وقتی زنی با خشونت از جهان حذف میشود، روان جمعی زنان دچار زخم میشود. این زخم، خود را با اضطراب، بیخوابی، ترس از خیابان و بیاعتمادی به امنیت بازمینمایاند. الهه فقط یک نفر نبود. او بخشی از روان زخمی ما بود که بلند شد، فریاد زد، و دیگر برنگشت.
@jiingeh بحاطر اینکه بهت گفتم حتی بلد باشیم اون چیزی که طبق قانون هست نیست واسه همینه که باید اونجوری یاد بگیری حتما اون چیزی که رانندگی همینجوری یاد گرفتی نیستش
اضطراب اینجوریه که خیلی عادی سر کارت یا تو خونه یا تو مهمونی نشستی با قیافهی پوکر فیس و داری با بقیه معاشرت میکنی و حتی به شوخیاشون میخندی، اونوقت تو دلت یهبچهی پنجشیشسالهای که مادرش دستشو ول کرده وسط یه بازار بزرگ و هرچی سر میچرخونه مادرشو پیدا نمیکنه.
آدمها رو فقط سیگار و الکل از بین نمیبره!
آدمها رو ۱۲ ساعت کار، درآمدِ پایین، فکرِ فردا، اضطرابِ مسئولیتها، وام، بدهی، اجاره خونه و استرس اینها خیلی عمیقتر از بین میبره…
نه خونه برام خونهست، نه خوابگاه. نه میخوام ایران بمونم، نه میلی به رفتن دارم. نه میتونم جهلم رو تاب بیارم، نه اشتیاقی به دونستن دارم. نه میخوام ازشون دور باشم، نه میتونم نزدیکی رو تحمل کنم. خسته، غمزده و تاریکم و قلبم خالیه. نه میخوام زنده باشم و نه آماده مرگم. این پوچیه.