In the hum of wires & whisper of leaves,
lie traces of the geometry of chaos,
where light fractures dreams into truth,
and shadows script the art of becoming.
وقتی مسالهی خیابون و گلوله به دعوای هشتگ و توئیت تبدیل یشه یعنی فاز عوض شده و گُه داستان دراومده.
وظیفهی اپوزیسیونه که برنامهریزی و هماهنگی بکنه که طبق معمول رفته گل بچینه.
اینکه میرحسن موسویها و علی بندریها افتادند به نشخوار دوبارهی مفاهیم مزورانهی اصلاحطلبی هم به دلیل ترس حکومت از تثبیت همین جریان پیشروست.
همه کار میکنند تا قسمتی از بدنهی این جریان و انقلاب پیشرو رو اسیر مفاهیم عقبماندهی خودشون بکنند آشغالکلهها...
اینکه دنیای متمدن رژیم و بازوی نظامی/اقتصادیش سپاهپاسداران رو تروریست اعلام کرده فرصتی تاریخی برای مردم ایرانه تا هویت و فردیت خودشون رو مجزا از مفاهیم قدیمی(کشور، حکومت، ارتش و غیره) تعریف کنند و به سمت آزادی، پیشرفت و انسانیت برند. این یک جریان و انقلاب بسیار پیشرو و مدرن در تاریخ جهانه.
According to U.S. and European officials involved in the ongoing negotiations who spoke to the New York Times, three demands have been given to the Iranians to prevent potential military actions by the United States, these include:
- Permanent end to all enrichment of uranium at sites throughout Iran.
- Limits on the range and number of long-range ballistic missiles maintained by Iran’s Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC).
- End to all support for proxy groups in the Middle East, including Hamas, Hezbollah and the Houthis operating in Yemen.
دیگه هیچ آدم درست و حسابیای نیست که نوشتههای امثال «نسیم نوروزی» رو بخونه. اکانتهایی که نوشتههاش رو تحلیل میکنن و فحشاش میدن غالبن لایهی دوم پروپاگاندا هستن. از من میشنوید اونها رو هم بلاک کنید.
از این حجم تمرکز و تبلیغات رسانهای روی رضا پهلوی در خارج از کشور اصلن خوشحال نیستم. اگر بیاد آخوندا رو بیرون کنه و شاه بشه، دستش رو هم میبوسم، اما تمرکز باید روی خودِ ایران و آزادی مردمش باشه، که همین بهتنهایی کافیه. این میزان شخصیتمحوری، متأسفانه علامت خوبی نیست.
تو تجمعهایی که شرکت کردم، بخش زیادی از جمعیتِ غیرایرانی وقتی شعار «جاوید شاه» یا مشابهش مطرح میشه، عملن علاقهشون به موضوع رو از دست میدن. این تغییر رو میشه خیلی واضح تو چهره و رفتارشون دید (میخندند یا میکشن میرن). حالا واقعاً نمیدونم چرا بعضی رسانهها بهجای تمرکز روی اقدامات استراتژیک برای جذب حمایت خارجی، مدام مشغول تبلیغ پهلویند.
بحث من ضدّ یک شخص خاص نیست. مسئله اینه که هدفِ مبارزه باید «آزادی ایران و مردمش» باشه، نه ساختن یا تقویت یک چهره بهعنوان محور همهچیز.
در شرایط بحرانی، طبیعیه که جامعه دنبال نماد و چهره بگرده. اما وقتی تمرکز بیشازحد روی یک فرد میره، خطر شخصمحوری، دوقطبی، و انحراف از هدف اصلی بالا میره.
اگر کسی بتونه جمهوری اسلامی رو کنار بزنه و آزادی رو محقق کنه، نتیجه مهمتر از اسمها و عناوینه. ولی تا وقتی به اون نقطه نرسیدیم، تمرکز روی آزادی، مطالبات، و همبستگی ملی از هر «شخصیتسازی» ضروریتره.
نظرسنجی:
چه مقدار احتمال میدین جمهوری اسلامی تابستان سال آینده رو نبینه!
1. داخل کشورم. احتمال زیاد نمیبینه
2. داخل کشورم. احتمال کم نمیبینه
3. خارج کشورم. احتمال زیاد نمیبینه
4. خارج کشورم. احتمال کم نمیبینه
با هر کانادایی که صحبت میکنم (اکثرن هم ضد چپ) از شدت کشتار متعجبند و همدل. ولی بحث پسر شاه سابق رو نمیتونن باور و هضم کنن. حق هم دارن متاسفانه.
وقتی بهشون میگم چارهای نیست و همینه که هست، نگاه ترحم آمیزی بهم میکنن، یه آرزوی موفقیت بهم میگن و بحث تموم میشه.
وظیفهی ایرانیان برای سرنگونی جمهوری اسلامی این نیست که به رضا پهلوی «باور» داشته باشن. همینکه با هم بیایم بیرون و سرنگونی رژیم رو فریاد بزنیم کافیه. اتفاقاً باورها را نگه دارین و وا ندین که خطرناکه و در عین حال دموکراسی و آزادی دقیقاً یعنی همین.