@__jeneral__ شهروند درجه دو؟ بعد هشت سال پاسپورت آلمانی گرفتم ولی خانواده م که چهل سال مهاجرن توی ایران هنوز اقامتشون سالانه تمدید میشه
همیشه همین بوده فقط چون قبلا بخش بالای زنجیره بودی حقایق رو نادیده گرفتی
غصهای که مرز نمیشناسد
دیدن این دو تصویر در کنار هم، راه گلو را میبندد. از یک سو قلبی که روزی از سر خشم یا شاید به خیالِ امنیتِ خویش، برای دیگرانی که مثل او «مسافر» بودند آرزوی سختی میکرد، و از سوی دیگر، همان دستهایی که امروز لرزان و پر از اندوه، از ویران شدن خانهی آرزوهایش در غربت مینویسد.
هر چقدر هم که آن کلماتِ قدیمی تلخ و گزنده بوده باشند، باز هم شنیدن خبرِ باطل شدن ویزا، بسته شدن حسابها و آواره شدن یک هموطن در کشوری غریب، بندِ دل آدم را پاره میکند. غربت به خودیِ خود سنگین است، چه برسد به اینکه سقفِ پناهت را هم از سرت بگیرند و مجبور باشی با خانهای که با هزار عشق چیده بودی، بدون خداحافظی وداع کنی. غصهای که او از آن حرف میزند، غصهی همهی ماست؛ غصهی نسلی که خانهاش را در چمدانهایش حمل میکند.
شاید این تندبادِ حوادث، درسِ تلخی بود برای همهی ما که یادمان نرود در چشمِ قانونِ غربت، همهی ما «دیگری» هستیم. یادمان نرود که دردِ آوارگی، ملیت و نژاد نمیشناسد و قلبی که زیرِ بارِ اخراج میشکند، به هر زبانی که باشد، صدایش همانقدر دردناک است.
به امید روزی که زمین برای هیچ انسانی تنگ نشود. دعا میکنم هیچ مهاجری، در هیچ گوشهای از این کره خاکی، طعم گسِ بیپناهی را نچشد، هیچ حساب بانکیای به روی رویاها بسته نشود و هیچ کس مجبور نباشد بدون بوسیدنِ دیوارهای خانهاش، آوارهی جادهها شود. الهی که امنیت و آرامش، سهمِ تمامِ کسانی باشد که برای زندگی بهتر، تن به سفر سپردهاند.
یه مشکل جدی اپوزیسیون اینه که درک نمیکنه مذهب ریشه عمیقی در این سرزمین داره!
زیر سوال بردن مذهب عین زیر سوال بردن هویته برای خیلی از افراد مذهبی و همین عامل هم هست که قشر مذهبی منتقد یا مخالف حکومت هیچ وقت با این اپوزیسیونهای فعلی همراه و هم مسیر نمیشن!