اما تو عزیزم!
نه قایقی ساخته بودی، نه سازی در دستت بود و نه ترانهای بر لبت. نه تولدی که کسی برایت گرفته باشد. نه فیلمی از موتورسواری نه لحظهای از رقصیدنت؛ گویی زندگی پیش از آنکه به تو برسد، از کنارت گذشته بود.
از تو، چیزی نماند جز چند عکسِ تکراری، یادگارِ یکبار سفر به شمال.
هنوزم از این حجاب اختیاری در فضای عمومی شهر حیرت میکنم.
واقعا از معدود نقاط امید این روزهاست. هنوزم عکسی میبینم که مشخص نیست تهرانه، استانبوله یا بروکسل.
واقعا چه عظمتی داشت این جنبش 1401 ، جدا از همه دستاوردهایش، خوار کننده ظالمان بود و حیف آن جانهای عظیم از دست رفته.