خیلی غم دیدیم. چقدر مصیبت چشیدیم. در آخر این راه اما، «جنگ» به عنوان راهحل مسألههای سیاسی «باید» برای همیشه از دیکشنری جمعی ما پاک بشه، و این تنها دستاوردیه که شاید بتونه دردِ بزرگ و بهای سنگینی که ایران پرداخت کرد رو کمی آرام کنه.
دونه دونه داریم به نتِ وضعیت قبلی وصل میشیم و برای هم پیام میذاریم. یکی بغض کرده، یکی بدو بدو داره میره خونه مامان و باباش که گوشیاشونو وصل کنه به اینترنت، یکی میگه باورم نمیشه این همه روز طاقت آوردیم و یکی دیگه میگه دم همتون گرم، دم مردم گرم.
حق ما این زندگی خفتبار نبود.
سلام به همه دوستان عزیز.
دلم برای اینجا تنگ شده بود. حاضر نبودم ذلت و ستم اینترنت طبقاتی را بپذیرم و به نت وصل بشم.
در تمام این چند ماه تنها دو روز خانههای بلوط تعطیل بود.
شادی و دانایی کودکان تعطیل بردار نیست.
خبرهای خوب زیاد دارم.
اعدام بازدارندگی ندارد. اینقدر که کاملا روشن است. اگر داشت، تا بحال بعد از چند دهه دیگر نباید اعدامی میداشتیم. اعدام چرخه خشونت را هم متوقف نمیکند. از قتل جلوگیری نمیکند. جرم سیاسی را کم نمیکند. قاچاق و دزدی را کاهش نمیدهد. اثر اجتماعی مخرب هم دارد. دهها خانواده را ناقض میکند و تخم نفرت میکارد و فقر و بیچارگی میآورد. اعدام هیچ آوردهای برای جامعه ندارد و البته خطای داوری در آن غیرقابل جبران است. اگر به اشتباه جانی گرفته شود دیگر نمیتوان آن را بازگرداند. مجازات اعدام باید متوقف شود. ما نباید جان بگیریم. نباید کار دولت آویزان کردن مجرمین از طناب باشد. نباید.
جادستمالکاغذیها رو زنان روستای شفیعآباد کرمان به روش پتهدوزی دوختن. این زنان بخشی از درآمدشون رو برای تعمیر و نگهداری قنات روستا اختصاص میدن.
با خرید این محصول به تداوم این هنر و همینطور قنات روستا کمک میکنید.
🏷️۱.۲۰۰.۰۰۰ T
سفارش از سایت یا دایرکت
https://t.co/ZCzBpT1GPs
سالار. باید صبح تا شب بدویم بلکه بتونیم پا به پای هزینهها و اجاره بیاییم. مدرسه بچه رو هم که تعطیل کردی باید به دندون بگیریم ببریمش اینور و اونور. اینترنت هم که اونطور. دشمن خارجی هم که اینطور. امیدی هم که بهمون نمیدی. بریم بمیریم زحمت رو کم کنیم؟
آفرین به تو هموطن شجاع من که از اوباش قدارهکش نترسیدی و توی دهان سگ نتانیاهو زدی.
خائت وطن فروشی که برای قاتلان آمریکایی کودکان میناب اشک ریخت، غلط میکند بگوید «ایران من». باید همه جای دنیا توی دهانش زد.
دست مریزاد.
واقعا نمیفهمم چطور بعضی از آدمها به بهانه «امنیت» و این پرت و پلاها از بسته بودن اینترنت دفاع میکنند. ببینید عزیزان. اگر درِ این باز بشه که «اضطرار» میتونه حقوق انسانی آدمها رو محدود کنه، این راه ته نداره. چرا شرایط اضطراری نتونه آب و برق آدمها رو قطع کنه؟ چرا نتونه شکنجهشون رو توجیه کنه؟ چرا نشه جانشون رو بگیره؟ اجازهی سلب حقوق شهروندی به بهانه اضطرار، فقط کثافت از دلش بیرون میاد. همهچیز میتونه مجاز بشه. همه جنایتی رو میشه موجه کرد. اینترنت ابزار ضروری زندگی امروزه. قطعش با «هیچ» منطقی موجه نیست. با هیچ منطقی.
در ایران «تحقیر» یک سیاست رسمیه. جان به لب کردن جامعه تا به یادش بیاره که چقدر در مقابل حاکمیت ناتوانه و چقدر خواست و ارادهاش برای قدرت بیاهمیته. اینترنت یک نمونهست. یاد آدمها میاره که کت تن کیه. که عاملیتشون ناچیزه. شهروند نیستند. هیچاند.
انگشت در زخم کردن برای تثبیت قدرت
وبسایت https://t.co/KP3zaJNWOq راهاندازی شد تا هویت تمامی غیرنظامیانی را که در حملات هوایی امریکا و اسرائیل به ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به شهادت رسیدهاند، ثبت و مستندسازی شود.
نمیدونم چند وقت از آخرین باری که اینترنت داشتم میگذره. تو این مدت بیکار هم شدم. من ۸ ساله روزنامهنگارم و بیشترش رو اقتصادی نوشتم. اگر کاری حتی حقالتحریری سراغ داشتید خبرم کنید
فکر میکنم هر کس که بعد از این جنگ در ایدههایش بازنگری نکند آدم جدیای نیست. جنگ چیزیست عینی. واقعی. نزدیک. در محضر او ایدههای انتزاعی کنار میروند و محک واقعیت آنها را بیمعنا میکند. بعد از جنگ بازاندیشی لاجرم میشود و همه ما، هممممه ما اشتباه میکردیم. هر کس به اندازهای.
یکی از افتخارات من، توسعه و کیفیت پادکست در ایران بود.نگرانی عمدهام این است که بسیاری از پادکستران حرفهای بیشتر از چند ماه اصلاً نتوانستند کارشان را ادامه دهند. اینکه حتی دسترسی به اطلاعات، کیفیت آن و شکل جذب اطلاعات کاملاً مبتنی بر طبقه اجتماعی شده، واقعاً نگرانکننده و خشمانگیز است.
برای نیروهای دفاعی کشور احترام زیادی قائل هستم، اما به همان اندازه از سیاستگذاریهای اجتماعی و فرهنگی خشمگینم.