انواع جبهههای اپوزیسیون این همه سال با جمهوری اسلامی جنگیدن، حالا یکی پیدا شد با همهی اپوزیسیون بجنگه و بهشون فحش بده
#مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر
لفظ «بانو» که طرفداران یاسمین بانو استفاده میکنند، برای همه بانوان کاربرد داره؟
یا بقیه خانمها از نظر اینها بانو حساب نمیشن و چیز دیگری خطاب میکنن؟
به نشانه احترام به ��انمها بانو گفته میشه، آیا طرفداران یاسمین از احترام هم بویی بردن؟
#خبرفوری
منابع محلی از افزایش آمار مجروحان حمله به تیپ ۳۸۸ ارتش در #بمپور خبر دادند؛ دستکم ۵۰ مجروح، دستکم دو فوتی در بیمارستان و گزارشهایی از تلفات گسترده در داخل پادگان
به گزارش حال وش/ با ادامه دریافت اطلاعات از حمله بامداد امروز چهارشنبه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ به تیپ ۳۸۸ پیاده مکانیزه نیروی زمینی ارتش در شهرستان بمپور، منابع محلی از افزایش قابل توجه شمار مجروحان و تلفات این حمله خبر میدهند. بر اساس تازهترین اطلاعات دریافتی، تاکنون دستکم ۵۰ مجروح به مراکز درمانی، بهویژه بیمارستان خاتمالانبیا ایرانشهر، منتقل شدهاند و حال هفت نفر از آنان وخیم گزارش شده است.
به گفته منابع حال وش: «از میان مجروحان منتقلشده به بیمارستان، تاکنون دستکم دو نفر بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست دادهاند و وضعیت هفت نفر دیگر نیز بحرانی است. روند انتقال مجروحان همچنان ادامه دارد.»
منابع افزودهاند: «همزمان گزارشهای متعددی از داخل تیپ ۳۸۸ حاکی از آن است که شمار کشتهشدگان در محل حمله بسیار بیشتر از آمار منتقلشدگان به بیمارستان است و دهها نفر در داخل پادگان جان خود را از دست دادهاند. با این حال، به دلیل محدودیتهای امنیتی و جلوگیری از دسترسی به محل، امکان راستیآزمایی مستقل این آمار تاکنون فراهم نشده است.»
به گفته منابع محلی، بخشهایی از آسایشگاه سربازان و سایر تأسیسات داخل پادگان در زمان وقوع حملات هدف قرار گرفته و همین موضوع موجب افزایش شمار تلفات و مجروحان شده است. همچنین تدابیر امنیتی در اطراف تیپ همچنان ادامه دارد و از نزدیک شدن شهروندان و خانوادههای نظامیان به محل جلوگیری میشود.
حال وش پیشتر از وقوع چندین موج حمله، شنیده شدن دستکم ۱۱ انفجار، ورود آمبولانسها به داخل تیپ، خاموش شدن کامل چراغهای پادگان و انتقال مجروحان به بیمارستان خاتمالانبیا ایرانشهر خبر داده بود.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچیک از مقامهای جمهوری اسلامی درباره آمار کشتهها، مجروحان، میزان خسارات و جزئیات این حمله اطلاعرسانی رسمی نکردهاند. اطلاعات منتشرشده در این گزارش بر پایه اظهارات منابع محلی و شاهدان عینی است و حال وش همچنان در حال پیگیری و را��تیآزمایی ابعاد این رویداد است.
جرات دانستن را از دست داده اند و حتی از دانستن متنفرند،این بزرگترین بحرانی است که تجربه اش می کنیم بدون آنکه حتی حس اش کنیم،نادانایی تبدیل به فضیلت و افتخار شده است ، شاید سکوت تنها روشنگری ممکن باشد و دیدن کیفری که نادانان مفتخر با آن روبرو می شوند شاید بعد از آن بشود کاری کرد
@PahlaviComms ما هم گارد جاویدان داریم که خودشون نمیدونن عضو گارد هستن و ما هم نمیدونیم کی هستن، ولی اسامیشون محفوظه و ۱۶۰ هزار نفر هم ریزشی داریم که اونا رو نمیدونیم ��ی هستن!
@AmirArsalanGol1@M_iSaanaa به فرض که گزینهای نیست، که هزاران نفر داخل کشور هستند و دوستان پهلوی هر اسم پاکی وسط بیاد با غلتک از روش رد میشن.
حالا اگر کسی نیست، گزینه بدتر از بد رو انت��اب کنیم؟
به گفته رضا پهلوی حضورش در اسرائیل باعث یک سری کنشها توسط نتانیاهو شد
هیچ ابهامی نیست که رضا و یاسمین شرور، به نیت تجزیه طلبی اسرائیل آگاه هستند و شرط برخورداری از حمایت اسرائیل برای رسیدن به تخت پادشاهیه
اینقدر هم به ایرانیان خشم دارن که به هر وضعیتی تن میدن
#از_خیانت_بگو
دوستان باور بفرمایید کشتهشدگان این جنبش به دیدار خدای رنگینکمان برای رقص در نور نرفتهاند. هیچ دری از آسمان به سویشان گشوده نشده است. نه اسطورهای در کار بوده و نه افسانهای که مرگ را به ضیافتی آسمانی بدل کند. آنها به شکلی دردناک از میان ما رفتند؛ از کوچه و خیابان،
۱/۶
اینجا برای یه جرعه آب باید جان داد؛
تاریخ ۲۴ خردادماه ۱۴۰۵،یک کودک بلوچ بر اثر غرق شدگی درون #هوتک در روستای محمدزهی شهر دشتیاری جان باخت.
هویت این کودک #حسامالدین_ابیر ۱۰ ساله ف ساسان عنوان شده است.
از مردم داخل بپرسید، قطعا پایان تحریم آر��وی ۹۵٪ جامعه است
تعدیل ارزش پول و سرمایهگذاری خارجی را همه استقبال میکنند
تحریم، بی ارزش شدن پول، فقر و تنگنا برای اکثریت به ارمغان آورد و جیب پر پول برای رانتخواران و وابستگان نظام
این هم مثل جنگ طلبی از اشتباهات بومراندگان است
رقابت اپوزوسیون دقیقا رقابت برای دریافت لایک بیشتر است و هر چه بیشتر ترند میشوند و فیو و فالوور میگیرند بیشتر احساس شور و شعف میکنند و احساس موفقیت بهشان دست میدهد. به آدم احساس بازی های کودکانه بیشتر القا میشود تا رفتار سیاسی منتج به #براندازی.
اینترنشنال: کشته شدن ۳۶۰۰۰ نفر
در محاوره: ۴۰ هزار جاویدنام
فرخ نژاد: ۴۰، ۵۰ هزار کشته دادیم
جاعل اعظم فخرآور: ۱۰۰ هزار کشته!
مسلک دزد این جماعت عادت داشته تومن رو به بالا گِرد میکرده، وگرنه دلار رو از ۳۶ به ۴۰ و ۵۰ هزار گِرد نمیکنن
حالا جان آدمی به این راحتی!؟
#از_خیانت_بگو
توهم اقتدار در سیستم های توتالیتر
وقتی در نیمهشبِ آوریل ۱۹۱۲، بدنهی فولادی و غولپیکرِ تایتانیک با کوه یخ برخورد کرد، تکانِ شدیدی احساس نشد؛ تنها یک لرزشِ خفیفِ چند ثانیهای بود که کشتی را کمی لرزاند.
در دقایق و حتی ساعتِ اولِ پس از برخورد، ناخدا، خدمهی ارشد و بسیاری از سرنشینانِ متمولِ کشتی (طبقات بالایی) کوچکترین احساسِ خطری نکردند. چرا؟ چون سالها در گوشِ آنها خوانده شده بود که این کشتی، «اوجِ اقتدار و مهندسی» است و تحتِ هیچ شرایطی غرق نخواهد شد. آنها با خیالِ راحت در سالنهای گرم و مجللِ عرشه ماندند، به موسیقی گوش دادند و حتی به کسانی که نگران ��ودند، پوزخند زدند. توهمِ امنیت، چشمِ آنها را بر روی حفرهی عظیمی که در پایینترین لایههای کشتی ایجاد شده بود، بسته بود.
در این میان اما طبقات زیرین کشتی که از قشر متوسط بودند که فریبِ زرقوبرقِ سالنهای بالا و وعدههای خدمه را نخوردند. آنها خطر را حس کردند چون بالا آمدنِ آب را با چشمِ خود دیدند و متوجه شدند که ساختارِ اصلیِ کشتی شکافته شده است. این عده که واقع بین بدون توجه به توصیه های خدمه به سمت قایقهای نجات رفتند. آنها در تاریکیِ شب، سوار بر قایقهایی شدند که حتی ظرفیتشان پر نشده بود و خود را از منطقهی خطر دور کردند.
بعد از گذشت چند ساعت خدم�� نتوانستند کشتی را تعمیر کنند و متوجه شدند که کشتی درحال غرق شدن است اما ناخدا دستور داد که این خبر پخش نشود چون اوضاع از کنترل خارج می شود. پس به گروه ارکستر دستور داد آواهای آرامش بخش بنوازند و اینبار خروج از طبقات بالا آغاز شد. به افراد ثروتمند و با نفوذ خبر رسید و آن ها با خانواده خود به سمت قایق های نجات رفتند.
در نهایت آب به طبقات بالاتر رسید و شیبِ کشتی کم کم تند شد و دیگر هیچکس نمیتوانست واقعیت را انکار کند. ساختارِ «غرقنشدنی» در حالِ فروپاشی بود.
در نیمساعتِ آخر، آن آرامشِ کاذب و اعتمادبهنفسِ دروغین خدمه، جای خود را به یک وحشتِ حیوانی و جنونوار داد. سرنشینانِ مرفه و متمولی که تا لحظاتی پیش به صندلی های پر زرق و برق تکیه داده بودند و از موسیقی دلنواز لذت میبردند و گاهی هنرمندان را تشویق میکردند، ناگهان حبابشان ترکید و برای رسیدن به عرشه به سمت درهای خروجی هجوم بردند.
اما دیگر دیر شده بود. قایق���های نجات (راههای خروج) برای همه وجود نداشت. در آن دقایقِ پایانی، نظم و سلسلهمراتب کاملاً از هم پاشید؛ درگیریِ وحشتناکی رخ داد، عدهی زیادی زیر دستوپا لِه شدند و همان کسانی که تا پیش از آن در کنار یکدیگر بودند و با کلمات قلنبه سلنبه به مکالمات تجاری و سیاسی با هم حرف میزدند، برای تصاحبِ آخرین قایقهای نجات، به جانِ هم افتادند و یکدیگر را لتوپار کردند. آن ها در نهایت، نه توسطِ کوه یخ، که توسطِ حماقت، انکار و تاخیرِ خودشان بلعیده شدند.
انسانها (بهویژه ذینفعانِ یک ساختار)، بحران را تا زمانی که کاملاً غیرقابلکنترل و عیان نشده باشد، جدی نمیگیرند.
وقتی یک ساختارِ به ظاهر بااقتدار با صخرهی واقعیت (بحرانهای عمیقِ اقتصادی، مشروعیت و انزوای جهانی) برخورد میکند، ذینفعانِ متعصبِ آن تمایل دارند شکافهای عمیقِ بدنهی سیستم را انکار کنند. آنها در سالنهای امنِ خود مینشینند و به موسیقی�� هنربندان مزدور گوش میدهند.
اما قانونِ طبیعت تغییر نمیکند؛ آب از پایینترین طبقاتِ جامعه بالا میآید. آن طبقات پایینتر، خیلی زودتر واقعیت را میفهمند. اما جامعه مرفه تا شیبِ سقوطِ ساختار برایش عیان نشود حاضر به پذیرش نیستند این افراد همان ذینفعان و وفادارانِ سیستم که تا دیروز غرقنشدنی بودنِ آن را فریاد میزدند، در هنگا��ه سقوط در صفِ فرار خواهند بود و برای سوار شدن بر آخرین قایقهای خروج، به خشنترین شکلِ ممکن به جانِ یکدیگر خواهند افتاد. نقطهی بیبازگشت، دقیقاً همان لحظهای است که موسیقیِ روی عرشه قطع میشود.
تاریخ همیشه تکرار می شود ...