مشکل من اینه که تحمل قهر و سکوت و فضای سنگین رو ندارم. واسه همین حتی وقتی حق با منه خودم میرم آشتی و عذرخواهی میکنم که مطمئن شم کسی رو ناراحت نکردم و ازم دلخور نیست. گُه تو این مهربونی.
شمارو نمیدونم ولی من واقعا ناراحتم که پولام خرج بقا میشن
دلم میخواست باهاشون لباسای قشنگ بخرم، فعالیتای مورد علاقم و انجام بدم یا جاهایی که دوست دارم برم؛ بیا، باز گریه ام گرفت.
یه مصاحبه از سوسن دیدم که با بغض میگه متاسفم که به دنیا اومدم. مصاحبهگر ازش میپرسه چی اذیتت میکنه و سوسن جواب میده دنیا اذیتم میکنه.
وای دقیقا منم همینطور.