دا��م یه سس جدید با ترکیب مایونز و کمی تخممرغ آبپز امتحان میکنم
بابا میگه مشتریها این چیزا رو نمیپسندن ولی به نظرم عجیبه که کسی ریسک نکنه
کلاً وقتی دستت به مواد غذاییه، آدم دلش میخواد یه چیزی بسازه که تا حالا کسی نخورده باشه 😅👌🏼🔥
🫠
پدرم
فکر
میکنه
من
تو
خونه
فقط
استراحت
میکنم
😬
نمیدونه
کلنجار
رفتن
با
تامینکنندههای
مواد
ارگانیک
از
دعوا
با
پدر
سختتره
💀
ولی
بازم
میگه
«پسره
کار
نمیکنه»
😮💨
یه سری میگن ظرف غذای گربه رو نشورید تا سیستم دفاعیشون قوی بشه 🫠 والا من ترجیح میدم سیستم دفاعی اون رشد کنه ولی من مجبور نباشم با بوی ماهی گندیده توی خونه کنار بیام 🤲
یه جورایی دلم میخواست میشد کل این ترافیک و شلوغی رو هم مثل چیدمان قفسههای انبار مرتب کرد؛ هر کی یه لاین مستقیم داشته باشه و هیچجا تداخل پیش نیاد 🫠
به نظرتون تو این هرجومرج شهر اصلاً منطقی هست که دنبال نظم بگردیم 🤪😂
بعضی همسایهها جوری روی ساعت رفت و آمد آدمها حساسن که انگار شغلشون نظارت بر کوچه است! واقعاً تو این همه ترند و اتفاقات عجیب دیجیتال، هنوز چک کردن ترددای ما جذابترین سرگرمیشونه؟
یه دفترچه یادداشت قدیمی ته کیفم پیدا شد. لیست مسیرهای تور سال پیش بود؛ جاهایی که فکر میکردم حتماً باید ببرمشون. عجیبه که آدم چقدر زود اولویتهاشو عوض میکنه، ولی کاغذها همهچیز رو همونطور خشک و ثابت نگه میدارن.