کتابهای برج به کتابفروشیها رسیدند. خیلی دوست داریم که کتابهای ما را از کتابفروشیها تهیه کنید. اکثر کتابفروشیها در اینستاگرام یا توییتر هستند و میتوانید از این طریق و یا حتی تلفنی سفارش بدهید. سایتهای معتبر فروش کتاب و سایت #نشر_برج هم برای خرید اینترنتی در دسترس شماست.
مشغول خواندن کتابی دربارهی دیکتاتوری هستم. "شاه کرنش کنان می کشد". هرتا مولر نوشته است. شگفت انگیز و همذات پندارانه. چه ترجمه ای هم دارد. از امیر معدنی پور. نشربرج. حتما #بردار_بخوان
اکوادور و پرو همسایه هستند اما با وجود بسیاری اشتراکات( انباشت کودتا) بعضا در مقابل یکدیگر هستند که اوجش را می توان جنگ (۹۰)دانست، در این راستا هم می توان معبری زد در باب یوسا و کاردناس، نثر یوسا شسته رفته است اما کاردناس محاوره ای و...اما با این همه هر دو راوی سرخوردگی هستند.
روایتی مستند و تاریخی از وقایع یکصدوبیست سال اخیر تاریخ روسیه، حماسهای که از مسیر سرنوشت یک خاندان میگذرد. سرکوبهای آغاز قرن بیستم، دیکتاتوریای که از دل انقلاب کمونیستها برآمد، اعدام صدها هزار شهروند، و جبهههای جنگ هیچیک از شش نسل خانوادهی آستسکی را بینصیب نمیگذارد.
«مارکسیستها هم گناه مارکس نیستند.جماعتِ سرگردان مارکسیست، با تمام گونههای متقابلاً ستیزهجو و غالباً آدمکشش، علاوهبر انقلابیونِ رمانتیک، مبارزان راهِ آزادی، قهرمانان زن و مرد، دانشگاهیان، مرگپَرَستان یا بوروکراتهای احمق... خیال میکنم تمامشان از این کتاب نفرت خواهند داشت.»
چهره واقعی #ترکیه در سریالهایش نیست ،چهره واقعی و پشت پرده ترکیه را باید در کتابهایش یافت ،کتابهای مانند #اولکر_آبلا(خواهر آبلا) ،کتابی که جامعه خشن مرد سالار را در ورای یک داستان تعریف می کند و تصویری واقعی از زندگی #زنان طبقه کارگر ترکیه نشان می دهد
@seraysahiner@borjbooks
اینجا سوریه است؛ مرگ بالای سر هر لحظه از زندگی سایه میاندازد. جسدی دارد متلاشی میشود و دو مرد و یک زن در سکوتی تلخ سوار بر اتومبیل مشایعتش میکنند تا به سینهی خاک زادگاهش بسپارند. در میان شعلههای جنگ و بمبهایی که هنوز از قربانیگرفتن سیراب نشدهاند.
«شجریان وارث جایگاهی تاریخی است که، برای بیش از پنج دهه، در اپیزودهای مختلف دولت-ملتسازی پهلوی برای جایگاه مرکزی موسیقیدان ملی (و بعدتر «اصیل») برساخته شده است.»
برساخت «اصالت» | مطالعهی انتقادی تاریخ اجتماعی ایران از دریچهی موسیقی | آیدین آریافر
موضوعی میانرشتهای دربارهی ماهیت هویت، خاطرات، جامعه، و تروما. برایسون شرح میدهد که چگونه در پسافاجعهی خشونت ناشی از تعرض جنسی، هویتش نابود شد و چگونه کوشید تا آن را از نو بسازد.
چهارم ژوئیهی ۱۹۹۰ در جنوب فرانسه، وقتی سوزان برایسون به پیادهروی صبحگاهی میرفت، مهاجمی از پشت به او حمله کرد، سخت کتکش زد، به او تجاوز کرد، خفهاش کرد و چون او را مرده پنداشت، همانجا رهایش کرد.
سوزان زنده ماند، ولی جهانش نابود شد.
تحصیلات و دانشش در فلسفه، پس از آن تهاجم، دیگر به کارش نیامد تا به جهانش معنایی ببخشد؛ باورهای پایهای او دربارهی ماهیت خود و جهان فروشکست. این کتاب روایتی واقعی، زیبا و جسورانه از فرایند بهبود برایسون و پژوهش فلسفی او دربارهی تروماست؛