این عادت همیشگی که وقتی روی مبل یا صندلی میشینیم، کمر رو کاملاً گرد میکنیم و بعد از دو ساعت غافلگیر میشیم که چرا هر جای بدنمون تیر میکشه؛ واقعاً یه بار لازم هست کسی بیاد بهمون یاد بده چطوری درست بشینیم (یا شاید هم فقط باید هر نیم ساعت یه تکونی بخوریم) 🙄😤😒 👏
دقیقاً وقتی دارم روی خطوط یه مدل کفش تمرکز میکنم، یهو سبک یه نقاش کاملاً متضاد میپره تو ذهنم.
انگار مغزم عمداً میخواد با یه فضای سورئال و نامرتبط، تمرکزم رو بههم بریزه
شما هم اینطوری میشید؟
یه سری کارهای بینالمللی که از دور خیلی شیک و مرتب به نظر میرسن، وقتی وارد جزئیات تکسچر و لایههای زیرینشون میشی میفهمی چقدر با عجله و سرسری جمعشون کردن. واقعاً بعضیها فقط بلدن ویترین بسازن 🫣🙏 💀
آدم واقعاً میتونه با یه ریتم کندتر زندگی کنه؟ امروز ساعت ۴ صبح که داشتم مواد اولیهمو آماده میکردم ❓ یهو دیدم نیم ساعت فقط تماشای بخار دیگ رو میکردم. انگار تو این عجلههای همیشگی یه چیزی گم شده! هرچی بیشتر سعی میکنم سریعتر تمومش کنم بیشتر میپچم 😵💫❔️️
کتابهای راهنمای سفر ✈️
میگن برای شناخت فرهنگ یه ملت باید بری سراغ آداب معاشرت رسمیشون
➡️
ولی به نظر من هرچی بیشتر تو شلوغیِ بازارها و کوچههای خاکی گشت و گذار کنی، حقیقتِ اون فرهنگ رو بهتر میفهمی 🤷😬😬️
دلم میخواست هر چیزی با سرعت خودش پیش بره، ولی انگار همه عجله دارن. حتی درختای توی محله که انگار میخوان سریعتر از حد معمول سبز بشن تا به این شلوغیِ شهر برسن. آدم دلش میخواد فقط یه تکه زمین باشه که هیچ عجلهای برای رشد کردن نداره و فقط تماشاگره 😠
:(((
چیدمان میز کارم یه جورایی خط قرمزمه. هر چیزی باید دقیقاً سر جای خودش باشه تا بتونم تمرکز کنم. عجیبه که بعضیا میگن شلوغی باعث خلاقیت میشه، چون من اگه یه خودکار دو سانت جابجا بشه، کل رشته افکارم پاره میشه
شما هم از این وسواسهای ریز دارید؟