تعریف کردن منافع ملی در تقابل با اقدرت های جهانی طوری که اگر تو با عالم و آدم سر جنگ نداشه باشی ضد منافع ملی هستی میراث شوم مصدق گور به گور بود،اون بود که تخم این مسله رو در سیاست کاشت و هنوزهم افکارش گریبان مارو رها نکرده.
اصلاحطلب جماعت حتی از بسیجی قاتل هم حرامزادهتر و بیشرفتره. چیزی که این توله دزد و رانتخور خاندان علیخانی نمیگه، اینه:
هیچ بیمارستانی زده نشده، بیمارستان بقایی اهواز دقیقاً در درون مجموعه سپاه قرار داره و عملاً سپر انسانی تروریستهای سپاهه. اون تروریستی که بعد از قتل عام ۴۰ هزار نفر از مردم ایران، حتی به تفاهم امضا شده هم پایبند نمیمونه و در دوران آتشبس از اهواز و بوشهر و سیریک و کنارک کشتیهای غیرنظامی رو میزنه و با پهپاد زیرساخت کشورهای همسایه رو میزنه، مقصر بمبیه که در پادگان سپاه یا ارتش فرود اومده.
سپاه تروریستی که با قایقهاش وسط آبراه بینالمللی کشتی میدزده و اون قایقها رو بین لنجهای صیادی پنهان میکنه، مقصر از دست رفتن مال و اموال صیادانه. اونی که ۴۷ ساله مردم ایران رو جورکش آرمان کثافت فلسطین کرده و ۴۰ ساله داره تلاش میکنه بمب هستهای بسازه، مقصر تمام این اتفاقاته. تا این اصلاحطلبان حرامزده و هر نوع اصلاحطلبی در چارچوب جمهوری اسلامی کامل ریشه کن نشه، روز به روز بر مصیبت و بدبختیهای ایران اضافه میشه.
- سلام، میخواستم اشتراک جانفدا رو قطع کنم.
+ حتما. دلیلش رو میتونم بپرسم؟
ـ والا تو تبلیغات گفته بودن طرف مقابل سلاح نداره. گویا داره.
[پشتیبانی جانفدا، تماسهای روزانه]
بعد از زلزله بم توی آبادان مردمی که بسیاریشون خودشون محروم هستند، دستههای بزرگی کمک جمعآوری کرده بودند که برای بم بفرستند. بم تا آبادان ۱۳۰۰ کیلومتر فاصلهست. یه بمی و یه آبادانی احتمال کمی داره یکبار در زندگی با هم روبرو بشند.
اسم این رابطه هر چی هست من اینو انتخاب میکنم.
۱. یک نقطه خلاف قوی بین مخالفان و موافقان کمک گرفتن از جامعه جهانی در مورد امور ایران اختلاف تفسیری در مورد دیماه ۴۰۴ است.
یک طیفی در مملکت نمیخواهد بفهمد که حوادث دیماه یک نقطه فصل بین جمع کثیری از مردم و نهاد حاکمیت ( فراتر از ج.ا) و دیانت است.
این طیف فکر میکنند که بله.. حالا
۳. تلاشهای اینها از bbc نشین تا جماران نشین برای تقلیل تعداد تلفات هم در همین راستا است
عده ای نفع در بقای وضع فعلی دارند عده ای مثل سگ از جایگزین احتمالی آن میترسند
عده ای بربر کوه نشین استمرار وضع فعلی را محیا کننده شرایط تجزیه کشور میپندارند و همگی در تقلیل کشتار دیماه مشترکند
کرامت؟ :))
البته انسان بماهو انسان و بهسبب برخورداری از خرد موجودیست کرامتمند، لیکن هم ما میدانیم هم خودت که نگرانی تو و امثال تو برای «کرامت زنان»، صرفاً پوششیست برای به حاشیه راندن نیمی از جمعیت کشور و انحصار قدرت و ثروت در دست فرقهٔ خودت، آخوند دوزاری.
جهت فهم این حذف ساختاری، بجای بحثهای فلسفی و انتزاعی که تو از آن سر درنمیآوری ترجیح میدهم با بهرهگیری از سه شاخص اقتصادی که نشان میدهند در واقعیت بازار کار چه میگذرد، بحث کنم: نخست؛ «نرخ مشارکت اقتصادی زنان»: یعنی درصدی از کل جمعیت زنان در سن کار که یا شاغلاند یا فعالانه جویای کار.
دوم؛ «نرخ اشتغال زنان» است: یعنی درصد واقعی زنانی که در سن کار هستند و عملاً شغل دارند.
سوم؛ «نسبت مشارکت اقتصادی زنان به مردان»: شاخصی که عمق شکاف جنسیتی را در دسترسی به بازار کار نشان میدهد.
حال بیاییم مقادیر رسمی این شاخصها را در ایران امروز، یعنی سال ۱۴۰۵ بسنجیم: در ایران در اشغال آخوند، نرخ مشارکت اقتصادی زنان طبق آمارهای رسمی تنها ۱۴٪ است و در واقع در ادوار اخیر حتی رو به کاهش بوده. نرخ اشتغال زنان بهزحمت به ۱۲٪ میرسد و نسبت مشارکت اقتصادی زنان به مردان نیز حدود ۲۰٪ است، یعنی به ازای هر ۱۰۰ مرد فعال در بازار کار، تنها ۲۰ زن فرصت حضور پیدا کردهاند.
وقتی این آمار را با ترکیه و اسرائیل –دو دولت دیگر خاورمیانه که مدرنیزاسیون دولتی انجام دادهاند– مقایسه میکنی، عمق سقوط آزاد کشور عیان میشود: در ترکیه، نرخ مشارکت اقتصادی زنان حدود ۳۷٪، نرخ اشتغالشان حدود ۳۳٪ و مشارکت زن نسبت به مرد در بازار کار حدود ۵۰٪ است. در اسرائیل اما، نرخ مشارکت اقتصادی زنان (با احتساب تمام اقشار جامعه) به حدود ۶۱٪ رسیده و نسبت مشارکت زن به مرد به حدود ۹۱٪. این میانگین ملی، ترکیبی از دو واقعیت بسیار متفاوت است: در جامعهٔ یهودی، نرخ مشارکت زنان به ۶۶ درصد و نسبت آن به مردان به ۹۷ درصد میرسد، یعنی تقریباً برابری کامل؛ حتی نرخ اشتغال واقعی زنان یهودی در سنین اصلی کار عملاً با مردان برابر و بلکه اندکی از آنان بیشتر است. اما در جامعهٔ عرب اسرائیل، با وجود پیشرفت چشمگیر یک دههٔ اخیر، هنوز شکاف عمیقی باقی مانده و نسبت مشارکت زن به مرد تنها حدود ۵۶٪ است.
آیا این تفاوت تصافیست؟ نه. دولت اسرائیل با سرمایهگذاری گسترده در مهدکودکهای ارزانقیمت یارانهای و در دسترس، مرخصی زایمان بلندمدت، شبکهٔ حملونقل عمومی ایمن برای مادران شاغل –که از سال ۲۰۱۵ با تخصیص بودجهٔ ۴ میلیارد دلاری دولت نتانیاهو به جوامع عرب نیز گسترده شده– و از همه مهمتر؛ برنامههای هدفمند آموزشی و استخدامی برای اقشار مختلف جامعه، توانسته موانع ساختاری پیش روی زنان را –صرفنظر از پیشینهٔ قومی یا اجتماعیشان– یکی یکی از سر راه بردارد. ولی ترکیه با وجود پویایی بازار آزاد، هنوز در تلهٔ موانعی مانند نبود مهدکودکهای ارزانقیمت و شبکهٔ حمل و نقل بهینه و ادغام زنان مهاجر از روستاها به شهرها دست و پا میزند و همین امر سقف مشارکت زنانش را روی ۳۷٪ نگه داشته.
چنانکه دیدید، این مقایسه اهمیت شگرف مهندسی اجتماعی و تفاوت عمیقی را که اتخاذ سیاستهای جبران مافات و تدارک زیرساختهای حمایتی دولتی میآفریند، آشکار میکند.
اما بگذارید فلشبکی به گذشتهٔ ایران بزنیم تا فاجعهای را که شما آخوندها به بار آوردهاید در بستر تاریخ بررسی کنیم: در سال ۱۳۰۴، در اواخر دوران قاجار و آغاز دورهٔ پهلوی، وضع اشتغال زنان در ایران چگونه بود؟ طبیعتاً از آنجا که نخستین سرشماری کشور تازه در سال ۱۳۳۵ برگزار شد و حتی نخستین احصائیهٔ جزئی پیش از آن –آمار ادارهٔ ثبتاحوال– در سال ۱۳۰۷، یعنی سه سال پس از این تاریخ، انجام شد، هیچگونه آمار رسمی برای سنجش نیروی کار ان دوره وجود ندارد. بنابراین ارائهٔ رقمی دقیق برای مشارکت اقتصادی زنان در این سال، ادعایی بدون سند خواهد بود. اما آنچه که از منابع و گزارشهای تاریخی همان دوره برمیآید، تنها تأیید کیفی این نکته است که سهم زنان از اقتصاد رسمی کشور –جدا از کار خانگی بدون مزد در قالیبافی، دامداری ایلیاتی و کشاورزی معیشتی که طبیعتاً بیگاریست نه کار مولد عاملیت و استقلال برای زن– نزدیک به صفر بود، بدون آنکه بتوان رقمی مشخص برای آن ارائه داد.
اما در سال ۱۳۵۷، طبق تحلیلهای مبتنی بر سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۵۵ و دادههای تکمیلی بانک مرکزی، نرخ مشارکت اقتصادی زنان حدود ۱۳ درصد، نرخ اشتغال آنان حدود ۱۱٪ و نسبت مشارکت زن به مرد نزدیک به ۱۸٪ ثبت شده است. آماری که نشان میدهد، ایران بهکندی در حال پایهگذاری یک طبقهٔ متوسط مدرن و تحصیلکرده از زنان متخصص در آموزش، درمان و خدمات بوده است.
/۱
دوستان یک درصد کله زرد نیروی زمینی پیاده کرد نرید عین کسخلا سلام احوال پرسی ها، برمیدارن عین اون یاسوجی بی سر تحویل خانواده میدن اینا هرکی جز خودشون دشمن حساب میشن تو اون لحظه
۶- اگر در نتیجه حضور مهاجمان فرصتی برای تسلیح، پیوستن به مخالفان مسلح و آموزش برای بازپسگیری ایران از ج.ا. اشغالگر و پاسداران جنایتکارش فراهم شد در پیوستن به آن تردید نکنید و جوانانتان را بویژه آنها که در محدوده سن خدمت وظیفه هستند را «برای آزادی ایران قهرمان» به پیوستن تشویق کنید. مطمئن باشید در صورت وقوع چنان وضعی جمهوری اسلامی تمام توانش را برای کشاندن آنها را خدمت اجباری و فرستادنشان به مسلخ بکار خواهد گرفت و حضور در ارتش پیروز و پرافتخار، بهروزی و طول عمر بیشتری همراه خواهد داشت.
مجددا دقت کنید، هیچ چیز قابل دیدنی وجود ندارد. حتی حضور شما در پشت بام منزل یا تلاش برای فیلم برداری می تواند باعث اشتباه گرفتنتان با دیده بان و از دست دادن جانتان شود.