مادرجان من افسردهام
من به گا رفتهام
پولی که درمیآورم فقط خرج غذایم میشود
تفریحی به جز غذا خوردن ندارم
نسبت به آینده اصلا امیدوار نیستم ، نه آینده این کشور خرابشده و نه آینده هیچ خرابهی دیگری روی کرهزمین
نسبت به انسانها و رفتارهایشان بدبین و ناامید هستم ، دیگر هیچ صداقت ، مهربانی ، گذشت ، بخشش و صفات نیک اخلاقی در بین آنها نمیبینم
پیشرفت در این زندگی امری به شدت دور از ذهن است
حالا که میپرسی چته ؟ چرا اینجوری شدی ؟
پاسخ ساده است مادرجان ، من به گا رفتهام
خیلی سعی کردم و سعی میکردم و سعی میکنم
اما فایدهای ندارد
بنظرم حضور یک "ابله" در یک خانواده به طرز معناداری عملکرد کل اون خانواده رو تحت شعاع قرار میده.
ابله: یعنی کسی که نمیدونه چه چیزی رو،
کجا و چطور به چه کسی بگه.
تنبلى ميتونه يک رابطه رو نابود كنه.
درسته كه خيانت نميكنى، ولى خبرى از گل، سورپرایز، قدردانى، پیامهای محبت آميز و قرار عاشقانه هم نيست!
پس آره...
واقعيت اينه كه تنبلى ميتونه كم كم عشق روبُكشه وگاهی وفادار بودن به تنهايى براى پايدارى رابطه كافى نيست!
من هر روز از دست کسانیکه شش ساعت بعد جواب پیغام مرا میدادند عصبانی می شدم.
چون پیش خودم می گفتم بابا این یعنی توی این ۶ ساعت گوشی اش را چک نکرده؟
حتی بعدا که همدیگر را میبینید، هر چند دقیقه یک بار جلوی چشمت گوشیاش را چک میکند.
یک نفر است، اما دو رفتار کاملاً متفاوت دارد. پیام دادن به تو و چک کردن گوشی، از دو بخش متفاوت مغز سرچشمه میگیرند و فقط یکی از آنها یک انتخاب آگاهانه است.
جواب دادن به پیام تو نوعی کار محسوب میشود. طرف باید پیام را بخواند، به جوابش فکر کند، لحن مناسب را پیدا کند و دکمه ارسال را بزند.
هر چیزی که شبیه وظیفه یا کار باشد، بهراحتی به تعویق میافتد؛ درست مثل یک ایمیل خوانده نشده که ممکن است چند روز همانجا بماند.
از طرفی پیام تو جلوی چشم نیست، بنابراین هیچ چیزی در محیط وجود ندارد که مدام یادآوری کند کسی منتظر پاسخ است. کمکم پیام در فهرست گفتگوها پایین میرود و فراموش میشود.
اما چک کردن گوشی دقیقاً برعکس است. این کار اغلب بهصورت خودکار انجام میشود.
گروهی از پژوهشگران در دانشگاه آلتو فنلاند نحوه استفاده مردم از تلفن همراه را بررسی کردند و دریافتند بیشتر استفادهها شامل نگاههای کوتاه و ناخودآگاه به گوشی است.
هر بار فقط چند ثانیه طول میکشد: صفحه را باز میکنند، یک برنامه را نگاه میکنند و دوباره گوشی را کنار میگذارند؛
معمولاً در کمتر از سی ثانیه. مردم آنقدر این کار را تکرار میکنند که حتی متوجه تعداد دفعاتش هم نمیشوند.
میانگین این رفتار حدود ۱۸۶ بار در روز است؛ یعنی تقریباً هر پنج دقیقه یک بار در تمام ساعات بیداری.
گوشی تو شبیه یک دستگاه اسلاتماشین (ماشین قمار) عمل میکند.
هر بار که به آن نگاه میکنی، ممکن است پیامی از کسی که دوستش داری ببینی، یک ویدیوی خندهدار پیدا کنی، یک اعلان جدید داشته باشی یا اصلاً هیچ چیز نباشد.
هیچوقت نمیدانی کدام اتفاق خواهد افتاد. همین ندانستن، قلابی است که مغز را گیر میاندازد.
ماده شیمیایی پشت این ماجرا دوپامین است و دوپامین با «انتظار» کار میکند؛
همان کششی که هنگام منتظر ماندن برای دیدن نتیجه احساس میکنی. میزان ترشح آن زمانی به اوج میرسد که نتوانی حدس بزنی چه چیزی در راه است.
اما پیام تو که قبلاً خوانده شده و همانجا نشسته، دیگر هیچ غافلگیریای ندارد. بنابراین مغز بهجای انجام دادن زحمت پاسخ دادن، به سمت رازِ پشت صفحه قفلشده گوشی کشیده میشود.
به همین دلیل، وقتی کسی سر میز شام مدام گوشیاش را برمیدارد، معمولاً ربطی به تو ندارد.
پژوهشگران دانشگاه ویرجینیا تک دریافتند که حتی صرفِ وجود یک گوشی روی میز، آن هم رو به بالا، باعث میشود هر دو نفر کمتر از گفتگو لذت ببرند و احساس کنند کمتر درک شدهاند.
این اثر در میان دوستان نزدیک حتی شدیدتر است. گوشی لازم نیست زنگ بخورد یا اعلان دریافت کند؛ صرف حضورش کافی است تا بخشی از توجه فرد را از گفتگو بیرون بکشد.
پس دیر جواب دادن به پیامها و در عین حال مدام گوشی را چک کردن، در واقع تناقضی نیست.
آن یکی کاری است که فرد مدام از زیرش در میرود و به تعویقش میاندازد. دیگری عادتی خودکار است که اغلب حتی خودش هم متوجه انجام دادنش نمیشود.
به هر حال این اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم میسوزیم و میسازیم. قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز.
-صادق هدایت.
در مرحلهی خاصی از مواجهه با رنج، انسان تنهایی را برمیگزیند.
چرا که متوجه میشود هر حضوری تنها رنجش را مضاعف میکند. درک پریشانی درونش برای ناظر بیرونی ناممکن است.
سکوت را انتخاب میکند یا دیگر نقابها را؛ خشم، مسخرگی، بیتفاوتی و…
پسر کاناداییه داشت میگفت"جشن گرفتن روز تولد کار لوزراست، یعنی چی که فقط چون survive کردی جشن بگیری؟ جشن واسه دستاوردهای بزرگه."و من اینجوری بودم که توعه وایتِ کس دغدغه آخه چه میفهمی که یه وقتایی بزرگترین دستاورد survive کردنه!