دوستم و رسوندم که ۱۰ روزی بره دبی برای انجام کارهاش، توی فرودگاه بغلم کرد و گریه کرد فقط تونستم بگم زود میای مهاجرت نمی خوای بکنیا، فکر کنم humanity ام رو کاملا از دست دادم
بعد از ۶ ماه تلاش برای تمام کردن بازسازی خونه، الان برای اسباب کشی دو نفر قبول نمی کنند، خانم محترم صاحبخانه و برفی که اصلا نموند و از وقتی اومده اینقدر عصبی که تمام دستم رو پنجه کشیده
#روزگار_سخت