳۵ نهاد مدافع حقوق کودک نسبت به بازداشت کودکان، اعترافگیری تحت فشار و حضور نیروهای سرکوب در محیطهای آموزشی هشدار دادهاند؛ اقداماتی که تعرض مستقیم به کرامت انسانی و حق برخورداری از آموزش امن است.
کشاندن سرکوب به مدرسه، عبور از مرزهای اخلاقی و حقوقی جامعه است. مدرسه محل پرورش آگاهی است، نه میدان تهدید و مجازات. تبدیل فضای آموزشی به عرصه تعقیب و ارعاب، حمله به حق جامعه برای ساختن آینده خویش است.
این وقایع را نمیتوان جدا از ماهیت حکومتهای مادامالعمر دانست؛ حکومتهایی که برای بقای خود، حتی جان کودکان کشور را با تیر جنگی به راحتی میگیرند. هنگامی که قدرت متمرکر میشود و از نظارت و پاسخگویی مصون میماند، سرکوب تا کلاس درس نیز امتداد مییابد.
جمهوری اسلامی با کشتار دانشآموزان، صدور احکام مرگ برای افراد فاقد سن قانونی و نگهداشتن بازداشتشدگان در شرایط سخت، مرتکب نقضی فاحش و سازمانیافته علیه نسل آینده ایران شده است. این عملکرد، ترجیح آگاهانه حفظ قدرت بر جان کودکان آگاه و هشیار است. چنین جنایتی، از منظر حقوقی و اخلاقی محکوم و غیرقابل توجیه است و مسئولیت آن بهطور مستقیم متوجه حاکمیتی است که آینده یک ملت را هدف قرار داده است.
#نیمکتهای_خالی
#کلاسهای_بی_معلم
در ظاهر، مدرسه همچنان پابرجاست؛ زنگها به صدا درمیآیند و کلاسها برگزار میشوند. البته تعدادی از مدارس خالی از معلمان و دانش آموزان معترض و در اعتصابی هست که همکلاسیهای خود را از دست داده اند، اما زیر این ظاهر به نظر عادی، حقیقتی هولناک پنهان شده است، ۲۳۰ صندلی خالی و کلاسهایی که جای دانشآموزان و معلمان کشته شده را برای همیشه خالی نگه داشتهاند. ۲۳۰ کودک و نوجوان که باید آینده ایران را میساختند، اکنون به فهرست قربانیان سرکوب توسط جمهوری اسلامی افزوده شدهاند.
در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستکم ۱۷ درصد معترضان، دانشآموز بودهاند؛ رقمی که نشان میدهد خشونت حاکم، بیهیچ مرزی، مستقیم به سوی نسل در حال رشد نشانه رفته است.
همزمان، بازداشت دانشآموزان، گشودن پروندههای قضایی با اتهامات سنگین و پخش اعترافات اجباری از رسانه رسمی صدا و سیمای میلی جمهوری اسلامی، لایه دیگری از این فاجعه را آشکار میکند. مدرسه باید پناهگاه اندیشه، تمرین آزادی بیان و زیست مشترک مدنی باشد؛ کشاندن بازجویی، تهدید و ارعاب به این فضا، یعنی تخریب بنیان اعتماد عمومی و تبدیل محیط آموزش به قلمرو هراس. این روند، نقض آشکار حقوق کودک و تعرض مستقیم به حق آموزش ایمن و آزاد است.
۲۳۰ نیمکت خالی، فقط سوگواری برای چند دانشآموز نیست؛ سند اتهام علیه نظمی است که بقای خود را بر اراده جامعه مقدم میداند. هرگاه قدرت، دائمی و غیرقابل عزل شود و خود را فراتر از نظارت ملت تعریف کند، نخستین قربانیان آن، بیدفاعترین اقشار خواهند بود. سرکوبی که تا کلاس درس پیش میرود، نشانه نظامی است که برای حفظ خویش، از آینده یک ملت نیز عبور میکند.
جمهوری اسلامی در قبال این کشتار و در برابر بازداشت گسترده نوجوانان و محکومیت دانشآموزان و معلمان به حبس و اعدام، مسئولیتی انکارناپذیر و سنگین دارد. صدور حکم مرگ برای دانشآموزان و نگاه داشتن آنان در بازداشت، مصداق آشکار خشونت حکومتی علیه نسل آینده است. این جنایت، نه قابل توجیه است و نه فراموشی شدنی.
لغو فوری تمامی احکام اعدام دانشآموزان، آزادی بی قید و شرط و فوری بازداشت شدگان و پاسخگویی صریح عاملان این سرکوب، حداقل مطالباتی است که جامعه ایران و وجدان جهانی از حاکمیت مطالبه میکند.
#نیمکتهای_خالی
#کلاسهای_بی_معلم
We express our deep concern and profound sorrow regarding the tragic loss of children’s lives during recent protests.
The deaths of minors, who were exercising their fundamental rights to peaceful expression, are heartbreaking and constitute a grave violation of international child protection standards.
Children must always be protected from harm, fear, and violence, under all circumstances. Reports of children being killed or seriously injured during demonstrations are deeply alarming and demand immediate attention from the global community, particularly from UNICEF, as the leading international organization dedicated to safeguarding the rights and welfare of every child.
We respectfully urge UNICEF to:
Investigate and document all verified cases of children killed or harmed during the protests, ensuring full transparency and accuracy.
Call for accountability for any violations of international human rights and humanitarian law in which children have been targeted or affected.
Advocate urgently with relevant authorities to ensure that children are protected from all forms of violence and have safe access to education, healthcare, and psychosocial support.
Support families and communities affected by these tragedies with appropriate humanitarian assistance and long-term recovery programs.
The protection of children is a moral imperative that transcends borders and politics. We stand with @UNICEF in its mission.
#نیمکتهای_خالی
#کلاسهای_بی_معلم
#Empty_Desks
#Classes_Without_Teachers
لازم است که ملت هوشیار باشند تا به دام نظام سیاسی مادام العمری دیگری نیفتند که مجددا بازپس گرفتن آن بهایی سنگینی خواهد داشت و کسانی که طالب چنین نظام هایی هستند شریک جرم در جنایات و ظلم و ستم روا شده به نسل فعلی و نسل های بعدی هستند.
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#جمهوری_رنسانسی
.@UNICEF is deeply concerned by the reports that children arrested in connection with the recent public unrest in #Iran remain in detention.
“While the number of children currently detained, or the conditions of their detention cannot be verified, we urge that immediate, independent access be granted to all detained children to assess their situation, treatment, and well-being.
“The adverse impact of detention and incarceration on children is well documented. Children are not ‘little adults,’ they require special care. Deprivation of liberty entails life lasting consequences to the development of the child, but also for the future of the society overall.
“Children deprived of their liberty must be treated with humanity and dignity and enabled to maintain regular contact with their families. These are binding obligations under international law and must be upheld at all times.
“UNICEF urges an end to the detention of children in all its forms and the immediate release of the children detained in Iran following the most recent public unrest. The Islamic Republic of Iran is a party to the Convention on the Rights of the Child, and has an obligation to respect, protect and fulfil the rights of children.”
تفکر رنسانسی/مدرن: به دنبال به کرسی نشستن حاکمیت ملت است که نمایندگان متخصص و نخبه به عنوان مستخدمین ملت به استخدام در آمده و انجام وظیفه کنند و حقوق از ملت دریافت کنند و به محض مشاهده بی کفایتی و بی لیاقتی قابل جایگزینی باشند و نه اینکه دیگر نشود سلاح را از دست آنان گرفت.
#حاکمیت_ملت
#تفکر_رنسانسی
#جمهوری_رنسانسی
در یک سیستم مدرن، مملکت به مجلس مقتدر، قوه قضاییه مستقل و مطبوعات آزاد نیاز دارد، نه به یک پیشوا، رهبر و شاه و… اگر سیستم درست طراحی شود، یک هیئت مدیره مستخدم ملت به درستی میتوانند مملکت را به دور از هر رانت و دزدی و سرقتی اداره کنند. سیستمی که در آن آقازاده و… مفهومی ندارد و وزیر و… نیز به همچنین. همه مستخدم ملت هستند و بس.
#مستخدمین_ملت
#از_دموکراسی_بگو
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
In 2026, the #WorldDayofSocialJustice is commemorated under the theme “Renewed Commitment to Social Development and Social Justice.” This year's observance takes place at a critical juncture, following the Second World Summit for Social Development and the adoption of the Doha Political Declaration. In reaffirming the commitments of the 1995 Copenhagen Declaration, Member States have underscored poverty eradication, full and productive employment and decent work for all, and social inclusion as the interrelated pillars of social development.
This year’s theme reflects both recognition of progress achieved and acknowledgement of persistent and emerging challenges. While significant gains have been recorded in poverty reduction, education and social protection coverage, structural inequalities, labour market informality, gender disparities, and declining trust in institutions continue to impede inclusive and sustainable development. A renewed commitment therefore entails strengthening policy coherence across economic, social, and environmental dimensions, reinforcing multilateral cooperation, and placing equity and solidarity at the center of global policymaking.
From Political Commitment to Implementation
Guided by the Doha Political Declaration and the outcomes of the sixty-fourth session of the Commission for Social Development, the 2026 observance emphasizes the imperative of translating political commitments into concrete and measurable outcomes. Advancing social development and social justice requires coordinated, equitable and inclusive policies that integrate the social dimension across macroeconomic, labour, climate, digital, and industrial strategies.
In this regard, Member States have reaffirmed the need for macroeconomic frameworks that generate decent employment opportunities and living wages, strengthen labour market institutions, and ensure universal social protection. Particular emphasis is placed on promoting gender equality, expanding opportunities for young people, supporting transitions from the informal to the formal economy, and ensuring fair and inclusive transformations in the digital and green economies. Enhanced multi-stakeholder collaboration among governments, international organizations, social partners and civil society, is essential to mobilize resources, foster policy innovation, and accelerate implementation of the Sustainable Development Goals, leaving no one behind.
#SocialJusticeDay
مانیفست رنسانس ایران آزاد
نکته-۳: احزاب و گروهها، اصناف و طبقات مختلف نیز میتوانند کاندیداهای خود را برای «شورا با هیئت منتخبین و معتمدین ملت» معرفی کنند که در رفراندوم های شهری و استانی انتخاب و به عضویت و استخدام این شورا در آمده و به امر نظارت بر امور برای مدت تعیین شده تا انتخابات بعدی بپردازند.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
https://t.co/qeSGOyVRcF
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#رفراندوم
#Taheri_Movement
ثروت ملی و حکومت مادامالعمری
ثروت ملی صاحب میخواهد، مردم آگاه میخواهد، معلوم است که هر کس بیاید این ثروت را خودش نبرد بچههایش میبرند. آقازادههایش و دورقابچیهایش میبرند، نبرند نوه هایش میبرند. اینجور که میآیند و امروز هم که مد شده ریاست جمهوریها هم میخواهند که بکنندش پادشاهی و مادام العمر. هر کس میآید اولین کاری که میکند چه جوری قانون این چند سال را به هم بزند بلکه مادامالعمر بشود و موروثی بشود، بشود شاهنشاهی و بشود پادشاهی.
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#ثروت_ملی
#جمهوری_رنسانسی
از سوگ تا ایستادگی؛
چهلمی که معادلات ترس را برهم زد و ادامه راه مبارزه شد
در تاریخ معاصر ایران، مراسم چهلم همواره ادامه سوگ درگذشتگان با آیینی آمیخته به اشک و ماتمی سنگین بوده است. اما آنچه در چهلم جانباختگان دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، رخدادی بیسابقه و شکستن سنتی دیرینه بود. این رخداد نشان داد اندوه مردم عزادار ایران دیگر به خاموشی ختم نمیشود و فقدان عزیزانشان را به اعتراض و خشمی بدل کردند که این کشتارها پایان راه نیست و راه آنان را ادامه میدهند.
خانوادههایی که عمیقترین داغ را بر دل داشتند، بر مزار عزیزان خود ایستادند و سنگینترین اندوه را به جسورانهترین شکل، با رقص و پایکوبی و حضوری گسترده و بیپروا، به ادامه همان اعتراض بدل کردند.
این کنش مدنی بیسابقه انکار اندوه نبود؛ رنج به آگاهی تاریخی بدل شد و خانوادهها اجازه ندادند این فقدان توسط نظام تعریف شود و خود معنای این جانهای از دسترفته را تعیین کردند.
در نظامهای مستبد مادامالعمر، کشتار زمانی به کار گرفته میشود که مشروعیت فرو میریزد و خشونت جای اقناع را میگیرد تا جامعه باور کند ایستادگی هزینهای سنگین دارد. بقای این حکومتها به ترس جامعه وابسته است.
اکنون چهلم جاویدنامان اعتراضات دیماه، منطق تثبیت ترس را برهم زد. جامعه نپذیرفت که این قتل عام به ترفند سکوت همیشگی توسط نظام تبدیل شود. رقص بر مزار پیامی روشن داشت که این جامعه زنده است و از مرگ نمیترسد. این رفتار نشان داد کشتار نتوانسته مردم را خاموش کند و ارعاب دیگر فرمان نمیدهد.
راهبرد رژیم دیکتاتور آن بود که شوک کشتار به وحشتی پایدار بدل شود و هر امکان اعتراض را پیش از شکلگیری خاموش کند. اما حضور گسترده و شجاعت خانوادهها نشان داد این سیاست شکست خورد و جامعه وارد مرحلهای شده که دیگر با این جنایتها، مهار نمیشود.
به همین دلیل، چهلم دیماه ۱۴۰۴ را باید نقطه عطفی دانست که ایران را وارد مرحلهای تازه از تاریخ اعتراضات خود کرد. این تحول نشانه دگرگونی عمیق در وضعیت روانی و سیاسی جامعه است؛ تغییری که بیان میکند مهمترین ابزار بقای حکومتهای تکحزبی و مادامالعمر، یعنی ترسِ سازمانیافته، کارایی پیشین خود را از دست داده است. وقتی مردم از مرگ نترسند، قدرتی که بر ترس بنا شده فرو میریزد. این همان نقطهای است که جامعه از نگاه و اندیشه فرسوده فاصله میگیرد؛ نه بازگشت به سلطنت، نه تداوم رهبری مادامالعمر، بلکه گامی به سوی صدای سوم؛ صدایی که حاکمیت مردم، جمهوریت و دموکراسی را مبنا قرار میدهد.
این کنش فقط شکست ترس نبود؛ بازگرداندن شأن به جانهای از دست رفته، پسگرفتن میدان از قدرت و اعلام این پیام بود که با کشتار نمیتوان ملتی را خاموش کرد و راه عزیزانشان ادامه دارد.
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#از_دموکراسی_بگو
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
This year’s International #MotherLanguageDay highlights the role of young people in shaping the future of multilingual education. Youth voices on multilingual education emphasizes that language is more than a means of communication: it is central to identity, learning, well-being and participation in society. The celebration underscores the importance of education systems that recognise and value every learner’s language to support inclusion and learning outcomes.
@UNESCO believes in the importance of cultural and linguistic diversity for sustainable societies. It is within its mandate for peace that it works to preserve the differences in cultures and languages that foster tolerance and respect for others.
Multilingual and multicultural societies exist through their languages which transmit and preserve traditional knowledge and cultures in a sustainable way.
Linguistic diversity is increasingly threatened as more and more languages disappear.
Globally 40 per cent of the population does not have access to an education in a language they speak or understand. Nevertheless, progress is being made in multilingual education with growing understanding of its importance, particularly in early schooling, and more commitment to its development in public life.
"On this International Mother Language Day, UNESCO is calling for investment in language transmission by placing young people at the heart of the solutions involved. Because linguistic diversity is a pillar of peace, dignity and inclusion. And no voice should be missing from the story of our humanity."
دانشگاه در قامت یک ایستادگی تاریخی در دل بحران؛
میان سرکوب و تلاش برای مصادره اعتراض
دوم و سوم اسفند ۱۴۰۴، با تداوم اعتراضهای دانشجویی، بار دیگر روشن شد که دانشگاه همچنان در خط مقدم مبارزه ایستاده است. قدردانی از این نسل، تأکید بر مسئولیتی است که در سختترین شرایط بر دوش گرفتهاند نسلی که با وجود کشتار بی سابقه دیماه و بازداشتهای گسترده، همچنان در صحنه مانده است. ماندن در میدان پس از کشته شدن همکلاسیها و همنسلان، سطح بالای جسارت در نسلی را نشان میدهد که شایسته قدردانی و ستایش است.
این اعتراضها و تحصنها در دانشگاه تهران، صنعتی شریف، امیرکبیر، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، هنر تهران، علم و صنعت ایران، خواجه نصیرالدین طوسی، تربیت مدرس، فردوسی مشهد، علوم پزشکی مشهد، دانشگاه سجاد مشهد و همچنین در مراکز دانشگاهی شیراز، اصفهان، تبریز و چند شهر دیگر برگزار شده است.
در جریان این اعتراضات و در بسیاری از دانشگاهها، بویژه دانشگاه تهران، شعارهایی چون «زن، زندگی، آزادی، جمهوری ایرانی»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» و «نه سلطنت، نه رهبری؛ آزادی و برابری» طنینانداز شد؛ شعارهایی که هم نفی استبداد موجود و هم رد هر شکل از بازتولید قدرت فردمحور را در بر دارد. این شعارها در فضایی سر داده شد که نیروهای امنیتی و بسیج در دانشگاهها حضور داشتند و برخوردهای تند، توهینآمیز و همراه با ضرب و شتم با دانشجویان رخ داد و برای متفرق کردن آنان از گاز اشکآور استفاده شد؛ شماری از دانشجویان نیز پس از خروج از دانشگاه بازداشت شدند و برخی به دلیل مشارکت در اعتراضها از ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل محروم شدهاند، با این حال، بسیاری از دانشجویان عقب ننشستند و در برابر صف نیروهای امنیتی و بسیج ایستادگی کردند.
همزمان با این شعارها، در برخی تجمعات موضوعی متفاوت نیز دیده شد. سردادن شعارها و نمایش نمادهای سلطنتطلبانه توسط چند نفر در تجمعات دانشجویی مشاهده شد که تلاشی برای مصادره یک حرکت مستقل است؛ آن هم در حالیکه دانشگاهها رسماً برائت خود را از حاکمیت موروثی اعلام کرده و بر جمهوریخواهی تأکید دارند. این مداخله بهانه سرکوب و پروندهسازی را تقویت میکند. هوشیاری دانشجویان و مردم ضروری است تا اعتراضات بار دیگر به سود قدرتطلبان مصادره نشود.
در برابر حکومتی مادامالعمر و غیرپاسخگو که بقای خود را در سرکوب و حذف صداهای منتقد جستوجو میکند، ایستادگی دانشجویان تأکید بر حق جامعه برای تعیین سرنوشت خویش و تجلی همان «صدای سوم» است؛ صدایی که نه به استبداد موجود تن میدهد و نه به بازتولید قدرت موروثی رضایت میدهد.
آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی دانشجویان بازداشت شده و معترضان ۱۴۰۴، روشن شدن وضعیت تمامی مفقودشدگان از جمله دانشجویان، و توقف استفاده از خشونت علیه دانشجویان و نخبگان کشور، حداقل مطالباتی است که در برابر این وضعیت مطرح است.
مسئولیت هرگونه آسیب، فشار یا نقض حقوق دانشجویان مستقیماً متوجه جمهوری اسلامی و همچنین عواملی است که میکوشند اعتراضات دانشجویی را همچون اعتراضات مردمی دیماه به سود خود، حتی اگر به بهای جان معترضان تمام شود، مصادره کنند.
#صدای_سوم
#اتحاد_جمهوری_خواهان
#از_بازداشتیها_بگو
سومین تجمع اعتراضی اعضای سازمان صلح طاهری در کلن و هشتمین تجمع اعتراضی اعضای سازمان صلح طاهری در ونکوور و هفتمین تجمع اعتراضی اعضای سازمان صلح طاهری در منچستر به حمایت از اعتراضات بر حق مردم ایران
اعضای سازمان صلح طاهری شنبه بیست و یکم فوریه ۲۰۲۶ در کلن آلمان، ونکوور کانادا و منچستر انگلیس با برگزاری تجمعی اعتراضی، همبستگی قاطع خود را با اعتراضات بر حق و آزادیخواهانه مردم ایران اعلام کردند.
۴۰ روز میگذرد، ۴۰ روز، از کلاسهای بیمعلم و نیمکتهای خالی، ۴۰ روز از زخمی که بر دل یک ملت نشست میگذرد. جاوید نامانی که برای دفاع از حق خود به خیابانها آمدند، جاوید نام امیر مهدی مرادی که اعتراضش در نظام فرد محور جمهوری اسلامی با گلوله پاسخ داده شد. جاوید نام مریم سرودشت که برای حق انتخاب آمده بود.
رای ما جمهوری رنسانسی است چون طبق مانیفست رنسانس ایران آزاد همه افکار کهنه و پوسیده کنار گذاشته میشود.
حق ما، حق ما، ایران آزاد ما
ما مردمان آگاه ذلت نمیپذیرید
#اعتراضات_سراسری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#نیمکتهای_خالی
#Iran: Children among 30 people at risk of the death penalty amid expedited grossly unfair trials connected to uprising
The Iranian authorities must immediately halt all plans to execute eight individuals sentenced to death after being convicted of committing offences during the January 2026 nationwide protests, Amnesty International said today. The organization is urging authorities to quash their convictions and death sentences, and promptly put an end to expedited torture-tainted grossly unfair trials against at least 22 others in connection to the uprising.
The organization has gathered information about at least 30 individuals facing the death penalty for alleged offences linked to the January 2026 protests. They include at least eight individuals convicted and sentenced to death in February within weeks of their arrests. They are #SalehMohammadi, aged 18, #MohammadAmiBiglari, aged 19, #AliFahim, #AbolfazlSalehiSiavashani, #AmirhosseinHatami, #ShahinVahedparastKolor, #ShaabZohdi and #YaserRajaifar.
At least 22 others, including two 17-year-old children, are at risk of the death penalty as they undergo or await trial proceedings marred by torture-tainted “confessions” and other serious violations of the right to a fair trial, including denial of access to lawyers during the investigation phase, and refusal to recognize independent legal counsel appointed by families for trial.
“The Iranian authorities are once again laying bare the depth of their disregard for the right to life and justice by threatening expedited executions and imposing death sentences in fast-tracked trials, only weeks after arrest. In weaponizing the death penalty, they are seeking to instill fear and crush the spirit of a population demanding fundamental change,” said Diana Eltahawy, Deputy Regional Director for the Middle East and North Africa at Amnesty International.
“Children and young adults form the bulk of those caught in the machinery of state repression following the January protests, denied access to effective legal representation and subjected to torture or other ill-treatment and incommunicado detention to extract forced ‘confessions’. The international community must take coordinated global action, pressuring the Iranian authorities to stop using the court system as a conveyor belt for executions.”
Amnesty International believes the real number of those at risk of the death penalty is much higher as authorities systematically warn families against speaking out and subject those detained to incommunicado detention, enforced disappearance, torture and other ill-treatment to extract forced “confessions”.
The international community must take coordinated global action, pressuring the Iranian authorities to stop using the court system as a conveyor belt for executions.
Officials have arrested thousands of protesters and dissidents in connection to the January 2026 uprising, and repeatedly threatened to seek “the maximum punishment [meaning the death penalty] … without any delays… in the shortest possible time”.
Amnesty International is calling on all UN member states as well as international and regional bodies to take urgent coordinated diplomatic action, demanding that the Iranian authorities: quash the convictions and death sentences; refrain from issuing further death sentences; and ensure that anyone charged with a recognizable criminal offence is tried in accordance with the right to a fair trial without recourse to the #DeathPenalty.
All states must also press the Iranian authorities to grant UN Special Procedures and the UN Fact‑Finding Mission on Iran, as well as representatives of embassies in Iran, access to detention facilities and the ability to observe trials.
Amnesty International has issued an Urgent Action urging global activism to stop the executions~@amnesty
#StopExecutionsInIran