ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی هوادار #مجاهدین، ۵۰۰ روز است که همراه با پدرش دستگیر شده و مورد وحشیانهترین شکنجهها قرار گرفته و همچنان وضعیتش بلاتکلیف است.
۹ خرداد ۱۴۰۵؛ طی روزهای گذشته حکم اعدام دو زندانی سیاسی کُرد اهل بوکان و از بازداشتشدگان خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی، به نامهای «رئوف شیخمعروفی» و «محمد فرجی» در دیوان عالی کشور تایید شد و این دو زندانی در معرض خطر جدی اجرای حکم اعدام قرار دارند. پیشتر دو بار حکم اعدام آنان در دادگاههای انقلاب مهاباد و میاندوآب صادر شده بود و اکنون برای در دیوان عالی کشور به تایید رسیده است.
یک منبع مطلع ضمن تایید این خبر به کُردپا گفت؛ طی روزهای گذشته و احتمالا در خرداد ۱۴۰۵، حکم اعدام «رئوف شیخمعروفی» و «محمد فرجی» در دیوان عالی کشور تایید شده است. حکم اعدام این دو زندانی نخست در اسفند ۱۴۰۴ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد صادر شد، اما پس از نقض در دیوان عالی کشور، پرونده به یکی از شعب دادگاه انقلاب استان آذربایجان غربی در میاندوآب ارجاع داده شد. در ادامه، دادگاه انقلاب میاندوآب مجددا حکم اعدام آنان را صادر کرد و این حکم اکنون در دیوان عالی کشور تایید و به شعبه اجرای احکام ارسال شده است. بر این اساس، خطر جدی اجرای حکم اعدام این دو زندانی سیاسی کُرد وجود دارد.
https://t.co/w0Png0hdtC
🆔: @kurdpaagency
⚠️نقض حکم به معنای تبرئه نیست!
داریم میبینیم خیلی از اونهایی که حکمشون نقض شده بود یکی یکی دارن در دادگاه تجدید نظر دوباره حکم اعدام میگیرند!
⚫️حکم ناصر بکرزاده دوبار نقض شده بود
⚫️حکم مهران بهرامیان نقض شده بود
⚫️حکم مجاهد کورکور نقض شده بود
…
تا نبرئه کامل صدای محکومین به اعدام باشیم!
دادگاه #رزگار_بابامیری بزودی برگزار خواهد شد! نذاریم دوباره بش حکم اعدام بدند!
زندانی سیاسی کورد، کاوه صالحی، پس از آنکه دیوان عالی ایران احکام اعدام او را لغو و پرونده را برای محاکمه مجدد به اتهامات «بغی» و «محاربه» ارجاع داد، بار دیگر در معرض خطر صدور حکم اعدام قرار گرفته است.
کاوه صالحی اهل بوکان است و در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در آوریل ۲۰۲۳ بازداشت شد. بر اساس گزارشها، او پیش از انتقال به زندان مرکزی ارومیه، ماهها در سلول انفرادی نگهداری شده و تحت شکنجه قرار گرفته است. رسیدگی مجدد به پرونده او در حال انجام است.
آزادی اصغر حاجب با وثیقه هفت میلیارد تومانی؛ تداوم بازداشت رضا امانیفر
#اصغر_حاجب، عضو هیأتمدیره کانون صنفی #معلمان#بوشهر، پس از هفتهها #بازداشت و تحمل دوران نگهداری در سلول انفرادی و بند عمومی، ظهر امروز با قرار وثیقه سنگین هفت میلیارد تومانی آزاد شد.
بر اساس گزارشها، دادسرا با تفهیم اتهام «تبلیغ علیه نظام» و تا زمان برگزاری دادگاه، با آزادی موقت وی موافقت کرده است.
در مقابل، #رضا_امانیفر، دیگر عضو بازداشتشده کانون صنفی معلمان بوشهر و بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، همچنان در بازداشت به سر میبرد و وضعیت پرونده او در هالهای از ابهام قرار دارد.
#حقوق_بشر
#از_بازداشتیها_بگو
چهار جوان از پروندهی اکباتان را به اعدام محکوم کردند؛ میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و محمدمهدی حسینی.
زبان جمهوری اسلامی مثل همیشه شکنجه، اعتراف اجباری، پروندهسازی و طناب دار است.
این حکمها علیه همه مردم ایرانست که خواهان آزادیاند.
#بچه_های_اکباتان
مجرم: جمهوری اسلامی ایران
محل جرم: کوردستان
جرم:قتل
ج.اا با خونسردی دیروز کریم معروفپور را به اتهام عضویت در حزب دموکرات کوردستان، به روی چوبه اعدام برده و کشته است. این ۶۳۵مین اعدام در چند ماه اخیر بعد ۲۰۲۶ است.
#نه_به_اعدام
🔵 اعدام رامین زله و کریم معروفپور با اتهامات امنیتی
اعدام ''رامین زله '' و ''کریم معروفپور '' با اتهامات امنیتی، بار دیگر نگرانیها درباره روند دادرسی و استفاده از مجازات اعدام در پروندههای سیاسی و امنیتی در ایران را تشدید کرده است.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه فاسد قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد این دو شهروند ایرانی صبح پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شدهاند. بر اساس این گزارش، اتهام آنان «تشکیل گروه با هدف برهم زدن امنیت کشور» عنوان شده است.
#رامین_زله در مرداد ۱۴۰۳ و #کریم_معروفپور در فروردین ۱۴۰۰ بازداشت شده بودند. اجرای این احکام در ادامه موج تازه اعدامها در ایران صورت میگیرد؛ موجی که با انتقاد گسترده نهادها و کنشگران حقوق بشر بهدلیل نبود
دادرسی عادلانه و صدور احکام اعدام در پروندههای امنیتی همراه شده است.
کنشگران حقوق بشر ایران این اعدامها را بهشدت محکوم کرده و خواستار توقف فوری اجرای احکام اعدام و رعایت اصول دادرسی عادلانه و حقوق متهمان شدند.
#شبکه_ندای_زاگرس
📥 @VOZiran1
🆔 https://t.co/ifbWBzT588
🌐 https://t.co/zBZDsJ13Kg
بامداد امروز شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، #یعقوب_کریم_پور، شهروند تُرک یارسان دارای معلولیت، به همراه #ناصر_بکرزاده، شهروند کُرد اهل سنت، بهصورت مخفیانه و بدون اطلاع وکیل و خانواده در زندان مرکزی ارومیه اعدام شدند. این دو شهروند در پروندههایی جداگانه و در پروسهای غیرشفاف و ناعادلانه به «جاسوسی برای اسرائیل» متهم شده بودند.
یعقوب کریمپور در تاریخ ۱۰ دی ۱۴۰۴ با انتشار نامهای که از سوی شبکه حقوق بشر کردستان منتشر شد، جزئیات تکاندهندهای از روند بازداشت، بازجویی و رسیدگی قضایی پرونده خود ارائه کرده بود. بر اساس این نامه، وی بیش از دو ماه را در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه در شرایطی غیرانسانی و تحت فشار شدید جسمی و روانی برای اخذ اعترافات اجباری درباره «همکاری با عوامل موساد و ارسال دادههای اطلاعاتی» سپری کرده و تا زمان ارسال پرونده به شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه از حق دسترسی به وکیل محروم بوده است.
جلسه دادگاه او در اواخر مهر ۱۴۰۴ بهصورت ویدئوکنفرانس برگزار شد و وی حتی در این جلسه نیز امکان دفاع مؤثر از خود را نداشت. این دادگاه در فرآیندی کوتاه که بنا بر اظهارات او کمتر از ۱۵ دقیقه به طول انجامید، به ریاست قاضی سجاد دوستی، وی را به اتهام «افساد فیالارض» از طریق جاسوسی برای اسرائیل به اعدام محکوم کرد.
به گفته این شهروند تُرک یارسان، بخش عمدهای از مطالب مندرج در پرونده که مبنای اتهام «جاسوسی» و صدور حکم اعدام قرار گرفته، تحت شکنجه، اکراه و بر اساس دیکته بازجویان تنظیم شده است. او تأکید کرده بود که فاقد هرگونه سمت یا دسترسی به مراکز دولتی، نظامی یا امنیتی بوده و اساساً به اطلاعات عادی، محرمانه یا سری دسترسی نداشته است؛ بنابراین، ارسال هرگونه اطلاعات به هر نهاد یا شخصی را بهطور قاطع رد کرده بود.
جمهوری اسلامی دو انسان دیگر را کشت:
#یعقوب_کریمپور، شهروند ترک یارسان با معلولیت، و #ناصر_بکرزاده، جوان ۲۶ ساله کُرد، به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شدند.
ناصر از زندان هشدار داده بود:
«از کلمه اعدام ساده نگذرید؛ امروز نوبت من است، فردا نوبت دیگری.»
#ناصر_بکرزاده، زندانی سیاسی کُرد، پس از ابلاغ تایید حکم اعدامش از سوی دیوان عالی کشور، با انتشار نامهای سرگشاده خطاب به افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری، خواستار حمایت بینالمللی برای لغو این حکم شده است:
سلام و درود بر هموطنان عزیز و همزبانان کُرد باغیرتم،
من ناصر بکرزاده هستم و صدای من را از زندان مرکزی ارومیه میشنوید. شاید این آخرین صدای من باشد. من فرزند ملا منصور هستم، ۲۶ ساله هستم و دو خواهر کوچکتر از خودم دارم. در سن ۲۳ سالگی، زمانی که در اوج آرزوها و میل به زندگی بودم، دستگیر شدم.
پدر و مادرم از روز اول دستگیری من تا امروز، هر روز مردهاند و زنده شدهاند. غم دوری و فراق، بر روی دوششان سنگینی کرده و در اوج جوانی، پیر و شکسته شدهاند. زمانی شاد بودند و آرزو داشتند تکپسرشان را در لباس دامادی ببینند. چند روز پیش از دستگیریام قرار بود به خواستگاری برویم و اکنون ۴ سال است که آن دختر در انتظار من مانده است. همین الان هم که چند ساعت است خبر تأیید حکم اعدامم را شنیدم، نمیدانم چطور به او زنگ بزنم و بگویم که حکم من تأیید شده و قرار است اعدام شوم.
پس از پایان تحصیلات مدرسه، با توجه به تصمیم پدرم و علاقهای که خودم داشتم، شروع به تحصیل در مدرسه علوم دینی صلاحالدین ایوبی پیرانشهر کردم. پس از دو سال درس خواندن، به دلیل شرایط خانواده، تصمیم گرفتم بخشی از بار مسئولیت را از دوش پدرم بردارم و یک مغازه فروش موبایل در ارومیه راهاندازی کردم.
در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۲ دستگیر شدم و به مدت ۳ ماه در سلول انفرادی اطلاعات سپاه نگهداری شدم و تحت شدیدترین شکنجههای روحی قرار گرفتم. شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه پس از دو جلسه دادگاه در تابستان ۱۴۰۳، در پاییز همان سال بدون ارائه دلایل و مستندات کافی، حکم اعدام من را صادر کرد.
این حکم در فروردین ۱۴۰۴ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور، با توجه به نبود شواهد و مدارک قانونی، نقض شد. پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه ارجاع داده شد، اما همان دادگاه برای بار دوم، در سایه جنگ ۱۲ روزه، دوباره حکم اعدام صادر کرد. این حکم نیز بار دیگر در پاییز ۱۴۰۴ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور نقض شد و بیگناهی من مورد تأیید قرار گرفت.
با این حال، پرونده برای سومین بار به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه بازگشت ولی متأسفانه به دلیل شرایط کشور در دی ماه ۱۴۰۴، برای سومین بار، حکم اعدام من، بر اساس نامهای که از دفعات قبل کپی شده بود، صادر شد. این حکم امروز صبح از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور و در شرایط جنگی حاکم بر کشور، تأیید شد.
شنیدن حکم اعدام شاید برای بیشتر مردم قابل درک نباشد، اما این حکم طوری است که هیچ کس و هیچ چیزی نمیتواند آن را تحمل کند.
اعدام مرا کشت، متلاشی کرد و هر لحظه مُردن خودم را میبینم و خانوادهام را هم از پای درآورده است. از کنار این نامه اعدام راحت رد نشوید، امروز نوبت من است و فردا نوبت فرد دیگری.
از هموطنان عزیزم، از کُردهای با غیرت در داخل کشور و هر جای دنیا، و از ماموستاهای آیینی که من از طلبههای آنها بودهام، خواهش میکنم صدای بیصدای من باشند. صدای مرا به گوش سازمانهای حقوق بشری، از جمله عفو بینالملل، و کل جهان برسانند.
ارومیه با کل ایران فرق دارد. این را از صمیم قلب میگویم: نخستین «جرم» من کُرد بودنم بود و پس از آن، سنی بودنم. به داد من برسید. من نه اولین نفر هستم و نه آخرین نفر خواهم بود.
ناصر بکرزاده
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
زندان مرکزی ارومیه