اکثر اینایی که میبینید ازدواج میکنن راحت و آسون انگار که هیچ مشکلی وجود نداشته بدونین که دختره پونصد بار چشمشو رو خیانت پسره و هزارتا مشکل دیگه پسره بسته که فقط ازدواج کنه بره من به چشم اینو واضح دیدم تو همه اطرافیانم=)
هميشه برام عجيبه كه زن ها تا وقتى يه رابطه واقعا تموم نشه، به كسى نمیگن توش چی بهشون گذشته، فقط چون نمیخوان اطرافيانشون از مردى كه هنوز خيلى دوستش دارن، متنفر بشن. :))
تا ابد میتونم در این مورد بنویسم.
وقت داشتن بشینن نوک سینه زن رو بر اساس چند سانت بالا پایین بودن بررسی و دسته بندی کنن و راه حل پیدا کنن، اما برا بیماری سگ مصب تنبلی تخمدان و آندومتریوز و هزارتا کوفت و زهر مار دیگه وقت نکردن.
چرا؟ چون اونا تاثیری توی لذت بردن از بدن زن نداره.
من نمیفهمم افتادگی سینه رو چرا عیب حساب میکنین
اگرم کسی قراره مقصر باشه زمینه و جاذبهاش
وگرنه چطوری از یه چیز نرم و بدون استخوان و حتی بدون غضروف انتظار دارین رو هوا خودشو سفت نگه داره
میخواید میزان خودخواهی یه انسان رو بسنجید رفتارش رو وقتی که خودش بیدار شده و بقیه خواب هستن ببینید.
هرچقدر پر سر و صدا تر و بی ملاحظه تر نسبت به آدمی که خوابیده همون قدر تر خودخواه تر و بیشعور تر.
تازه با تئورى (هيج وقت استخونم نشكسته)) آشنا شدم ميگه اگه تا حالا استخونت نشكسته، پس قرار نبوده درد فيزيكى زيادى بكشى؛ در عوض قراره از نظر روحى و روانى و احساسى داغون شى
تو منو ناراحت میکنی و فکر میکنی چیزی نشده. من استرس میگیرم، اسید معدم میزنه بالا، ریتم دستشویی رفتنم بهم میریزه، نمیتونم غذا بخورم و سه روز با عزراییل کشتی میگیرم.