MSW student, Designer & Artist.
Traveling, photography and dance enthusiast. Live for and with creative, spatial anthropological, and sociocultural discourses.
جیدی ونس میگوید جنگ تمامعیار علیه ایران و سرازیرشدن ۹۴ میلیون پناهنده به غرب ممکن است به نوعی از زیرساختهای تروریستی دامن بزند. آیا او میگوید ایرانیان همگی تروریست هستند؟ خیر.
آیا درست میگوید که از میان آنها عدهای ممکن است برای انتقامگیری عملیات تروریستی مرتکب شوند؟ البته که بله.
خودتان رژیم ایران را تروریست میخوانید اما فحش وفضاحت به ونس. چرا؟ چون ضد جنگ است و تغییر رژیم را کار مردم میداند نه دولت آمریکا.
برای تایید روایت خودتان حاضرید انسانیت، عدالت و حقیقت را لگدمال کنید.
جای تعجب ندارد، وقتی مرگ کودکان میناب را انکار یا توجیه کردید، اینها که دیگر آب خوردن است.
رگ گردن بیرون میزد اگر خلیج بدون فارس گفته میشد، حالا، تنگه هرمز برود که برود.
واژگان پوچ شده، معانی لوث، حقایق موی دماغ و جعل واقعیات سکه رایج.
جمهوری اسلامی درون ما جا خوش کرده، کجا برود؟
مواضع من درباره مردمان اتنیک ایران همواره روشن بوده و این جمله که " خاکی که برای حفظش باید خون مردمانش ریخته شود ارزش حفظکردن ندارد " بارها علیه من استفاده شده اما همچنان به آن معتقدم و تکرارش هم میکنم.
ایرانی که نتواند حقوق اولیه مردمانش، از زبان مادری تا تصمیمگیری درباره نحوه اداره و مدیریت مناطقشان را تامین کند، لایق آن مردمان نیست.
در عینحال، معتقدم میتوان چنین ایرانی داشت بدون آنکه نیاز به جدایی باشد. تجربه موفق دیگر کشورها ثابت کرده که اگر همه طرفین خواستهای حداکثریشان را کنار بگذارند، چنین ایرانی نه فقط امکانپذیر است بلکه شکوفایی همه کشور تضمین خواهد شد.
این مقدمه را گفتم تا بلکه انتقادی که دارم نه کردها را برنجاند و نه ناسیونالیستهای افراطی بتوانند از آن سواستفاده کنند.
کشتهشدن پیشمرگهها در حملات جمهوری اسلامی همیشه خبری دردناک بوده و هست، اما، تراژدی دیگر این است که اینگونه حملات از طرف بسیاری از مردم ایران و حتی بخشهایی از اپوزیسیون نه فقط محکوم نمیشود بلکه حتی توجیه میشود.
منظور من نه جمهوری اسلامی است و نه ناسیونالیستهای افراطی بلکه دهها میلیون ایرانی است که تحت تاثیر اخبار، تحولات و تبلیغات هنوز با کردها احساس همدردی نمیکنند.
تجربه تلخ کردها در تاریخ معاصر ثابت کرده که در بازی در زمین قدرتهای جهانی و منطقهای همیشه بازنده بیرون آمدهاند. نسل من سیاستهای دوگانه شاه و صدام در قبال کردها را به یاد دارد. امروز، کردها حتی نمیتوانند بر اقلیم کردستان عراق اتکا کنند چون در دنیای رآلپلیتیک این دولت یک دولت کرد نیست بلکه یک بازیگر منطقهای است که باید همزمان با ایران و ترکیه رابطه داشته و چون در موضع ضعف است، پاسخگو باشد.
در جریان تحولات اخیر، کردها همان اشتباهی را مرتکب شدند که اپوزیسون ایرانی مرتکب شد. به جای اتکا بر مردم، جلب اعتماد گروههای دیگر، تواقق سر اهداف مشترک و نهادسازی دل در گروی قدرتها گذاشتند. برای دربازیماندن چشم بر اعمال یک جنایتکارجنگی و یک قتلعام بستند و حامی جنگ شدند. نتیجهاش این شد که دوباره بازنده بیرون آمدند. هم حکومت تهران بهانه بیشتر برای حملاتش دارد و هم مردم دلیلی برای تقییح این حملات نمیبینند.
تنها برگ برنده کردها، بازی بر اساس قواعد بینالملل و استوار بر کرامت انسانها و حقوق بشر است. یعنی دقیقا همانی که خودشان از دیگران انتظار دارند.
به اعتقاد راسخ من تا وقتی که مشکلات مردم کرد به طور مسالمتآمیز حل و فصل نشود ایران طعم دموکراسی و آزادی را نخواهد چشید. آینده ایران درگروی آن است و بهتر است هرچه زودتر این دو به جای اتکا بر خارجی سر میز مذاکره با یکدیگر بنشینند. حداقل، میتوان از درون اپوزیسیون آغاز کرد. همین هم به اندازه کافی سخت شده است چون این جنگ از همه لحاظ ما را سالها به عقب برد.
میشه یکی برای ما که اینترنشنال نمیبینیم توضیح بده که چطوری جنگ که تا الان مداخله نظامی بشر دوستانه بود، الان یکهو چیز بد و نكوهيدهای شد؟
چون برای عقل سلیم شستشوی مغزی نشده، جنگ اگه بده، قاعدتا دو ماه بعدش هم بده.
توماج واقعا همان چیزیه که از اپوزیسیون انتظار داشتم
باشخصیت، باسواد، شجاع، بدون تعصب، معتقد به آزادی، معتقد به دموکراسی، مخالف قدسیسازی، مخالف فردگرایی، همیشه درحال یادگیری، عملگرا و بی ادعا
و تا وقتی که در این مسیر باشه من پشت سرش خواهم بود
#توماج_صالحی
روزی خواهد رسید که به مبارزه خودتون علیه پهلوی افتخار خواهید کرد،
مانند کسانی به مبارزه خود با خمینی و جمهوری اسلامی در سال ۵۷ افتخار می کنند!
#فرقه_پهلوی
علیرضا سپاهی (۱۳۸۰) به چهار بار اعدام،
ابوالفضل سپاهی (۱۳۸۲) به سه بار اعدام،
علیرضا رئیسی (۱۳۸۳)،
فائقه حسینی (۱۳۸۴)،
گلمحمد محمدی ( ۱۳۸۱) هر کدام به دو بار اعدام، امیرحسین صفری (۱۳۷۷)،
امیرحسین ملکی (۱۳۸۵)،
علی دشتی (۱۳۸۵)،
امیرحسین ابراهیمی انالوجه (۱۳۸۵)،
شروین باقریان (۱۳۸۶)،
عرفان اسفندیاری (۱۳۸۶)،
ابوالفضل ابراهیمی (۱۳۸۶) هر یک به یک بار اعدام.
در پرونده میدان علیخانی اصفهان، قصد جان دوازده نفر از ما را کردند.
عمو لیندزی گراهام مدتها مردم لیبی رو هم فریب داد.
بهشون میگفت: «شما با بقیه فرق دارید، باهوشید، آینده خوبی دارید. آمریکا با سرمایهگذاری کمکتون میکنه که ثروتمند بشید و کشورتون رو دوباره بسازید»
این مصاحبه مربوط به زمانی هست که مخالفان رو مسلح کرده بودن، اما مشخص شده بود القاعده هم کنار گروههای مخالف میجنگه.
با این حال، لیندزی گراهام میگه اشکالی نداره القاعده رفته اونجا و بعدا آمریکا به مردم خوب لیبی کمک میکنه که قدرت رو به دست بگیرن.
خوب به جملههایی که میگه دقت کنید. در مورد مردم خوب لیبی. فرصت تاریخی. الان هم تقریبا همین حرفها رو به سطلیهای سادهلوح میزنه. حتی زحمت عوض کردن فیلمنامه رو هم به خودش نداده.
بعد از نابودی و تجزیه لیبی، بهکلی مردم لیبی رو فراموش کرد. لیبی هنوز هم یک ویرانه هست.
قبل از این هم همینکارو با عراق کرده بود. وسط حرفهاش خیلی راحت گفت ما اونجا اشتباه کردیم، لیبی فرق داره.
الانم میگن همه جنگهای قبلی که فاجعهبار بود مهم نیست. ایران فرق داره…
بعد از ایران هم خیلی راحت میگن اشتباه کردیم، کشور بعدی فرق داره…
اگه همین دو سوال ساده «که آمریکا اصلاً تو این منطقه چه غلطی میکنه؟» و «چرا میتونه دست به هر توحشی بزنه؟» رو بپرسی، احمقهایی از داخل و خارج سریع بهت انگ محور مقاومتی، طرفدار جا و... میزنند؛ که بزنند، به درک، هیچ اهمیتی نداره.
افسوس! نویسنده و روشنفکر دیگری در غربت، دور و محروم از سرزمین خود، چشم از جهان بست.
شهرنوش پارسیپور، نویسندهی «طوبی و معنای شب»، «زنان بدون مردان» و رمانها و داستانهای درخشان دیگر درگذشت؛ در تبعیدی بیرحمانه که حکومتِ جمهوری اسلامی برای مخالفان خود رقم زد.
یادش بهزیبایی.
ارمیا، کودک اهل جزیره هنگام با درد و خشم از روزهای جنگ میگه و وقتی ازش میپرسن: «ناراحت شدی؟» با تعجب نگاه میکنه و میگه: «آدم مُرده، ناراحت نمیشه آدم؟»
کاش هرگز به گوشش نرسه دیاسپورای فارسیزبان در اون روزهای وحشت و رنج، چه ذوقی میکرد...
#ویرانیطلبان#نه_به_جنگ
آسوشیتدپرس تحقیق مفصلی در مورد جنایت #میناب کرده که خط به خطش روضهس.
و جوابهای محکمی به توهمات یک عده!
باشد که شرم کنید.
#minab
https://t.co/9jklXCo5ne
اگر در #کانادا زندگی میکنید، این فرد را که نامش عابد یعقوبی است، به خاطر تحریک به کشتار جمعی مردم ایران به پلیس گزارش کنید.
این فرقه بعد از دعوت به بمباران کشور، این بار دعوت به کشتار مستقیم مردم با قرص برنج میکند.
چشم و دلت روشن رضا @PahlaviReza
عدد تبدیل به بازیچه شده؛ هر کس از جیبش با ذکر یا شانس و یا اقبال عددی بیرون میآورد و بیان میکند.
نمونه: #سوشا_مکانی که دیشب در برنامه میدان گفت ۳۰-۴۰ میلیون نفر در ایران با خون خود شاهزاده رضا پهلوی را صدا زدند!
عدد یک مفهوم قابل محاسبه است. نمیدانم حاصل این خودفریبی برای این جریان سیاسی چیست، اما از نگاه بیرونی توهم است و توهم راه به جایی نمیبرد.
سیستمهای رفاهی اروپایی بر پایه اصل همبستگی اجتماعی (solidarity) ساخته شدن: یعنی جامعه بهصورت جمعی مسئول سلامت همه اعضاشه، بهخصوص اقشار ضعیفتر، بیمار، سالمند، بیکار یا کمدرآمد. هدف اصلی، برابری در دسترسی به مراقبتهای بهداشتیه، نه اینکه «هر کی پول بیشتر داشت، بیمه بهتر بخره».
تفاوت طراحی با آمریکا
• اروپا (مدل بیسمارک مثل آلمان، فرانسه، هلند): بیمه اجتماعی اجباری و غیرانتفاعی. همه (حتی بیکاران) پوشش پایه دارن. کارفرما و کارمند حق بیمه پرداخت میکنن، اما دولت برای کسانی که درآمد کم دارن یا بیکارن یارانه میده. پرداختها معمولا بر اساس درآمد هستن، نه ریسک فردی. نتیجه: تقریبا پوشش ۱۰۰ درصد جمعیت و حداقل ریسک مالی برای بیمار. https://t.co/DZSmwWYAZ1
• مدل بوریج (مثل انگلیس، اسپانیا، کشورهای اسکاندیناوی): عمدتا از مالیات عمومی تأمین میشه و «رایگان در نقطه استفاده». دولت ارائهدهنده اصلی خدماته.
• آمریکا: بیشتر بازارمحور و مبتنی بر مسئولیت فردی. بیمه خصوصی (اغلب از طریق کارفرما)، Medicare/Medicaid برای گروههای خاص، و ACA. اما deductible، copay و محدودیت پوشش باعث میشه افراد کمدرآمد یا بدون بیمه کافی، هزینههای سنگینی تحمل کنن یا از درمان صرفنظر کنند.
در اروپا سیستم طوری برنامهریزی شده که ضعیفترین اقشار هم پوشش داشته باشن، بدون اینکه ورشکست بشن یا درمان رو عقب بندازن. در آمریکا، توانایی پرداخت بیشتر نقش تعیینکنندهتری داره.
شواهد واقعی (دادههای اخیر ۲۰۲۴-۲۰۲۵)
• هزینه سرانه: آمریکا حدود ۱۴٬۸۰۰ دلار به ازای هر نفر خرج میکنه (تقریبا دو برابر میانگین کشورهای همرده). اروپا خیلی کمتره (مثلاً آلمان حدود ۸٬۴۰۰ دلار، انگلیس حدود ۶٬۰۰۰ دلار). https://t.co/CgooZFgLpd
• امید به زندگی: آمریکا حدود ۷۹ سال (کمترین در میان کشورهای ثروتمند همرده). میانگین کشورهای قابل مقایسه حدود ۸۲٫۷ سال. کشورهای پیشرفته مثل اسپانیا، سوئیس و ژاپن بالای ۸۴ سال دارن. https://t.co/ZiP19u0Ok5
• بدهی پزشکی و ورشکستگی: در آمریکا، مشکلات پزشکی یکی از دلایل اصلی ورشکستگی شخصی (حدود ۶۶ درصد موارد) و حدود ۱۰۰ میلیون نفر بدهی پزشکی دارن. در اروپا و کشورهای با سیستم همگانی، این پدیده تقریبا وجود نداره یا بسیار نادره. https://t.co/0xgRzk2n25
اروپا با این سیستم:
• برابری و امنیت مالی بیشتری ایجاد کرده (کمتر کسی به خاطر بیماری فقیر یا ورشکست میشه).
• مالیات و حق بیمه بالاتری داره.
• گاهی صف انتظار برای خدمات غیراورژانسی طولانیتره.
آمریکا:
• هزینه کلی بالاتر و نابرابری بیشتر در دسترسی.
• نوآوری و دسترسی سریعتر به درمانهای پیشرفته و داروهای جدید معمولا بهتره (به خاطر بازار رقابتیتر).
• انتخاب پزشک و بیمارستان برای کسانی که بیمه خوب دارن، بیشتره.
اما یک نکته هم باید اضافه کنم: در اروپا از جمله سوئد،اگر کسی نگران صفهای طولانیه، میتونه بیمه خصوصی بخره؛ چیزی حدود ۳۰۰ کرون در ماه. در این صورت با یک تماس تلفنی در کوتاهترین زمان وصل میشه به متخصص، از خدمات تشخیصی و عمل و… استفاده میکنه. این هم برای اونایی که فکر میکنن باید به اندازه پولشون خدمات بگیرن.
ضمنا من ندیدم کسی مورد اورژانسی واقعی داشته باشه و مدتها در صف انتظار بمونه. یک چیزی به عنوان گارانتی درمان هست که سیستم رو موظف میکنه در ۸هفته ارجاعت بده به متخصص. این درباره بیماران اورژانسی نیست؛ اونا به سرعت وارد درمان میشن. من برای یک عمل غیراورژانسی چهار ماه از زمان تصمیم پزشک برای عمل، منتظر موندم که برام قابل درک بود بیماران اورژانسی اولویت داشته باشن.
این حجم طلبکاری از فوتبالیست و هنرپیشه و … از کجا میاد؟ مبارزه با ج.ا هزینه داره و هر کسی هم حق داره نخواد این هزینه رو بده. چرا فکر کردی خودت میتونی در جای امن باشی و هیچ هزینهای ندی اما بقیه برای چیزی که تو میخوای هزینه بدن و تو استوری بذاری و توئیت بزنی و فکر کنی مبارزی؟
امروز ۱۴۷ روز از قتل دردناک #مسعود_مسجودی گذشته و فقط ۱۸ روز تا دادگاه ۱۷ جولای مونده.
مسعود چند بار تهدیدهایی رو که دریافت میکرد به پلیس کانادا گزارش داده بود، اما این هشدارها جدی گرفته نشدن. مسعود به کانادا پناه آورده بود چون فکر میکرد توی کشوری که قانون حاکمه، تهدیدها جدی گرفته میشن و کسی مجبور نیست هر روز با ترس زندگی کنه و مجبور باشه مخفیانه زندگی کنه، اما امروز این سؤال هنوز بیپاسخه که چرا اون هشدارها جدی گرفته نشدن.
سالهاست ایرانیهای زیادی درباره فعالیت و نفوذ افرادی که به جمهوری اسلامی وابستهان، یا با سرمایههای حاصل از فساد و اختلاس وارد کانادا شدن، هشدار میدن. خیلیها از فضای تهدید، ارعاب و ناامنیای گفتن که این افراد برای بخشی از جامعه ایرانیهای خارج از کشور ایجاد کردن. وقتی کسی بارها تهدیدهاش رو به پلیس گزارش میده، انتظار داره قانون ازش محافظت کنه، نه اینکه بعد از وقوع فاجعه فقط پروندهای برای قتلش تشکیل بشه.
مسعود از کشوری که ازش فرار کرده بود، به کشوری آزاد پناه آورد تا بتونه بدون ترس زندگی کنه و از راه قانون از خودش دفاع کنه. اما در نهایت همون تهدیدهایی که دربارهشون هشدار داده بود، به فاجعه ختم شد. این فقط یک تراژدی برای یه خانواده نیست؛ این سؤالیه که باید از پلیس و نهادهای مسئول کانادا پرسیده بشه: چرا هشدارهای مسعود نادیده گرفته شد و چه کسی مسئول این کوتاهیه؟
حالا فقط ۱۸ روز تا شروع دادگاه مونده. دادگاه میتونه به اتهامهای این پرونده رسیدگی کنه، اما دادخواهی فقط به دادگاه محدود نمیشه. دادخواهی یعنی مطالبهی حقیقت، پاسخگویی و مسئولیتپذیری؛ یعنی اینکه روشن بشه چرا هشدارهای مسعود شنیده نشد و چه باید تغییر کنه تا هیچکس دیگه بعد از بارها درخواست کمک، بیدفاع رها نشه. ما تا رسیدن به حقیقت و اجرای عدالت، صدای مسعود خواهیم موند.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
صدها هزار نفر کشته دادیم که آقا تجربه کسب کنه..بختت ایرانی
تو که تجربه نداری غلط میکنی فراخوان میدی و مردم رو میندازی تو دهن شیر..تو که تجربه نداری بیجا میکنی میای دروغ پشت دروغ واسه ی مردم سر هم میکنی..تو که تجربه نداری بیخود میکنی که به قیمت جون جوونای مردم میخوای تجربه کسب کنی