حسین جنتی در برنامه آزاد میگه چند سال پیش، بدون اجازه بیت رهبری این شعر را درباره «درد جامعه» و «فقر» خوانده و روز بعد، آمدهاند سراغش:
خواجه در رؤیای خود از پایبست خانه میگوید
ناگهان صدها ترک از نقش ایوان میرود بالا
گاه شبها بعد کار سخت و ارزان خواب میبینم
پول خوان با چکمهاش از دوش دهقان میرود بالا
شعرخوانی در یوتیوب:
https://t.co/NOBiN5fMGQ
🔴حسین جنتی، شاعر : سقوطِ زندگیم جایی اتفاق افتاد که سال 89 جلوی علی خامنهای شعر خوندم؛
من سال 89 دعوت شدم به شعرخوانی تو بیت رهبری و شب قبلش بهم گفتن 5 تا از شعراتو باید بدی ما نگاه کنیم، درنهایت یکیشو اجازه میدیم بخونی.
ولی من شعری که اجازه نداشتم رو اونجا خوندم:
گشتهام میدان به میدان شهر را، هرگوشه دردی هست
ارتفاع درد از پیچ شمیران میرود بالا
درد من هرچند درد خانه و پوشاک ارزان نیست
با بهای سکه در بازار تهران میرود بالا
گفتم که خواجه در رویای خود از پایبست خانه میگوید
ناگهان صدها ترک از نقش ایوان میرود بالا
گفتم جوجههای اعتقادم را کجا پنهان کنم
وقتی شک شبیه گربه از دیوار ایمان میرود بالا
فردا صبحش اومدن سراغم و گفتن تو غلط میکنی با ولیامر مسلمین شوخی کردی و سقوط آزاد زندگی من همونجا اتفاق افتاد و اصلا هم پشیمون نیستم از کاری که کردم.
Une maison, c’est bien plus que quatre murs et un toit. C’est un véritable point d’ancrage.
C’est pourquoi nous travaillons en partenariat avec l’Alberta pour mettre en place les infrastructures dont elle a besoin pour accélérer la construction de logements, afin que plus de Canadiennes et de Canadiens puissent s’y installer.
مدت کوتاهی است که با توییت های دکتر مطهرنیا اشناشدم . اتفاقاً یکی از ویژگیهای نویسندگان و متفکران برجسته همین است که به جای بیان مستقیم، تصویر میآفرینند استعاره چند مزیت دارد:
* خواننده را وادار به فکر کردن میکند، نه اینکه فقط پیام را دریافت کند.
* یک متن کوتاه، میتواند چندین تفسیر مختلف داشته باشد.
* با گذشت زمان، همچنان تازگی خود را حفظ میکند، چون هر بار ممکن است مخاطب معنای تازهای از آن استخراج کند . فکرمیکنم این توییت فقط درباره قورباغه نیست ،
درباره نوعی شیوهٔ اندیشیدن است. هر کس آن را با تجربهٔ خود معنا میکند؛ یکی آن را به سیاست ربط میدهد، دیگری به اقتصاد، و فردی دیگر به زندگی شخصی.
این شیوه یادآور نوشتههای برخی نویسندگان و اندیشمندانی گرانمایه ای است که به جای شعار دادن، از نماد، تمثیل و کنایه استفاده میکنند. در ادبیات فارسی نیز بخش بزرگی از آثار مولوی، عطار و حتی گلستان سعدی بر همین شیوه استوار است؛ ظاهر داستان ساده است، اما معنای اصلی در لایهٔ دوم و سوم متن قرار دارد .
درمجموع پیام توییت جناب مطهرنیا را در متن بعدی مینویسم .
بااحترام
#وقتش نیست! وقتش هست!!؟ زمان در زمانه زایش دارد. آینده اندیش زایش های فردا را در زمین پیشاپیش می بیند. بر اسب تیزپای تغییر می نشیند و نفس نفس زدن تاخت تندر تغییرات آینده را در حال می بیند.
قورباغه می گفت:وقتش نیست. شناسایی آن وقت ها مهم است.
We are bigger, stronger, and more prosperous when we are united.
Today, I spoke with the Premiers to discuss the latest in a series of unilateral United States trade actions.
Canada will work relentlessly and take any measures necessary to build our strength at home and to support Canadian workers, farmers, businesses, and families.
خبرگزاری فارس گزارش داد دقایقی پیش صدای چند انفجار از حوالی تبریز و از سمت جنوب این شهر شنیده شد.
بر اساس این گزارش، هنوز محل دقیق و منشا این انفجارها مشخص نیست و اطلاعاتی درباره علت آن منتشر نشده است.
خبرگزاری فارس اعلام کرد اخبار تکمیلی در این باره متعاقبا منتشر خواهد شد.
https://t.co/IXk6O9tDDh
وقتی ثقهالاسلام و فرزندان علی مسیو را بر دار میزدند، دستههای عزاداری و قمهزنی در تبریز موج میزد. صدای ثقهالاسلام خطاب به قدیر، فرزند شانزدهساله علی مسیو، هنوز طنینانداز بود: «دو دقیقه طول نمیکشد و راحت میشوی!» تقیزاده مینویسد: «زلف پریشان یار را، مشاطه یک طرف میکشید و شانه یک طرف!» رو به دستههای عزاداران پرسیدند که: «فوج شما چرا فتنه روس را در هم نمیتند؟» و پاسخ آن بود که: «آنها تفنگ دارند و ما را میکشند!» گویا زجر قمه و قداره و زنجیرهای فولادی، بیش از مرمی داغ تفنگ روسی بود! عاشورای هزار و دویست و نود تبریز، نمایانگر همین مناسکی شدن غم، رنج و عدالتخواهی است! سوگواری لوثشده برای کشتهشدگان در صحرای تفتیده یا روی آسفالت داغ میدان انقلاب، دنیای موازیای را ساخته که گویا عدهای فقط برای مردن آفریده شدهاند و عدهای فقط برای مویه زدن! همین دنیای موازی و اوکسیمورون فرمانروایی نیز طاقتی برای سگان صمدخان نگذاشته بود که جنازههای روغنداغشده را مثله کنند! مویه آن نیست که چون کاسهای زرین، بسان مداحین، توبرهکش مشروعیت انسانی بودن را به دست آوری و بعد همان آش و همان کاسه! مویه، خود ترنم عدالت است، اما چه سود که آنی دنیا، این رفتار و این نگاه، همیشه نیمه بود و کال! مویههای خفهشده، خفته و خائف، برای فرزندان صغیر علی مسیو تا فرزندان تکهتکهشده در جنگ خیابانی یا جنگ بمبهای عصر حجری! تکمیل مویه با تسری عدالت است، با تسری صداقت است، با تسری خود است به این زجه دمام و صدای ریزش حلقههای زنجیر... چه سود که این سراسر سرای ماتم است، تشنه به ماتم، حریص به خون و مداح سکوت. عاشورای تبریز تا خونابه دانشگاهش و صدای شکستن دانههای پارهشده تسبیحش، هنوز بر سر دار است و این دنیای خود، دار است؛ دار سکوت، دار مکافات و تمثیل آن سخن که «الجار ثم الدار». همین است؛ همسایه اول میمیرد، بر دار میشود، مرثیهها بلند، گلها بر سر، تیرها بر سینه و زلفها پریشان، و همچنان باقی میماند این حکایت و تکرار و تکرار و تکرار و زخمه و دلمه و کرکسانی که بر روی جنازه مینشینند و چیزی به نام عدالت را تکهپاره میکنند و انسان را نه فقط در مقابل حرفهایشان، بلکه در مقابل سکوتشان نیز مسئول میکنند... نوبت ما هم میرسد؛ تکبهتک در این دار میمانیم یا در آن دار بالا میرویم؛ درهم به درهم، فیش به فیش، تابوت به تابوت....
تسنیم، خبرگزاری وابسته به سپاه، بامداد سهشنبه، پنجم خردادماه از «شنیدهشدن ۳ انفجار مهیب» در بندر عباس خبر داد. براساس این گزارش، معاون استاندار اعلام کرد منشا صدای انفجار در حال بررسی است.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در برنامه «گفتگوی ویژه خبری» صداوسیما با ابراز بدبینی شدید نسبت به آینده مذاکرات با واشنگتن، دستیابی به یک توافق همهجانبه را دور از ذهن دانست و گفت: «ما در این شرایطی که داریم، بعید میدانیم که آمریکاییها خلاصه وارد یک توافقی بشوند که این خواستههای جمهوری اسلامی را بپذیرند.» او با اشاره به روند طولانیمدت گفتگوها و پاسخ به پرسش مجری درباره میزان فاصله تا رسیدن به نتیجه نهایی صراحتا تأکید کرد: «من پذیرش پنج بند اول خواستههای ایران را بسیار بعید میدانم؛ بنابراین از نظر من، ما در حال حاضر در شرایطی قرار داریم که از دستیابی به هرگونه توافقی بسیار دور هستیم.»
🪽آیا جهان برای ورود به قرن «۲۱ امنیتی_سیاسی» آماده می شود؟!!
قرن ۲۱، بیست و پنج سال را پشت سر گذاشته است و کمتر از پنج سال فرصت دارد قرن آینده امنیتی _سیاسی جدیدی را بنیان گذارد. ( از دهه سوم اصولا نظم جدید قرن مرحله تثبیت را آغاز می کند).
❗️برای نظم نوین جهانی آینده همگرایی جهان غرب گردِ ایالات متحده ضرورت دارد. انگلیس در اروپا، و اسراییل در شبه جزیره عرب نزدیکترین دوستان و در همان حال خطرناک ترین رقبا هستند؛ و ایران در قبله جغرافیایی جهان «فلات ایران، جغرافیای «ثبات ژئوپلتیک» و مهم ترین منطق در منطقه دوستان حیاتی امریکا در مجموعه شرکای استراتژیک امریکا در قرن ۲۱ است.
ایران اوردگاه اصلی آزمون قدرت آمریکا در قرن حاضر است.شکست در این عبور خطرناک ، پایان قدرت قرن بیستمی امریکا در قرن بیست و یکم خواهد بود؟!
‼️از این رو ایران از اهمیتی بس تاریخی برای شکل دهی به آینده قدرت در این قرن برخوردار است. امریکا نمی تواند با گفتمان انقلابی در ایران در یک میز بنشیند و ایران با گفتمان انقلابی شیعه هیچگاه برای امریکا شریک استراتژیک نخواهد بود. این امر بسیار آشکار است.
⁉️این که جهان دوباره به اهمیت سیاست و امنیت در گردونه اقتصاد و جهانی شدن پروا دارد ناشی از بحران های :
جنگ اوکراین
رقابت آمریکا و چین
بازگشت ناتو
بحران انرژی
هوش مصنوعی و جنگ سایبری
زنجیرههای تأمین
دریای سرخ و تایوان
است و برای امریکا سه مساله چالش برانگیز وجود خواهد داشت:
چین به واقع چالش اصلی ساختاری آمریکا
روسیه به واقع چالش امنیتی آمریکا و
ایران به واقع چالش منطقهای مهم و مزمنی است که گره کلیدی پرداخت به دو چالش دیگر است.
🦅 ایا امریکا برای حل این چالش ها خواهد توانست بر #هلال_طلایی_قدرت از هرمز تا عدن و از عدن تا مدیترانه به عنوان کمربند طلایی قدرت در قرن ۲۱ چیره شود؟
#ایران #IranWar #آمریکا #اسرائیل #ترامپ #تنگه_هرمز #انگلستان #خدای_ایران_زنده_است
🔆 بحران اعتماد یا ادراک امنیت ؟!
🪽 بازنشر متن مارک لوین توسط دونالد ترامپ را باید فراتر از یک موضع حقوقی یا اختلاف تفسیری درباره «قانون قدرتهای جنگی ۱۹۷۳» فهم کرد. این متن در سطح ژرفتر، بازتاب بازگشت به منطق «تمرکز اراده قدرت» در ساختار دولت مدرن آمریکاست؛ منطقی که در آن رئیسجمهور نه صرفاً یک مقام اجرایی، بلکه تجسم اراده استراتژیک دولت در شرایط بحران تلقی میشود.
در چارچوب آنچه در «آیین قدرت» مطرح نموده، قدرت پیش از آنکه یک سازوکار حقوقی باشد، یک پدیده روانی ـ تمدنی است که خود را در قالب نهادها بازتولید میکند. بنابراین نزاع میان کنگره و رئیسجمهور در آمریکا را نباید صرفاً اختلافی حقوق اساسی دانست، بلکه این نزاع بیانگر کشاکش دو قرائت از قدرت است: «قدرت توزیعشده و قدرت متمرکز».
❗️در تحلیل حاضر، جهان وارد مرحلهای از «آشوب مدیریتشده» شده که در آن ساختارهای کلاسیک دموکراسی به تدریج زیر فشار «ضرورتهای امنیتی، ژئوپلیتیکی و رسانهای»، به سمت تمرکز تصمیمگیری حرکت میکنند. متن لوین دقیقاً بر همین نقطه دست میگذارد. او استدلال میکند که کنگره به دلیل ماهیت چندلایه و کند خود، فاقد توان تصمیمگیری سریع در حوزه جنگ است و رئیسجمهور، به عنوان فرمانده کل قوا، باید اختیار نهایی را داشته باشد. این گزاره در آیین قدرت، به معنای انتقال مشروعیت از «نهاد» به «اراده» است؛ یعنی در دوران بحران، جامعه بیش از آنکه به فرایندهای حقوقی اعتماد کند، به شخصیت متمرکز قدرت پناه میبرد.
🪶 از منظر «آیین قدرت»، قدرت در عصر جدید بیش از هر زمان دیگر با «ادراک امنیت» گره خورده است. وقتی جامعه احساس تهدید میکند، میل به ظهور «لویاتان امنیتساز» افزایش مییابد. به همین دلیل است که رؤسایجمهور آمریکا، چه دموکرات و چه جمهوریخواه، عملاً محدودیتهای قانون قدرتهای جنگی را نادیده گرفتهاند. زیرا در منطق قدرت، امنیت بر حقوق تقدم پیدا میکند. لوین نیز دقیقاً همین را بازتولید میکند: رئیسجمهور به دلیل مسئولیت حفظ بقا و امنیت ملی، نمیتواند درگیر بروکراسی و چانهزنیهای طولانی کنگره شود.
‼️ اما در لایه عمیقتر، این متن نشانهای از گذار آمریکا از «جمهوری قانونمحور» به «امپراتوری امنیتمحور» است. در آیین قدرت، تأکید میشود که امپراتوریها همواره در لحظه افول، تمرکز قدرت اجرایی را افزایش میدهند. زیرا احساس میکنند نظم پیشین دیگر پاسخگوی تهدیدهای نوظهور نیست. بازنشر این متن توسط ترامپ، در بحبوحه رقابتهای سیاسی آمریکا، پیامی آشکار دارد: او خود را نه یک رئیسجمهور عادی، بلکه رهبر دوران بحران معرفی میکند؛ شخصیتی که معتقد است مشروعیت خود را مستقیماً از مردم و ضرورتهای امنیتی، نه از سازوکارهای محدودکننده نهادهای سنتی.
می گیرد.
🦅 من در آیین قدرت، میان «قدرت نرم حقوقی» و «قدرت سخت بقا» تمایز قائل میشوم. متن لوین آشکارا در جبهه قدرت سخت قرار دارد. او قانون اساسی را نه به عنوان یک متن محدودکننده، بلکه به عنوان بستری برای اعطای اختیار وسیع به فرمانده کل قوا تفسیر میکند. در اینجا قانون، تابع ضرورت قدرت میشود؛ نه بالعکس. این همان نقطهای است که در بسیاری از نظامهای سیاسی جهان، به تدریج مرز میان دموکراسی و اقتدارگرایی را مبهم میکند.
✳️ در نهایت، اگر این متن را از منظر آیین قدرت بخوانیم، مسئله اصلی اصلاً جنگ نیست؛ مسئله «حق تصمیمگیری درباره وضعیت استثنایی» است. کسی که بتواند تعیین کند چه زمانی کشور در وضعیت اضطرار قرار دارد، عملاً مرکز واقعی قدرت است. لوین و ترامپ هر دو تلاش دارند این مرکزیت را در نهاد ریاستجمهوری تثبیت کنند. این رویکرد، اگرچه در کوتاهمدت میتواند قدرت واکنش آمریکا را افزایش دهد، اما در بلندمدت احتمال فرسایش توازن قوا و تشدید دوپارگی سیاسی در جامعه آمریکا را نیز بالا میبرد؛ زیرا هرچه قدرت در یک نقطه متمرکزتر شود، مشروعیت نهادهای واسط ضعیفتر و
بحران اعتماد عمیقتر خواهد شد.
❇️ اکنون پرسش این است: « بحران اعتماد یا درک امنیت ؟!» این « تناقض است یا متناقض نما » است؟
#آیین_قدرت
#آرخه_قدرت
#آزمون_قدرت
#ترامپ
#قدرت
شاهزاده رضا پهلوی در نشست امنیتی سالانه پولیتیکو گفت مردم ایران، نه نیروهای خارجی، باید نقش اصلی را در تغییر حکومت جمهوری اسلامی ایفا کنند؛ اما برای این کار به «حمایت و پوشش» نیاز دارند.
او گفت: «نیروهای روی زمین در ایران، خود مردم ایران هستند. ما نیازی نداریم نیروهای خارجی این کار را برای ما انجام دهند.»
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به سرکوب اعتراضات دیماه گفت در کمتر از ۴۸ ساعت بیش از ۴۰ هزار نفر کشته شدند و افزود بدون حمایت، نمیتوان از مردم انتظار داشت دوباره به خیابانها بیایند.
او گفت: «به همین دلیل بود که به کارزار هوایی و پوشش هوایی نیاز داشتیم.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین تأکید کرد باید یک استراتژی روشن برای پایان دادن به جمهوری اسلامی وجود داشته باشد؛ استراتژیای که هم مردم را برای قیام تشویق کند و هم زمینه پیوستن نیروهایی از ارتش و دستگاه امنیتی به مردم را فراهم سازد.
او افزود: «نمیشود از یک طرف گفت مردم قیام کنند و همزمان گفت در حال مذاکره هستیم؛ این همه را گیج میکند.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت حملات انجامشده علیه جمهوری اسلامی، ملت ایران را هدف نگرفته بود، بلکه زیرساختهای سرکوب حکومت، از جمله دستگاه اطلاعاتی و سپاه پاسداران، را هدف قرار داده بود.
او افزود: «مردم آنقدر باهوش هستند که تفاوت میان حمله به ملت ایران و حمله به حکومت را تشخیص دهند.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پنجشنبهشب ۱۷ اردیبهشت از شنیده شدن صدای چند انفجار از حوالی بندرعباس خبر داد. منشا و محل دقیق این انفجارها هنوز مشخص نشده است.
فارس مدعی شد که در دو شب گذشته، «دو قایق صیادی» ایرانی از سوی نیروهای آمریکا در محدوده تنگه هرمز هدف قرار گرفتهاند اما انفجارهای پنجشنبهشب را مستقیما به این نیروها نسبت نداد.
رسانههای داخلی ایران از شنیده شدن چندین صدای انفجار در مناطق جنوبی کشور از جمله بندرعباس، قشم و سیرک خبر دادهاند.
بر اساس گزارشها، شهروندان بندرعباس دقایقی پیش چند صدای «شبیه به انفجار» در اطراف این شهر شنیدهاند. به نوشته رسانهها، هنوز منشا و محل دقیق این صداها مشخص نیست و بررسیها برای روشن شدن ابعاد ماجرا ادامه دارد.
همزمان برخی گزارشها حاکی از شنیده شدن صدای انفجار در جزیره قشم، از جمله در محدوده اسکله مسافربری بهمن، و همچنین در شهرستان سیرک است.
خبرگزاری حکومتی تسنیم به نقل از منابعی اعلام کرده برخی از این صداها «مرتبط با عملیات نیروی دریایی سپاه پاسداران» بوده و با هدف هشدار به کشتیها درباره عبور از تنگه هرمز انجام شده است.
با این حال، جزئیات بیشتری درباره ماهیت دقیق این انفجارها منتشر نشده و مقامهای رسمی تاکنون توضیح شفافی در اینباره ارائه نکردهاند.
Airbus et AirAsia viennent de conclure un accord qui représente la plus importante commande d’avions commerciaux de l’histoire du Canada.
Le Canada bâtit en grand, et le monde entier souhaite bâtir avec nous.