بنظرم کانون پرورش فکری واقعا یکی از تاپ تن تجربه های ناب کودکی بود. یک escapism خالص برای کسی که در محیط تهوعآور مدرسه داشت دیوانه میشد.
بعد میرفتی اونجا و کتاب میخوندی یا کلاس داستان نویسی و نقاشی داشتی مثلا.
بچهها اینا راستیراستی آدم کشتن.
هممونو کشتن و مثل برگ درخت ریختند تو کهریزک و راهروی بیمارستانها.
چجوری یادتون رفته؟ چجوری بعد از دیدن مادری که رو جنازه بچهاش کاپشن کشیده بود که سردش نشه، بازم دارید اما و اگر میارید؟
نمیفهمم، از درکم خارجه