امروز آخرین روز جوانی من است.
بر اساس تقویم از فردا نه جوانم نه پیر. قهوه صبح را با یک قاشق خامه و یک قاشق شیرعسل شیرین کردم. جوانیم با کار و تلاش فراوان سپری شد. همیشه خوب نگذشت، اما خوش گذشت. هرچه یافتم از سرم زیاد است. دوستانی که دلم برایشان تنگ میشود دارایی بزرگم است.
عشق فقط یک احساس نیست.
بلکه کاریه که هر روز انجامش میدیم. در گوش دادن، در موندن، در احترام گذاشتن، در ترمیم کردن رابطه بعد از آسیب، و حتی در گفتنِ اشتباه کردم.
چون عشق، بیشتر از اینکه گفته بشه، نشون داده میشه.
آدمی که سالها به دیگران آسیب زده، ممکنه هیچ عذاب وجدانی نداشته باشه.
اما یک نفر با گفتن یک «نه». ممکنه تا صبح خودش رو سرزنش کنه.
احساس گناه، همیشه نشونهی درست یا غلط بودنِ یک رفتار نیست.