BREAKING: To understand how terrorist the Islamic regime of Iran is, just look at who it executed yesterday.
Political prisoner Amir Hossein Safari, one of the protesters publicly executed yesterday in the city of Isfahan, had both hands disabled. Yet the terrorist regime falsely claimed that he had attacked four of its security forces with a knife in order to justify his execution, even though he had been unable to use his hands since childhood.
This is a terrorist regime that seeks to spread fear throughout society by executing as many political prisoners as possible while falsely accusing them of attacking the regime's own security forces to justify these executions.
@ashtonmediaco@NiohBerg@marklevinshow Enjoy your inhumanity and ignorance, I’m Iranian and fully aware of what’s going on in my country.
Shame on you and your brain washed brain.
BREAKING: The Islamic Republic is preparing to execute 4 more young men from the Isfahan Alikhani Square case.
Families of Qa'em Hosseini, Amirhossein Maleki, Ali Dashti, and Shervin Bagheri have been summoned to prison for a final visit.
Shervin Bagheri was the teenager who, when the judge told him his charge was "moharebeh," asked in fear: "What does moharebeh mean?"
Last week they killed Gol-Mohammad Mohammadi and Erfan Esfandiari from the same case.
Yesterday: Amirhossein Safari and Abolfazl Sepahi.
This is a massacre.
#IranMassacre
@ashtonmediaco@NiohBerg@marklevinshow I'm sure you're not even a Palestinian supporter. Your hate for Trump and your brainwashed brain cannot let you see the reality.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، شروین باقری، از معترضان پرونده اصفهان، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد. به خانواده او گفته شده برای آخرین ملاقات به زندان مراجعه کنند . شروین باقری نیز در حال انتقال به سلول انفرادی است.
روز سهشنبه اقدام جمهوری اسلامی در اجرای حکم اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، دو تن از معترضان دیماه، در خیابانهای اصفهان، با واکنشهای گسترده شهروندان و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد. بسیاری این اقدام حکومت را «وحشیانه» و «جنایتی علیه بشریت» خواندند و از آن ابراز انزجار کردند.
یک منبع آگاه به ایراناینترنشنال خبر داد قائم حسینی، امیرحسین ملکی و علی دشتی، سه تن از معترضان انقلاب ملی در اصفهان، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارند. در پی تشدید موج سرکوبها در ایران، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از ��امعه جهانی خواست صدای زندانیان محکوم به اعدام باشد.
https://t.co/y7st0naQtI
Meet Anahita Azarshab. Hours ago she bravely protested the public executions at Alikhani Square in Isfahan.
An IRGC sniper shot her dead.
The Iranian regime is pure evil and will never change. President Trump: stop talking and act! Free Iran! (@POTUS)
Iran has executed two more men convicted in the Alikhani Square protest case in Isfahan, according to the state-affiliated Fars news agency, hours after fears mounted that authorities were preparing another wave of executions.
https://t.co/PMvrcpHa1O
BREAKING:
Islamic regime forces are attacking people in Isfahan who are trying to stop the Islamic regime’s public hanging of Amirhossein Safari, Abolfazl Sepahi and Alireza Sepahi.
They were sentenced for taking part in January’s anti-regime protests
فوری: گزارشها از میدان علیخانی اصفهان حاکی از آن است که جمهوری اسلامی در حال آمادهسازی برای اجرای اعدام در ملأعام چند تن از جوانان شجاع ایران است.
جان امیرحسین صفری، ابوالفضل سپاهی و علیرضا سپاهی در خطر جدی است و خانوادههای آنها به ملاقات آخر فراخوانده شدهاند.
جهان باید هماکنون برای توقف این اعدامها اقدام کند.
«قلعه الموت را مثل یک بچه از دل خاک بیرون آوردم، بزرگش کردم و حالا در فهرست میراث جهانی بشر ثبت شده است.» اینها بخشی از سخنان حمیده چوبک، باستانشناس و مدیر پیشین پایگاه میراث فرهنگی الموت، ساعاتی پس از ثبت جهانی پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در چهلوهشتمین نشست کمیته میراث جهانی یونسکو در شهر بوسان کره جنوبی است.
چوبک که بیش از ۲۵ سال از زندگی حرفهای خود را صرف کاوشهای باستانشناسی، مرمت، حفاظت و تهیه پرونده ثبت جهانی الموت کرده، در گفتگویی اختصاصی با «صدای میراث» گفت: «آنقدر خوشحالم که واقعا نمیدانم چه بگویم. خوشحالم که پیش از مرگم توانستم چکش یونسکو را بر ثبت جهانی قلعه الموت ببینم.»
پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته» بدون هیچگونه ایراد یا درخواست اصلاح، در همان مرحله نخست به تصویب کمیته میراث جهانی یونسکو رسید، اتفاقی که به گفته کارشناسان، در میان پروندههای ایران کمسابقه است.
حمیده چوبک دلیل این موفقیت را جایگاه تاریخی و شهرت جهانی الموت دانست و گفت این مجموعه، برخلاف بسیاری از آثار تاریخی، از گذشته در سطح جهان شناخته شده بود و ارزش جهانی آن نیازی به روایتسازی نداشت. به گفته او، الموت مرکز حکومتی بود که نفوذ آن فراتر از مرزهای ایران گسترش یافته بود و همین ویژگی، جایگاه جهانی آن را تقویت میکند.
او همچنین به تعهدات ایران پس از ثبت جهانی این اثر اشاره کرد و گفت ایمنسازی قلعهها، حفاظت اصولی از بناها، مدیریت گردشگری، کنترل تعداد بازدیدکنندگان و فراهم کردن دسترسی مناسب به مجموعه، از مهمترین الزاماتی است که یونسکو بر اجرای آن تاکید کرده است.
چوبک در بخش دیگری از این گفتگو به یکی از مهمترین فرضیههای باستانشناسی درباره الموت اشاره کرد و گفت: «احتمال میدهیم آرامگاه حسن صباح و ۱۸ تن از یارانش در محدوده مسجد روستای گازرخان قرار داشته باشد.» فرضیهای که در صورت اثبات، میتواند یکی از مهمترین کشفیات باستانشناسی سالهای اخیر ایران باشد.
با ثبت ا��ن پرونده، قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن به عنوان سیامین اثر فرهنگی ملموس ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت.
شاهنشاها، یکسال دیگر از آخرین دیدار ما سپری شد، و این بار من هم از طرف خودم، و هم از طرف نمایندگان ملت ایران، برای ادای احترام، و همینطور دادن گزارشی کوتاه از آنچه با تو و بی تو بر ایران و ایرانی گذشته و میگذرد، با تو همسر عزیزم گفتگویی دارم.
امروز چهل و شش سال از روزی که ایران و ایرانیان، و همینطور من و خانواده ات را ترک کردی میگذرد، و در این مدت چه ها که بر ما و بر سر این ملک و ملت گذشته.
از اوایل قرن بیستم ایران با داشتن دو رهبر بزرگ نگر، قدم در راهی گذاشت که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی تصور آن را هم به خودش راه نمی داد.
پدرت، رضا شاه بزرگ، در سختترین دوران جهان آنروز، ایران را از تقسیم و تجزیه نجات داد و پایه های کشوری متمدن و مستقل را بنا نهاد.
سپس به همت کار مداوم تو، شاهنشاه ایران، کشور ویران بعد از جنگ، تبدیل به ایران آباد شد، و ایرانی سرافکنده، مغرور و سربلند.
ایران کم کم مورد نگاههای حسرت بار بعضی و امیدواری بعضی دیگر قرار گرفت، و ابر قدرتها نیز به تدریج با نگاههای نگران به آن نگریستند.
در انتهای آن دوران طلایی، تمامی کشورهای منطقه در آرزوی بدست آوردن جزیی از آنچه ایران به دست آورده بود بودند، ولی تو کماکان به دنبال نشاندن ایران در سطح پیشرفته ترین کشور های جهان.
تو، شاهنشاه ایران زمین، با اعتقاد به حمایت بی چون و چرای ملت ایران هيچ نوع توافقی را با بزرگان جهان که حتی قدمی با ایران بزرگ مورد نظرت تفاوت داشته باشد قبول نداشتی، ولی افسوس که آن حمایت از تو دریغ شد، و بدون آن پشتیبانی حیاتی، تا به امروز شاهد خسارات بسیار سنگین و کمرشکن اش بوده ایم و هنوز هم هستیم.
ایرانی را که تو ترک کردی با تمامی کشور های جهان رابطه دوستانه داشت، و درهای آنها بدون ویزا برای ما باز بود، ولی ایران امروز، با عنوان حامی نخست تروریسم جهانی، تنها با شماری اندک رابطه ای نیمه دوستانه دارد.
در ایرانی که تو ساختی، درآمد یک کارگر ایرانی امکان یک زندگی راحت را به خانواده اش میداد. امروز کارگر ایرانی ��تی قادر به تهیه مایحتاج اولیه زندگی اش هم نیست.
ایران تو در مهم ترین کارخانه های جهان سرمایه گذاری میکرد، و به کشورهای اروپایی پول قرض میداد، و امروز کاسه گدایی دولت آن در انتظار اجازه آمریکا برای خرید غذاست.
پادشاه تاجدار من، به تو به عنوان همسری بی مانند و مهربان، و پدری با علاقه و توجه بسیار به زندگی و تربیت فرزندانش درود میفرستم.
به تو به عنوان ”بزرگ ارتشتاران فرمانده“ درود میفرستم. تو با جهان بینی، برای میهنت پنجمین نیروی دفاعی جهان را بوجود آوردی، تا هیچ کشوری حتی فکر تجاوز به ایران را هم به خود راه ندهد.
نسل جوان و برومند امروز ایران، همانهایی که رژیم اسلامی با صرف هزینه های هنگفت و دروغهای بزرگ درباره دوران ما، می خواست حامی خودش باشد، با آگاهی بسیار از آنچه ما ساختیم، با دست خالی، ولی با اراده ای آهنین رو در روی آنها ایستاده، به خاندان پهلوی درود میفرستد، و با صدای بلند سقوط رژیم وحشت را میخواهد.
همین چندی پیش شاهد بزرگترین کشتار تاریخ ملتی توسط دولت حاکمش بودیم، دهها هزار جوان برومند ما به فرمان رهبران امروز ایران، در تنها دو روز در خاک و خون غلطیدند، و ملتی را داغدار و خونخواه خود کردند.
امروز همان رهبران در آتش جنگی خانمان سوز، سخت درگیرند، و ملتی که آن روز همه چیز داشت، امروز گرسنه، بی دفاع و مستاصل نمی داند با چه فردایی رو بروست.
رضا، پسر بزرگت که هنگام رفتن تو جوانی ۱۹ ساله بود، رهبری باز پس گیری ایران و رسیدن به دوران گذار را به عهده گرفته.
امید من و همه ایرانیان است که با پیروزی نهایی نور بر تاریکی، ایرانیان، یک دل و یک صدا، و دست در دست هم کمر همت به ساختن آینده آن ببندند، و از نو ایرانی پیشرفته و سر بلند بسازند.
تا آنروز و آن خبر، با درود بر تو و عشقی بی پایان
فرح پهلوی
#فوری
اختصاصی ـ گزارش نورنیوز، ابعاد بسیار تکاندهنده و خطرناکی از ساختار ذهنی و تصمیمگیری سید علی خامنهای در آخرین روزهای حیات ننگینش را افشا میکند.
آرایش جنگی خامنهای برای مقابله با اعتراضات آینده
این گزارش نشانه چن�� واقعیت هولناک است:
۱/ تبدیل مردم معترض به دشمنِ جنگی و
سپ��دن پروندهٔ اعتراضات به شورای دفاع به جای شورای امنیت کشور یا وزارت کشور، تغییر رسمیِ ماهیتِ برخورد رژیم با مردم است:
وقتی خامنهای وظیفهٔ سرکوب را مستقیماً زیر چتر شورای دفاع تعریف میکند، یعنی علاوه بر آنکه در گذشته همیشه معترضان خیابانی را نیروی پیادهنظامِ دشمن خطاب میکرد حالا به دنبال آن بود که در اعتراضات بعدی رسماً جنگ داخلی مدل بشار اسد را اجرا کند.
این یعنی صدور مجوز برای استفاده از تمام ادوات و آرایش نظامی سنگینِ ارتش و سپاه در برابر مردم!
۲/ بیاعتمادی عمیق حتی به شورای عالی امنیت ملی
اصرار خامنهای برای واگذار نکردن این پروژه به دبیرخانه ش��رای عالی امنیت ملی و محول کردنِ مستقلیِ آن به علی شمخانی و یک کمیتهٔ فرعیِ شورای دفاع نشاندهندهٔ پارانویا و هراس شدید او از لایههای بیرونیترِ حاکمیت بوده است:
خامنهای حس میکرده شورای عالی امنیت ملی (به دلیل حضور وزرا و نمایندگان بوروکراسی) دچار کندی، تمرد یا ملاحظات سیاسی/دیپلماتیک است.
او یک اتاق جنگِ سرکوبِ ویژه میخواسته؛
حاشیهای، کاملاً امنیتی-نظامی و با وفاداری مستقیم شمخانی به شخص خودش تا بتواند بدون معطلی در بوروکراسی، خشنترین سناریوهای سرکوب را فرماندهی کند.
هولناکتر آن است که دستور کار این کمیته همزمان دو چیز بوده است:
۱. سازماندهی نیرو برای سرکوب اعتراضات
۲. بررسی حملهٔ قریبالوقوع آمریکا و اسرائیل
این توالی ثابت میکند که خامنهای این نتیجه رسیده بود که بزرگترین خطری که وجودش را تهدید میکند، همافزاییِ خشمِ ملیِ مردم با ضرباتِ خردکنندهٔ خارجی است.
خامنهای قصد داشت�� قبل از وقوع ضربهٔ خارجی، ساختار سرکوب داخلی را چنان اهریمنی و ارتقایافته کند که با اولین خیزش قتل عام میلیونی راه بیاندازد.
این افشاگری نشان میدهد که علی خامنهای در آخرین روزهای حکمرانیاش، رسماً کشور را در شرایط حکومتنظامی و جنگ با ملت قرار داده بود.
سپردن سرکوب به شورای دفاع اعتراف به این واقعیت است که رژیم، تمام مشروعیت داخلیاش را از دست داده بوده و تنها راه بقای خود را در تبدیل خیابانهای ایران به میدانِ نبردِ نظامی میدیده است.
از بیبی نتانیاهو و ترامپ سپاسگذاریم که این دو اهریمن را قبل از اجرای نیات شوم خود به درک فرستادند.
#جاویدشاه