تجربه مشابه، تنهایی سال اول باعث شد با هرکسی دوست بشم، خودم تجربه کردم که چقدر درسته که ۵ نفری که باهاشون بیشتر در ارتباطی شخصیت و آینده تو رو میسازن، چندسال هی فکر کردم باید ساخت و معاشرت کرد. الان چند ماهه قطع ارتباط کردم و خوشحالم راحتم و حس میکنم داشتم تو لجن دست و پا میزدم
تایید میکنم.
میخواستم هیچوقت دربارهاش حرف نزنم چون برای خودمم خجالتآوره، ولی من انقدر یک سال اول تنها بودم که بعدش همین که با یه جمعی از انسانها آشنا شدم واقعا برام مهم نبود چقدر به هم نمیخوریم، هرکاری میکردم که ارتباطمو با «همهشون» حفظ کنم.
ببینید در جهان زنان نفرت انگیزی وجود دارن که خودشون رو «زنِ دکتر» و «دخترِدکتر » معرفی میکنن. زنانی که هیچی برای توصیف خودشون جز یک نسبت پیدا نمیکنن و بسیار عقدهایی و متوهم هستن، دریغ نکنید از به تخمتون گرفتنشون.
فردا نوبت جراحی داشتم که توده مو خارج کنم،
در لحظه کنسلش کردم 🙂
زنگ زدم برای کنترل داروها، یهو به ذهنم رسید گفتم بذار هزینه جراحیو بپرسم.
منشی گفت وصل میکنم همسر دکتر که حسابداره.
ایشون گفت:من باید ببینمتون
گفتم دکتر دیده،پرونده دارم.
گفت نه من باید ببینم.
عزیزم سگ کی باشی؟
آره راست میگید هیچکس بدون اون یکی نمیمیره.
من هنوز کار میکنم، به موهام میرسم، آرایش میکنم، دوستامو میبینم، کلاس زبان میرم، ورزش میکنم، ولی غمگینم! تمام این روزمرگی رو با غم انجام میدم. با غم نشدن و نتونستن و از دست دادن و شاید سختترین قسمتش همین باشه که هیچکاری غم منو کم نمیکنه.
به عنوان زنی که تنها مهاجرت کرده و تنها گذرونده میگم یکی از سختترین کارها مهاجرته و زوال عقل میاره چون مجبوری دائم دنبال راهحل و تنظیم جدید باشی مخت میگوزه
ولی
یکی از بهترین کاراییه که برای رشد شخصیت و بازکردن افق دید و بهتر کردن تجربه زیست میشه کرد
شدیدا توصیه میشه
پسری که دوسش دارم یجوری قلبم رو شکست که صداشو شنیدم، این آخرینبار بود که عمرم رو با کسی قسمت کردم، امشب انتخاب کردم تا ابد و یک روز تنها باشم دیگه توان شکسته شدن ندارم