یه عکس خیلی معمولی از خودمون گذاشتم و جوری همه لایک و ریپلای زدن که واقعاً کنجکاو شدم رمزگشایی کنم چی باعث این واکنش شده در حالی که خیلی وقتها با استایلهای جالبتری عکس میذاریم…
من مطمئنم همهی این دافیایی که کانتور و کانسیلرشون تو عکسا جیغ میزنه از فیلتر یکسانی استفاده میکنن که به ما نمیگن. هزار کیلو آرایش میکنم باز تو عکسا انگار تازه از خواب پا شدم. وا.
هر روزی که اینجوری میگذره شبش فکر میکنم چیشد که اینجوری شد؟ بعد میگم شاید همون اول صبح یک قهوهای چیزی میخوردم مثل مردهها زندگی نمیکردم. اما بعد به این نتیجه میرسم که شده بارها سمت آشپزخونه برم و حتی حوصلهی قهوه درست کردن رو نکنم و مشکل شاید خیلی خیلی بزرگتره…
حقیقتاً توییتر برای این بود که دوستهای جدید و همفاز پیدا کنم. امروز گفتم یه اکانت جدید باز کنم چون که اینجا انگار هیچکس دوستم نداره؛ اما یک نگاه به قسمت photos اکانتم کافی بود تا پشیمون بشم و همینجا بمونم. خاطرهها مهمتره.