@human_sat یکساعت؟ از صبح تا ظهر و سه روز پشت سر هم.
یعنی ۲۴ ساعته رو هم بودن؟
عجیب نیست؟؟
سه روز پشت سر هم و روزی سه بار منطقی تر هست.اینمدلی هیچ مردی همیشه راست کرده نیست ها!!
⭕️⭕️⭕️ آسیب شناسی فاجعه جیلولوق در غرب #آذربایجان 🇦🇿✊🇦🇿
✍️دکتر توحید ملک زاده
اسفندماه سالروز جنایتی هولناک موسوم به جیلولوق در #اورمیه و سلماس می باشد که به مدت حداقل شش ماه غرب آذربایجان را درگیر کشتار همگانی کرد. ایام، ایام جنگ جهانی اول است و مناطق شمالی ایران از جمله آذربایجان در تصرف روس و قسمت جنوب در اختیار انگلیس.آذربایجان زیر چکمه های سالداتهای روس له شده بود. دست به دست شدن شهرها و روستاهای آذربایجان بین قوای روس و عثمانی لطمات سنگینی به اهالی آذربایجان وارد کرده بود. ولی ورق یکباره برگشت و پاییز سال ۱۲۹۶ شمسی بود که با وقوع انقلاب بلشویکی در روسیه تزاری، قشون روس از جنگ جهانی خارج شده و حین تخلیه آذربایجان و بازگشت به روسیه با تخریب اماکن و آتش زدن بازار اورمیه، سلماس و خوی خاطره بسیار بدی در اذهان مردم آذربایجان ایجاد کردند. تخلیه آذربایجان از طرف روس به معنای رهاکردن این مناطق به دست عثمانی بود که درگیر جنگ با متفقین ( روس، انگلیس، فرانسه و غیر مستقیم آمریکا) بود. بنابراین قرارگاه مرکزی متفقین برای جلوگیری از پیشروی قوای عثمانی در آذربایجان در صدد مسلح کردن مسیحیان فراری از عثمانی به آذربایجان برآمد و در این امر ناصواب متاسفانه میسیونرهای مذهبی کشورهای اروپایی نیز که مثل مور و ملخ در منطقه مستقر بودند به یاری این قوای مسلحه آمدند. ماجراجویانی از همشهریان مسیحی نیز که گول میسیونرها، مقامات انگلیس و فرانسه را خورده بودند نیز وارد میدان شدند و شد آنچه که متاسفانه نبایستی می شد.
در طی جنگ خونین تسلط مسیحیان ( جیلو و ارامنه) به اورمیه و سلماس از اسفند ۱۲۹۶ الی خرداد ۱۲۹۷ بیش از یکصد و پنجاه هزار نفر از اهالی آذربایجان نیست و نابود شدند. رقمی که ناواردان به تاریخ اورمیه از شنیدن آن یکه می خورند و به هیچ وجه باور نمی کنند.
با پیشروی قوای عثمانی در غرب آذربایجان این بار مسیحیان از ترس جان شهرهای خوی، سلماس و اورمیه را با وضع فلاکت باری ترک و با رهنمودهای مستشاری انگلیسی ها از راه میاندوآب، صایین قالا، بیجار و همدان و کرمانشاه به شمال بغداد در منطقه بعقوبه رسیدند. ماجراجویان اروپایی خرسند از اطلاق عنوان کوچکترین متفق به هموطنان مسیحییمان باعث کشتاری وحشتناک در منطقه شده بودند. در طی این فرار آنی هزاران نفر از مسیحیان آذربایجان مخصوصا زنان، کودکان و پیرمردان در دست و پای افراد مسلح ماجراجوی مسیحی تلف شدند. پس از پنج سال با اعلام عفو عمومی، اتباع مسیحی ایرانی مخفیانه و در حالی که یارای چشم در چشم شدن با همسایگان مسلمان خود نداشتند و پشیمان از این وضعیت به روستاهای خود برگشتند و این بار نیز از سوی همشهریان مسلمانشان پذیرفته شدند هر چند نگرانی از ماجراجویی های دوباره آنها ( اسناد رسمی دولتی ) در این باره بسیار زیاد بود.
آسیب شناسی این فاجعه:
۱- گزارشهای بسیاری از روند دخالت گستاخانه میسیونرهای مذهبی خارجی در اورمیه و سلماس در دست است که سعی دارد هموطنان مسیحی را متمایل به اروپا و جهان مسیحیت در خارج از ایران نماید. ( خصوصا از دوران حملات شیخ عبیدالله و سپس سالهای 1280 شمسی به بعد)
۲- وابستگی فکری و حتی تسلیحاتی عوامل اصلی این فجایع و کشتار به قوای سیاسی- نظامی خارجی متفقین خصوصا روس، انگلیس و فرانسه محرز می باشد.
۳- اطاعت محض از سیاستهای خارجی قوای متفقین سبب شد که نه تنها از مسلمانان بلکه هزاران نفر از آشوری ها و مسیحیان آذربایجانی نیز تلف شوند و این جوامع تا امروز نیز نتوانستند از این اوضاع بوجود آمده از طرف اروپا و آمریکا خارج شوند.
۴- ماجراجویی برای تشکیل مملکتی آشوری در دل آذربایجان باعث برخوردهای خونینی شد که به تحلیل اقلیت قومی مذهبی مسیحیان اورمیه و سلماس منجر شد. تشکیل ارمنستان در ایالت ایروان نیز باعث قتل عام صدها هزار ترک مسلمان در آن ناحیه شد.
۵- بی تفاوتی جدی حاکمان و طبقه اشراف اورمیه و سلماس برای بسیج مردمی در زمان نبود حاکمیت دولت مرکزی و ماجراجویی های سرسپردگان به خارج
۶- عدم توجه جدی به موضوعاتی از قبیل بررسی نقاط ضعف و آسیب پذیری شهرهای آذربایجان غربی از سوی والی و حاکمان منطقه
گفتنی است خواندن تاریخ به مثابه پرونده خوانی و سپس عبرت از اعمال گذشتگان است برای داشتن آینده ای بهتر و زندگی در صلح و امنیت. حوادث جیلولوق خصوصا برای ماجراجویانی که یکصد سال بعد از فاجعه جیلولوق احیانا درصدد اجرای طرحی دیگر در منطقه هستند و می خواهند همچون جیلوها و ارامنه مملکتی از دل آذربایجان برای خود دست و پا کنند می تواند بسیار پرعبرت باشد.
#اسفندخونین
نگاهی به کارنامه رضا پهلوی در سه سال گذشته!
کارنامه رضا پهلوی در مسیر دستیابی به قدرت و امیال جاهطلبانه، کارنامهای سیاه، آلوده به جنایت و آکنده از خیانت است:
۱ـ خیانت به آرمان دموکراسیخواهی ایرانیان: او با هماهنگی و همدستی با اسرائیل، جنبش دموکراتیک و مترقی «زن، زندگی، آزادی» را به بنبست کشاند و آرمانِ دموکراسیخواهی ایرانیان را قربانیِ کیش شخصیت و سهمخواهی خود کرد.
۲ـ خیانت به کیان ایران: همدستی و حمایت بیشرمانه او از تجاوز نظامی اسرائیل به خاک ایران در ژوئن ۲۰۲۵، بزرگترین دهنکدی به مفهوم «وطنپرستی» و خیانتی آشکار به حاکمیت ملی و کیان ایران بوده است.
۳ـ خیانت به آرمانهای جانباختگان: او با سوءاستفاده ابزاری از رنج برخی از خانوادههای دادخواه، از خون جانباختگان برای کسب اعتبار سیاسی هزینه کرد و به قداستِ آرمانهای آزادیخواهی کشتهشدگان راه آزادی، خیانت ورزید.
۴ـ خیانت به هواداران: او با سپردن سرنوشت سلطنتطلبان به دست دستگاههای امنیتی بیگانه، از هواداران خود به عنوان پیادهنظام تبلیغاتی اسرائیل استفاده کرد و به اعتماد سادهلوحانه آنان خیانت کرد.
۵ـ خیانیت به کرامت جان انسان: او با فراخوانهای هدایت شده توسط موساد و هماهنگ با شبکه پروپاگاندای اینترنشنال در دیماه ۱۴۰۴، آگاهانه و عامدانه نوجوانان و جوانان ایران را به مسلخ فرستاد و کرامت جان هموطنانش را به هیچ انگاشت.
۶ـ خیانت به تمامیت ایران و همهی ایرانیان: رضا پهلوی پس از به کشتن دادن هزاران انسان، آن فاجعه خونین را به توجیه لازم برای حمله نظامی اجانب به ایران تبدیل کرد؛ سهمخواهی بر روی ویرانههای وطن برای تکیه بر کرسیِ دستنشاندگی، خیانتی عظیم و نابخشودنی و بیمانند در تمام طول تاریخ ایران است.
این حجم از خیانت ممکن نیست، مگر در وجود کسی که هیچ پیوند قلبی و عاطفی با ایران و ایرانی نداشته باشد.