با درخواست «بنیاد بینالمللی شهید رئیسی» و موافقت «کمیسیون نظارت و راهبری اندیشکدههای استادان و دانشگاههای کشور»، تاسیس «اندیشکده حکومت و کشورداری شهید رئیسی» تصویب شد.
حتی اگر رعیت نان خوردن نداشته باشد، برای «بنیاد»ها و «کمیسیون»ها و «اندیشکده»های خواص، بودجه کافی موجود است.
تولهگربهی پالاس، از کمیابترین گربهسانهای ایرانه، همین روزا وسط طبیعت بکر کرمان دیده شده! مثل یه روح تو کویر میچرخه، با اون چشمای خیرهکنندهش. دیدنش اونقدر نادره که هر بارش یه کشف حساب میشه.
کلاس سوم دبستان بودیم و درسمون اون شعر سعدی بود که یک جاییش اومده بود: «چه خوش گفت فردوسی پاکزاد ... میازار موری که دانهکش است ...». یکی از پرسشهای درس این بود که بیت «میازار موری که دانهکش است ...» از کدوم شاعره. معلم گفت سعدی. من هر چی گفتم شاعر این بیت فردوسیه قبول نکرد!
رئیس شورای شهر تهران: «#مکانیسم_ماشه فشاری نخواهدداشت... فکر کردم تمام بسیجیها را بیاوریم، به همه یک ماشه بدهیم بچکانند بگویند ما خودمان ماشه را چکاندیم.»
فضای عمومی، صحنه مزهپرانی چهرههای نظام در تمسخر نگرانیهای معیشتی شده. سرخوشند که وضعیت جدید، بر آنها «فشاری نخواهد داشت».
میرحسین موسوی، بهمن ۱۳۶۰:
سنجاق روی کراوات عباس امیرانتظام همیشه مانند یک سوزنی در چشمان من فرو میرفت
آن چهره با این کت و قیافه نمیتواند نماینده مردم مستضعف ما ��اشد
هیچوقت خوشحالی شبی که اسناد لانه جاسوسی درباره امیرانتظام افشا شد را فراموش نمیکنم
نگران سرنوشت ایرانیم
بیانیه ۱۷ فعال سیاسی و مدنی
اینروزها مردم و میهن ما در تقاطع بحرانیترین لحظات تاریخ معاصر خود ایستاده است. ورطهای خطیر و پیچیده که برآمده از مجموعهای از عوامل زمینهدار در ایران، منطقه و نظم ناعادلانۀ جهانی است. وطن ما مبتلای هنگامهای سخت شده که یگانه راه رهایی از آن تأکید بر عاملیت و کنشگری مردم و حق آنان در تعیین سرنوشت خویش است و وظیفۀ تاریخی و ملی ماست که راهی بهسوی این رهایی بگشاییم برای نجات ایران.
راهی که نه سازش و همراهی با حاکمان داخلی است و نه از مسیر جنگ و ��تکا به قدرتهای خارجی میگذرد. بلکه راه سومی که راه مردم است و مسیری مستقل را سامان میدهد تا با همبستگی و پیگیری اهداف مشترک، سرکوب و استبداد داخلی و جنگ و تجاوز خارجی را عقب براند.
��قدام دو دولت اسراییل و آمریکا -که طبق مندرجات منشور مللمتحد و موازین شناختهشدۀ حقوق بینالملل یک تجاوز آشکار محسوب میشود- متأسفانه امکان تکرار دوباره دارد و هنوز سایۀ شوم جنگ بر سر کشور و ملت ماست. از سوی دیگر بر کسی پوشیده نیست که بیش از دو دهه است تمام ابعاد زندگی مردم ایران تحتتأثیر سیاست هستهای نظام قرار گرفته و حاکمان بر این سرزمین با تبدیل آن به اصلیترین موضوع حکمرانی خود و با ماجراجوییهای مدام در عرصۀ جهانی و تخاصم مستمر در عرصۀ داخلی، هزینههای جبرانناپذیر اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و روانی را بر مردم ایران تحمیل کردهاند که بهرغم تمام ه��دارها، کشور را عاقبت در مهلکۀ جنگی ویرانگر افکند. دریغ از آنکه تمام سرسختی و خودکامگی نظام حاکم بر این مسیر، کمترین فایده و اثر ملموسی در پی داشته باشد که منتج به خیر همگانی ��رای ایران و ایرانیان شود.
ما به شدت نسبت به سرنوشت ایران نگرانیم و معتقدیم:
- اصرار حاکمیت بر سیاستهای ماجراجویانه و خسارتبار آمریکاستیزی و شعار محو اسرائیل؛
- اصرار بر تداوم سیاستهای غیرشفاف هستهای و گرهزدن امنیت ملی و سرنوشت ایران با حد نامتعارف غنیسازی بدون کسب نظر مردم؛
- اصرار بر بهرهکشی از ذخایر طبیعی و منابع انسانی ایرانزمین در راستای اهداف ستیزهجویانه؛
- اصرار بر امنیتیسازی جامعه و سرکوب مداوم زنان، دانشگاهیان، کارگران، معلمان، هنرمندان، بازنشستگان و دیگر اصناف، اقلیتهای دینی و تمام اقوام ایرانی؛
- اصرار بر تداوم حبس زندانیان سیاسی و عقیدتی و دستگیریهای گسترده؛
- اصرار بر اجرای احکام غیرانسانی اعدام که اینروزها برای ارعاب و نمایش اقتدار ازدسترفته و لاپوشانی شکستهای نظامی/امنیتی شدت گرفته؛
- اصرار بر سلب آزادی بیان، نقض حق اعتراض علنی فردی و جمعی، سانسور رسانهای و فیلترینگ اینترنت؛
بزرگترین سیاستهای خطا و وطنبربادده نظام حکمرانی کنونی است که جامعۀ ایران را با مخاطرات جدی مواجه کرده و روزبهروز با تهدید و محدودیت، مردم را از بدیهیترین شمول یک زندگی عادی و بنیادیترین حق خود، «حق تعیین سرنوشت»، محرومتر میکند. ما هشدار میدهیم تداوم شرایط کنونی عاقبتی هولناک را پیش روی ایران عزیز قرار خواهد داد که آیندگان و فردای وطن را هم از تأثیرات مخرب خطاهای نابخشودنی امروز بینصیب نخواهد گذاشت.
ما خواهان برگزاری رفراندوم آزاد، شفاف و با نظارت نهادهای مستقل بینالمللی هستیم برای احقاق حق تعیین سرنوشت خود و تشکیل مجلس مؤسسان، در راستای یک دولت ملی و فراگیر، برای گذار دموکراتیک.
ما نیک میدانیم که هیچ نظام استبدادی، داوطلبانه تن به برگزاری رفراندوم نمیدهد. پس از تمامی تشکلهای، گروهها و کنشگران مستقل سیاسی، مدنی و فرهنگی دعوت میکنیم تلاش برای تغییر شرایط کنونی کشور را به اولویت فوری فعالیتهای خود بدل کرده و با هماندیشی و همبستگی و پیوستگی در مبارزه، از هر طریق ممکن مانند صدور بیانیه، ایراد سخنرانی، تشکیل اتاقهای تبادل فکر جمعی و گفتوگوهای مردمی، و بکارگیری تمام امکانات فردی و جمعی و استفاده از تمام ظرفیتهای نافرمانی مدنی، برای تداوم جنبش مقاومت مدنی خشونتپرهیز اهتمام ورزیده و زمینه را برای احقاق حق تعیین سرنوشت با برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان قانوناساسی در راستای شکلگیری یک دولت ملی و فراگیر، برای گذار دموکراتیک فراهم کنند.
باشد که روزگاری نیک آتیۀ ایران و ایرانی شود و آفتاب رهایی بر وطن بتابد.
همه برای ایرانی متفاوت.
ابوالفضل قدیانی/ پرستو فروهر/ حاتم قادری/ حسین رزاق/ سعید مدنی/ صدیقه وسمقی/ فریبا هشترودی/ عباس صادقی/ عبدالله مومنی/ عبدالفتاح سلطانی/ عطاءالله شیرازی/ محمدرضا فقیهی/ محمد سیفزاده/ منظر ضرابی/ مهدی محمودیان/ نرگس محمدی/ نسرین ستوده
برخورد اخیر با متحصنین مجلس، مهم است. ولی -طبق معمول- نباید در تفسیر آن هیجان زده شد. پیشتر هم، بعضا با «خودیهای جوگیر» برخوردهای مختصری شده. هر بار هم سیاسیونی به هیجان آمدهاند که «رویه نظام تغییر کرده». بعضا حتی برخی هیجانات، تا شعار «نیروی انتظامی، تشکر» پیش رفته.
اما رویه ثابت نیروهای انتظامی و امنیتی در خیابان، همواره میدان دادن به تجمعات خودی و سرکوب تجمعات غیرخودی بوده. تا اطلاع ثانوی هم، چنین خواهد بود.
تنها ملاحظه این است که خودیهای خیابانی، باید دقیقا در زمان، مکان و مدت مقرر عمل کنند: اگر نکنند، گوشمالی مختصری خواهند دید تا هرگونه توهم -احتمالی- آنها در مورد «استقلال عمل» از نهادهای بالادستی، منتفی شود.
ساسی و مربیان تربیتی!
غلامعلی #حدادعادل در بارهٔ حاشیههای آهنگ سخیف تازهٔ #ساسی_مانکن گفته است: "زمانی که معاونت پرورشی را منحل کردند، زمینهساز چنین مشکلاتی شدیم. باید ارزشهای تربیتی و فرهنگی را به مدا��س بازگردانیم."
به نظرم آقای حدادعادل معادله را معکوس میبیند.
این در واقع بسیاری از مربیان تربیتی مدارس بودند که با نوع نگاه خرافی و سطحی خود، بچههای ما را بیدین و دینگریز کردند و زمینهساز گرایش به آثار کسانی چون تتلو و ساسیمانکن شدند.
کار بسیاری از این مربیان، ایجاد ترس و وحشت از دنیای پس از مرگ بین بچههای بیگناه این مملکت و ایجاد مشکلات روانی برای آنها بود.
بخش زیادی از وقت خود من، صرف زدودن خرافات و ترسهای موهوم از خداوند در ذهن بچههایم شد، یعنی همهٔ آنچه مربیان تربیتی مدارسشان با انواع ترفندهای وحشتآفرین به آنها القا کرده بودند.
بنابر��ین، بسیاری از مربیان تربیتی سهمی بزرگ در بیاعتبار کردن آموزشهای اخلاقی و فرهنگی اصیل برای چند نسل این کشور به خود اختصاص دادهاند و نتیجهٔ کارشان رواج آثاری در حد ساسی و #تتلو در بین بخشی از جامعه است.
حضرات عقلهایشان را ریختهاند روی هم، بیانیه دادهاند که سردار، شیرینعقل است، جدیش نگیرید. دهههاست که خروار- خروار خاطرات همین «جنس» سردارهای شیرینعقل را به اسم «تاریخ جنگ» به خورد جامعه میدهند. اما خدا نکند یک بار یکی از همینها، «بدون هماهنگی با نظام» خاطره تعریف کند…
یک آفت تحلیل وقایع ایران (یا جهان) «سندروم پایان تاریخ» است: یعنی تصور کردن «هر» واقعه مهم به عنوان عاملی که قرار است ناگهان، تکلیف تحولات را یکسره کند. بسیاری از وقایع، البته در روند تعیین تکلیف تحولات بسیار مهمند، ولی لزوما نقطه پایان یک تحول یا بحران پیچیده را رقم نمی زنند.
ماجرای «نامه ترامپ به خامنهای» هم از این قاعده مستثنی نیست. هم ارسال این نامه و هم واکنش تهران به آن -هر چه باشد- حتما اهمیت بسیار زیادی دارند. ولی در تفسیر آنها، نباید بیش از حد هیجانزده شد.
شنبه روز خدا نیست!
من تا کنون فکر میکردم که روز شنبه هم مثل دیگر روزهای هفته، یکی از روزهای خداست، اما انگار این روز را یهودیان آفریدهاند! در واقع مصوبۀ مجلس برای تعطیلی پنجشنبه میخواهد همین را به ما بگوید، بگوید که شنبه آفریدۀ خدا نیست، آفریدۀ یهودیان است!
یکی از متشرعان محله، نوزادش روز شنبه به دنیا آمده است. الان با این مصوبۀ مجلس پاک به هم ریخته که چرا خدا ب�� او خشم گرفته و یگانه پسرش روز یهودیان به دنیا آمده است؟ داستانی شده است!
باید وقت بگذارم و به او دلداری دهم که شنبه هم مثل دیگر روزهای خداست. اینکه نوزادی چه روزی پا به دنیا بگذارد، هیچ فرقی نمیکند. فقط نمیدانم چطور به او توضیح دهم که ختنه کردن پسرش که برای آن تعجیل دارد، از قضا سنت پر و پاقرص و تخطیناپذیر یهودیان مذهبی است. اگر این را بشنود میترسم دچار آشفتگی ذهنی شود و سر به صحرا بگذارد!
«مذاکره با آمریکا مشکلی را حل نمیکند... امکان ندارد که ملت ایران قبول بکند.»
این صحبتهای رهبر ج.ا در رد مذاکره، نه امروز، که بهمن ۹۱ بیان شده. یعنی بین دورهای اول و دوم مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا در عمان با مجوز شخص رهبر. مواضع علنی او اهمیت دارند، ولی «همه» واقعیت نیستند.
برای درک بهتر اینکه مواضع رسمی مقامات ارشد نظام در سیاست خارجی، در چه ابعاد «عظیمی» ممکن است با آنچه در عمل صورت میگیرد فاصله داشته باشد، روایت زیر از مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا در عمان را ملاحظه بفرمایید:
https://t.co/undNdxXZhe