شخصی که خود را موجود خونخواری از دوران ژوراسیک تصور میکند، یک تمدن کهن را تهدید کرده که به عصر حجر برمیگرداند.
تاریخ به عقب حرکت نمیکند. به پیش بیا و انسان خردمند شو! دوران دایناسورها سپری شده است.
#IranWillNeverBeDefeated
هفتم اسفندماه سالروز درگذشت علیاکبر دهخدا
علیاکبر دهخدا، عضو پیوستۀ فرهنگستان ایران و دانشمند کممانندی که نیمی از عمر خود را به گردآوری فرهنگ زبان فارسی مصروف داشت، پس از هفتاد و هشت سال زندگی در هفتم اسفند ۱۳۳۴ درگذشت. دهخدا تحصیلات قدیمی را پیش شیخ غلامحسین بروجردی به انجام رسانید. هنگامی که مدرسۀ عالی علوم سیاسی در تهران تأسیس شد به منظور تحصیل علوم جدید اروپایی به آنجا رفت. زبان فرانسوی را در این مدرسه آموخت. ضمناً از محضر درس مرحوم آقا شیخ هادی نجمآبادی که از علمای درجۀ اول عصر خود بود کسب فیض کرد.
مرحوم محمّدحسین فروغی (ذکاءالملک) که معلم فارسی مدرسۀ علوم سیاسی بود، گاه تدریس ادبیات فارسی را بر عهدۀ دهخدا وامیگذاشت. از همین راه بود که دهخدا شهرتی یافت. در سال ۱۳۲۱ قمری معاونالدولۀ غفاری که سمت وزارت مختاری ایران در کشورهای بالکان را یافته بود دهخدا را به همراه خود به اروپا برد. دهخدا دو سال در اروپا و بیشتر ایام در وین مقیم بود.
هنگامی به ایران بازگشت که نهضت مشروطهطلبی توسعه یافت. پس با همکاری میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسمخان تبریزی به نشر روزنامۀ صوراسرافیل آغاز کرد. شهرت خاص صوراسرافیل به مناسبت مقالاتی بود که به امضای «دخو» و به نام «چرند پرند» به زبان عوام و در لباس طنز و شوخی نوشته میشد. «دخو» نام مستعار دهخدا بود. با بسته شدن مجلس به دست محمّدعلیشاه و پراکنده شدن آزادیخواهان دهخدا هم ناچار از آن شد که به اروپا برود. پس به سوئیس رفت و در آنجا با کمک مالی میرزا ابوالحسن پیرنیا (معاضدالسلطنه) روزنامۀ صوراسرافیل را در شهر ایوردن به چاپ رسانید. اما بیش از سه شماره نشر نشده بود که دهخدا به طرف استانبول رفت. در این شهر نیز از مجاهدت در راه آزادی نایستاد و با دوستان خود روزنامۀ سروش را انتشار داد و چهارده شماره از این روزنامه نشر شد.
چون محمّدعلیشاه از سلطنت خلع گردید دهخدا از تهران و کرمان به نمایندگی مجلس در دورۀ دوم انتخاب شد. پس، از عثمانی به ایران بازگشت و به خدمت در مقام نمایندگی پرداخت. دهخدا پس از بسته شدن مجلس دوم و وقوع جنگ بینالملل اول مدتی را در چهار محال بختیاری به انزوا گذرانید. پس از پایان جنگ به تهران آمد و در وزارت معارف به کار پرداخت.
مبارزه در میدان سیاست برای دهخدا با نشر چهارده شماره روزنامۀ سروش در استانبول و وکالت یک دوره در مجلس شورا خاتمه گرفت. دهخدا سالیان دراز (تا سال ۱۳۲۰) رئیس دانشکدۀ حقوق بود. اما دلبستگی او به لغت و ادب او را در خانه نشانده و از بام تا شام با کتابهای کهن فارسی دمخور ساخته بود. حاصل سی سال مطالعه و ممارست او در کتابهای فارسی دو زمینۀ بزرگ و مهم است: لغت و مَثَل.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۳، ج ۱، ص ۱۶۳-۱۶۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار بهزودی منتشر میکند:
آئین سخنوری
آئین سخنوری درسنامهای است در اصول فنّ خطابه و انواع سخنوری و نیز مشتمل بر مجموعهای از خطابههای مشاهیر این هنر از یونان باستان تا عصر جدید که دولتمرد برجستۀ معاصر و مترجم پیشگام محمّدعلی فروغی در سالهای ۱۳۱۶-۱۳۱۹ در سه مجلد تصنیف و تألیف کرده است. مجلدات اول و دوم این کتاب در زمان حیات مؤلف به زیور طبع آراسته شد، اما دست تقدیر او را از تکمیل و طبع مجلد سوم بازداشت. اینک با طبع دستنوشتهای که از مجلد سوم آئین سخنوری بهتازگی یافته شده، همراه با طبع تازهای از مجلدات اول و دوم آن، برای نخستین بار کاملترین متن این اثر به معرض دید خوانندگان میآید.
[آئین سخنوری، محمّدعلی فروغی، به کوشش رامین فُرادی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، در دست انتشار]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
به افق خیره بودم
که پیرمرد آمد،
هوم در دست،
و زمان را به دهان من ریخت.
گفت: «بنوش،
پیش از آنکه سنگها برخیزند.»
سنگها نجوا کردند
و شیردال گفت:
«ویرانه نمیبینی، راوی؛
این بازماندهی خواب نیست،
این امپراتوری ناتمام است
که راه بازگشت را
از دلِ سنگها
به یاد آورده.»
خورشید میرقصد
و من، در میانه،
اسیرِ سایهها
نه راهِ رفتن دارم
نه جرأتِ ایستادن؛
تنها میفهمم
نور همیشه آزاد است
و انسان
همیشه میانِ روشنایی و راز
گرفتار.
من خدایان جنگ را برای داوری فرا خواندم
اما هیچیک خون آلود نبودند
در غیاب سایه، آن داور کل
من سه کس را خون آلود یافتم
مادری در سوگ پسر
زنی در پی شوهر
و مردی با افتخار
دیگران بدان بیندیشند و ما مصرفکننده باقی بمانیم. اما این آرزویی عبث است، اگر راه اندیشه را ببندیم حتی مصرفکنندۀ واقعی هم نخواهیم بود.
تصویر قطعهای زرین از دورۀ ساسانی مزین به سنگ لاجورد از دورۀ ساسانی در موزۀ رضا عباسی است.
در حاشیۀ هفتۀ دیزاین
توجه به «طراحی» بهمنزلۀ حوزهای از فعالیتهای انسان که حاکی از بینش، دانش، و مهارتی در خدمت زندگی بهتر برای انسانها است، رویداد مهمی بهشمار میرود و باید به کسانی که در برنامهریزی و اجرای آن سهم داشتند تبریک گفت و قدرشان را دانست. این رویداد و نامی که
بگوییم «ویکِ طراحی».
بهنظر من تنها آن هنگام معنای «طراحی» یا «دیزاین» را درخواهیم یافت که آن را از قالب تفکر ترجمهای خارج کنیم و در محدودۀ زبان روزمره و علمی خود بدان بیندیشیم وگرنه «دیزاین» همچون حوزهای مجهول و در پرده برای ما باقی خواهد ماند و همواره باید منتظر باشیم که