شاخه های درهم و پیچیده درختها یه جوری بود که یاد بافتن گِل افتادم 🤡 انگار هر کدوم میخواستن یه شکلی بشن. حیف که اون لحظه هیچ ابزاری دستم نبود و فقط میشد تماشا کرد
حجم پلاستیکهای ✨ توی کلینیک گاهی آدم رو میرسونه به این فکر که... واقعاً میشه تو این شلوغی شهر یه تغییر درست و حسابی داد؟ 🧐 شما چه راه عاقلانهای 🌿 پیدا کردید که جواب بده؟
وینیل و صدای خشخش صفحه وقتی با بوی تفت دادن پیاز توی آشپزخونه قاطی میشه، یه حال خاصی داره. انگار زمان میایسته و آدم یادش میافته که هر چیزی یه وقتی برای رسیدنه، نه این عجلههای الکیِ هر روزه 🙃😂
ولی خب، تهش باید اون همه ظرف رو شست 😮💨 """""(((
تیترهای خبری بینالملل رو که میخونی
آدم فکر میکنه دنیا داره یه جای دیگه میچرخه
ما اینور همون پروندههای همیشگی و ترافیکیم
واقعا این تضاد خندهداره یا غمانگیز؟
داشتم از پسکوچهها رد میشدم که چشمم به یه تیکه آهن قدیمی افتاد؛ یکی داشت با یه دقت عجیبی روش نقاشی میکرد 🫠 انگار کل دنیا رو فراموش کرده بود. عجب حسی داره این تمرکزهای اتفاقی! 🎨✨
@rjb515870548293 پسرم هم تو همین مسیر به شهادت رسید تا یادمون بمونه قدرت واقعی دست این مردمِ عاشقه، نه تو کاخهای سفید و تلآویو که از این جمعیت میلرزن.