@eco_iran_couple چیزی که واضحه عکسهایی از بیش از یک سده قبل را با معیارهای امروزی به نقد نشستهاید. این دیدگاه فاصلهی زیادی از واقعیت دارد و با احترام، تداعیگر ابتذال نگاه است به منابعی ارزشمند.
یکی را از مشایخ شام پرسیدند از حقیقت اپوزیسیون.
گفت: پوزیسیون طایفهای در جهان بودند به صورت پریشان و به معنی جمع، اپوزیسیون جماعتی هستند به صورت جمع و به معنی پریشان.
حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان
طبیب آمد طبیب آمد «طبیب هوشیار» آمد
کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد
مهی آمد مهی آمد که دفع هر غبار آمد
#فرهاد_میثمی
شاهنامه و فرهنگ ایران به چاپ دوم رسید.
این کتاب در بردارندهٔ ۶۵ مقاله است که استاد جلال خالقی مطلق در گذر سالها برای دانشنامهٔ ایرانیکا، چاپ نیویورک، که به سرپرستی استاد احسان یارشاطر به زبان انگلیسی انتشار یافته و مییابد، نوشته است...
https://t.co/MZjXjeKJUw
به هیچ صورت ز دورِ گردون نصیبِ ما نیست سربلندی
ز بعدِ مردن مگر نسیمی غبارِ ما را بَرد به بالا
رمیدی از دیده، بیتأمّل، گذشتی آخر به صد تغافل
اگر ندیدی تپیدنِ دل، شنیدنی داشت نالهٔ ما
«مفاعلن فع، مفاعلن فع، مفاعلن فع، مفاعلن فع»
#بیدل
نهانی یکی نامه نزدش نبشت
خط و خون دیده بهم برسرشت
که بر یک گنه گر بگشتم ز راه
فتادم به پاداَفره صد گناه
همه بوم و شهرم سر بی تن است
به هر خانه بر کشتگان شیون ��ست
ز یزدان و از روز انگیختن
بیندیش و بس کن زخون ریختن
«#گرشاسبنامه، اسدی توسی»
پاداَفره: کیفر، مجازات