@BehroozHos1989@arash_joudaki شکنجه رضا دقتی(عکاس) که در ساواک شکنجه شده بود، آیا جزو شکنجههای محدود و اشتباه بوده یا نه؟
چون با یکی بحث میکردم و میگفت خیلی از افراد غیرسیاسی هم شکنجه میشدند.
در تاریخ معاصر ایران، چهرههایی چون قائممقام، امیرکبیر، فروغی و بسیاری دیگر، فقط مقام دولتی نبودند، سیاست را میشناختند، تجربه اداره کشور داشتند و در بزنگاهها تصمیم میگرفتند.
اما چه شد که بهتدریج مسیر تربیت و ظهور رجال سیاسی بسته شد؟ چرا نهادهای سیاسی، احزاب، مجلس، مطبوعات و دستگاه اداری دیگر نتوانستند سیاستمدارانی مستقل، کارآزموده و اثرگذار پرورش دهند؟
این پادکست روایتی است از افول رجالسازی در ایران.
Elon Musk turns 55 today.
Here are 55 milestones.
Age 54: world's first trillionaire
Age 54: takes SpaceX public
Age 54: SpaceX acquires xAI
Age 54: releases Grok 4
Age 53: launches Robotaxi service
Age 53: xAI acquires X
Age 53: catches Starship booster
Age 53: unveils Cybercab
Age 53: first private spacewalk
Age 53: Colossus supercomputer
Age 52: first Neuralink implant
Age 52: launches Grok
Age 52: rebrands Twitter as X
Age 52: founds xAI
Age 51: launches first Starship
Age 51: buys Twitter
Age 50: flies first all-civilian crew
Age 50: unveils Optimus robot
Age 49: wins NASA moon contract
Age 48: launches crew to orbit
Age 48: ships Tesla Model Y
Age 48: unveils Cybertruck
Age 48: launches Tesla Megapack
Age 47: first Starlink satellites
Age 46: launches Falcon Heavy
Age 46: unveils Tesla Semi
Age 45: starts Boring Company
Age 45: opens first Gigafactory
Age 45: founds Neuralink
Age 45: unveils Solar Roof
Age 45: reflies Falcon 9
Age 44: reveals Tesla Model 3
Age 44: lands a rocket booster
Age 44: co-founds OpenAI
Age 44: ships Tesla Model X
Age 43: unveils Powerwall
Age 43: launches Tesla Autopilot
Age 41: opens first Superchargers
Age 40: ships Tesla Model S
Age 40: Dragon reaches ISS
Age 39: Dragon reaches orbit
Age 39: takes Tesla public (IPO)
Age 38: Falcon 9 first flight
Age 37: Falcon 1 reaches orbit
Age 36: ships first Tesla Roadster
Age 35: co-founds SolarCity
Age 32: co-founds Tesla
Age 31: sells PayPal to eBay
Age 30: founds SpaceX
Age 30: takes PayPal public
Age 27: founds X dot com
Age 27: sells Zip2 to Compaq
Age 24: co-founds Zip2
Age 19: sells PCs in dorm
Age 12: codes video game Blastar
@MannyMemos این حرف خیلی کلی است.
کارمند نبودن، شرایط میخواد، پول میخواد یا تخصص نیاز دارد.
همون ایلان ماسک که ثروتمند شد، اولش سرمایه زیادی توانسته بود داشته باشد.
یکی از مهمترین درسهای بچگیام از پدرم، پس زدن نذریهای محرم و مراسم مذهبی بود. یا در خونه را باز نمیکردیم یا با هر بهانهای بود، امتناع میکردیم از گرفتنش. پدرم میگفت اگر لقمهی حرام معنایی داشته باشد، همین نذریهاست؛ چون عزت نفس آدمها را میگیرد و آنها را به گدایی و بیصفتی عادت میدهد. میگفت ما هیچوقت بخشی از این زنجیرهی جهل و حماقت گلهای نمیشویم.
Elon Musk fired >80% of Twitter (6500 people) and everyone thought that Twitter was doomed.
Elon was right. Everyone was wrong.
Once I understood why Elon did this, it changed how I see productivity, management and life forever.
Every founder needs to study this... 🧵tw
امروز و در آمدمرگ مرجان ساتراپی مینویسم. این یادداشت بنا ندارد به صف تسلیتگوها بپیوندد یا با تعارفات مرسوم مسیرش را کج کند؛ غرض، فقط یک نگاه عریان به کارکردِ یک جریان رسانهای چپ است.
کتاب پرسپولیس مرجان ساتراپی دقیقاً همان کادر نئواوریانتالیستی — یعنی استخدامِ یک صدای بومی برای تأییدِ پیشفرضهای غرب — را دارد که در نگاه چپگرای غربی چفت میشود.
این اثر در بهترین حالت، فراتر از یک خاطرهنگاری شخصی نیست؛ مایهٔ تحلیل اجتماعی یا حقوقی ندارد و حتی در حد مانگاهای شاهکار یا کارهای پیچیدهی فرمال نیست.
با این حال، نیویورکتایمز — روزنامهای که ظاهراً یک خطش برای پرتابِ هر کتابی به ویترینهای دنیا کافی است — پس از مرگِ نویسنده قاب را سفتتر میکند و مینویسد: «یکی از مهمترین آثار دربارهی ایران معاصر».
صعود این کتاب، خروجیِ استانداردِ تسلط و خطدهیِ رسانههای چپ بر میدان فرهنگی است. غرب این برچسبِ سنگینِ «نمایندهٔ تجربهٔ زن ایرانی» را روی این روایتِ تکافتاده چسبانده است؛ و همین کافی است تا کارنامهی رسواییِ رسانههای چپ را در مرورِ گامبهگامِ این مهندسیِ روایت دریابیم:
کتاب نخست در فرانسه منتشر میشود؛ درست وسط موج علاقهی غرب به خاورمیانه پس از ۱۱ سپتامبر.
غرب برایش عنوان میتراشد: «ترکیبی از خاطره شخصی و تاریخ ملی».
نقدها روانه میشوند. ناگهان گویا جهان با چنان اثر ادبی بزرگی طرف است که بدون قابهای کمیکِ آن، فهمِ تاریخِ یک ملت ممکن نیست؛ صراحتاً مینویسند این کتاب، تاریخ ایران را یکبهیک به ما نشان میدهد و یکی از مهمترین کتابها برای فهم ایران معاصر است.
فاندهای رسمی که سرازیر میشوند — فرانس ۳، CNC، بنیاد گان، منطقهی ایلدوفرانس و سافتفاندهای سینمایی — امتیاز فیلم هم بلافاصله به سونی پیکچرز کلاسیکس در آمریکای شمالی و شرکتهای اروپا، ژاپن و آمریکای لاتین واگذار میشود.
حتی نسخهی انگلیسی را با بازیگران سرشناسِ هالیوود بازسازی میکنند تا این روایت راحتتر بلعیده شود.
سپس همین ریل، یکراست به سرفصلهای درسیِ دانشگاهها و دبیرستانهای غرب میرسد تا به عنوان متن اصلی برای مطالعات خاورمیانه، مطالعات زنان، گرافیکنوول و خاطرهنویسی تدریس شود.
در نهایت، امروز در آمدمرگ مرجان ساتراپی نیویورکتایمز چکش آخر را به این میخ میزند: «پرسپولیس فهم جهان از ایران را متحول کرد و جهان خودش را در یک دختر ایرانی دید.»
این صعود، تصادفی نیست. اگر پای استعداد یا نبوغ فردی در میان بود، حرفی نبود؛ اما اینجا با محصولِ دقیقِ یک شبکهی روایتساز طرفیم.
حتی سلمان رشدی با تمام جنجالهای بینالمللیاش، اینطور به خطِ مستقیمِ فاندها و کمپانیهای بزرگ وصل نشد که مرجان ساتراپی شد.
#KingRezaPahlaviForIran
#جاويدشاه
خیلیهامون همینیم. مخصوصاً بچههای دهه ۶۰ و حوالیش. چون فرهنگ غالب زمان ما (در جامعه، مدرسه، تلویزیون، و حتی خانواده) این بود که باید مطیع باشی، حواست به آبرو باشه و بچه خوبی باشی. همه هم بهراحتی با هزینهکردن از جیب حریمهای شخصی خودت.
چون خود فردیِ تو خیلی کماهمیت بوده و هدف هر محیطی (مدرسه، خانواده، ...) در درجه اول حفظ بقا و ساختار خودش بوده. برای همین مثلاً «نه گفتن»، ولو محترمانه و معقول، تقبیح شده. که همه conformist بار بیان.
واسه همینه که هنوزم وقتی خودمراقبتی میکنیم یا مرزگذاری/boundary setting انجام میدیم تهش یه عذاب وجدان بسیار تپلای میگیریم تا روزها و حتی ماهها. که نکنه من دختر یا پسر بدی بودهام که از خودم بیشتر مایه نذاشتهام برای دیگری، و ایثار و فداکاری رو تا دسته بهجا نیاوردهام.
حریمگذاری و خودمراقبتی با باورهای قدیمی فرهنگی ما تنافضاتی داره. و هرچه قدر زودتر بپذیریم که در زمینههایی باید به یادگیریهای گذشتهمون پشت کنیم و سالمتره که بچهی بدی (با تعریف قدیم) بشیم، زودتر با آرامش زندگی میکنیم.
ببینید پادشاهیخواهان ایرانی میخوان در آینده تاج چندهزارساله پادشاهی رو بذارن روی سر یه زن ولی فمینیسنها میخوان هرجور شده نذارن!
ظاهرا تناقضه، ولی نیست. درواقع پهلویستها همیشه بزرگتربن حامیان حقوق زنان بودند و فمینیستها بدون هیچ دستآوردی فقط در کنار آخوندها با پیشرفت زنان جنگیدند
در لایههای زیرین جامعه، دو نوع تفکر موازی که هر کدام ریشه در خاستگاهی متفاوت دارند، دست به دست هم دادهاند و مانند یک ترمز، فرآیند تغییر و براندازی را به تأخیر انداختهاند.
تفکر محاسبهگر (عقلانیت محافظهکار و مصلحتجو) مدام در حال چرتکه انداختن است. از یک سو هزینههای مادی و جانی تقابل عریان را حساب میکند و از سوی دیگر، به دلیل نداشتن یک جایگزین روشن و منسجم برای فردای سقوط، دچار هراس است. این جریان با مرور مداوم سناریوهای سوریه، لیبی یا جنگ داخلی، ترجیح میدهد دست به قمار بزرگ نزند. این محاسبهگری بیش از حد عملاً شجاعت اقدام رادیکال را از جامعه میگیرد و خشم انباشتهشده را در نطفه خفه میکند.
دومی، تفکر نایس (سانتیمانتالیسم اخلاقی) است که بیشتر در میان طبقهی متوسط و شبهروشنفکری فانتزیزده ریشه دارد. دچار نوعی خودسانسوری و اخلاقگرایی افراطی در مواجهه با یک ساختار بیرحم است. این جریان با کلیدواژههایی چون «پرهیز از خشونت»، «مبارزه مدنی» و رویای تغییرات شیک و بیهزینه، جامعه را از داشتن آن خشم ساختارشکن بازمیدارد. تفکر نایس تمایل دارد با پدیدهای زمخت و کاملاً خشن، رفتاری صورتی و ویترینی داشته باشد.
پیوند فلجکننده و سازش ناخودآگاه این دو تفکر، یک انسداد بزرگ ایجاد کرده. تفکر نایس با تئوریبافیهای اخلاقی، خشونت مشروع و لازم برای تغییر را سرکوب میکند، و تفکر محاسبهگر با بزرگنمایی خطرات فردای براندازی، انفعال امروز را توجیه میکند.
نتیجهی این همپوشانی، فرسایشی شدن وضعیت و بقای ساختاری است که از این تردید و تعارف جامعه، بیشترین تغذیه را میکند.
دردناکترین لحظات انفرادی شاید این باشد که آدم فکر کند کسی بیرون از این دیوارها دیگر به یادش نیست.
۱۰۰ روز از حبس #شکیلا_قاسمی، جوان ۲۶ سالهٔ بهائی، در سلول انفرادی گذشت.
فراموشش نکنیم…