دو جنگجوی تماممسلح از قلب امپراتوری کوشانی! 🛡🗡این جفت گیره کمربند طلایی شاهکاری دیگر از گنجینه افسانهای باختر است هنر ظریف باستان که جنگجویانی را با زره کلاهخود سپر و نیزه به تصویر کشیده نمادی خیرهکننده از قدرت آمیزش فرهنگی در ایران کهن قرن نخست میلادی👑👑 #باختر#ایران
Colophon by the scribe Menachem:
נשלם חמש מגילות על יד מנחם בר' אברהם זצל' בר' בנימן ע'ה' בר' יחיאל נע'
Zürich, Zentralbibliothek, Ms. Or. 157; Biblical and ethical miscellany; 1322; Italy; p.77
(https://t.co/WILnXMIGY1)
شیر و خورشید ☀️🦁
شیر و خورشید برای قرنها نماد شاهنشاهی، قدرت و میراث کهن ایران بود؛ شیر نماد توان و شهریاری و خورشید یادآور مهر، ایزد نور و دادگری
پس از شورش ۱۳۵۷ آن را از پرچم ایران حذف کردند، اما برای ایرانیان، شیر و خورشید همچنان نماد ماندگار و پرچم حقیقی ایران است. 🇮🇷
نحت بارز تمثل ما يُعرف بـ «الجني المجنح» أو الملاك الحارس تعود إلى العصر الآشوري ما بين القرن التاسع و الثامن قبل الميلاد
وُجدت هذه المنحوتات البارزة في قصور الملوك الآشوريين مثل قصر الملك آشور ناصربال الثاني في مدينة كالخو (النمرودحاليآ) في شمال العراق
يمسك الكائن في يده المرفوعة بمخروط صنوبر بينما يحمل في يده الأخرى الأسفل دُّلوًا أو حقيبة صغيرة، وهو مشهد طقسي متكرر يرمز إلى مباركة وتقديس الأشجار أو القيام بطقوس الخصب والحماية للملك وقصره
تظهر الأجنحة البارزة على ظهر الشخصية كرمز لطبيعته الروحية أو الحامية في المعتقدات الآشورية
A relief depicting what is commonly known as the “Winged Genie” or guardian spirit, dating to the Neo-Assyrian period, between the 9th and 8th centuries BCE.
These reliefs were found in the palaces of Assyrian kings, such as the palace of King Ashurnasirpal II in the city of Kalhu (modern-day Nimrud) in northern Iraq.
The figure holds a pine cone in its raised hand, while in the other, lower hand it carries a bucket or small container. This is a recurring ritual scene that symbolizes the blessing and consecration of sacred trees, or the performance of fertility and protective rituals for the king and his palace.
The prominent wings extending from the figure’s back symbolize its spiritual or protective nature within Assyrian religious beliefs.
ما حرف «عین» در شیوهٔ بابِلی و ایلامی نداریم، اما در یهودی و عربی و آرامی داریم. همین باعث شده که کلمهٔ «ایلام» را، که تلفظ بینالنهرینیِ یک کلمهٔ ایلامی است، به زبان خود و با «ع» بنویسند، و این «ع» باعث شده که، بهخصوص عدهای از استادان که تعصب یهودیگری آنها بیشتر
این متن/شعر فارسی بهخط مانوی که در آستانه نگارش بهخط عربی نوشته شده یک دلالت مهم برای شکل نهایی فارسی ایجاد میکند.
پائولا اورساتّی در مقاله
Persian Language in Arabic Script
میگوید مانوی یکی از آخرین وارثان سنتهای تصویری ایرانِ پیشااسلامی بهشمار میآید؛
فرمانروای ایرانی بر تخت، در قلب خلیج پارس!
این تندیس سفالی متعلق به دوره اشکانی و حدود سده نخست پیش از میلاد است که در جزیره فیلکهِ کویت کشف شد. برخی آن را تصویری احتمالی از مهرداد دوم، شاه بزرگ اشکانی میدانند.
#ParthianEmpire#IranHistory
جعبهٔ عاجی در سال ۳۵۹ق/۹۶۹–۹۷۰م برای زیاد بن افلح، رئیس شرطهٔ خلیفه الحکم دوم در کارگاههای مدینه الزهرا یا همان قرطبه در اسپانیا ساخته شده و در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت نگهداری میشود. سطح آن با مدالیونهای درهمتنیده پوشیده شده است: شخصی نشسته بر تخت، همراهان و خدمتکاران، فیل و ملازمانش، جانوران و پرندگان روبهروی هم، شیردالها، عقابها، گوزنها و گاوها و صحنههایی از شکار و غلبهٔ جانوران.
اجزای این تصاویر الزاماً از یک سنت هنری نیامدهاند. برای مثال پایههای تخت که به پنجهٔ شیر ختم میشوند پیشینهای رومی و بیزانسی دارند درحالی که دو پرندهٔ روبهروی هم که سرهایشان بهسوی پایین برگشته با الگوهای ساسانی مرتبطاند.
البته شباهت به هنر ساسانی فقط به حضور این دو پرنده محدود نمیشود. ترکیبهای قرینه، قرارگرفتن جانوران در دو سوی یک محور یا درخت مرکزی و پیوند آنها با مفاهیمی چون نظم، اقتدار و پیروزی همگی یادآور زبان تصویری رایج در ظروف سیمین و منسوجات ساسانیاند. این زبان پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی از میان نرفت و در هنر بیزانسی، اموی و عباسی و نیز آثار آسیای مرکزی ادامه یافت.
تصویر شاه شکارگر، جانوران سلطنتی و ترکیبهای محوری در هنر ساسانی صرفاً نقوشی تزئینی نبودند بلکه آنها توانایی شاه در غلبه بر آشوب و برقراری نظم را به نمایش میگذاشتند. موزهٔ متروپولیتن نیز صحنهٔ شکار شاهانه بر ظروف سیمین ساسانی را نمادی از دلاوری فرمانروا میداند و یادآوری میکند که چنین ظروفی گاه به عنوان هدایای شاهانه به دربارهای دیگر فرستاده میشدند.
با اینهمه آرایش دو جانور قرینه را نمیتوان ابداعی منحصراً ساسانی دانست. این ترکیب در هنر خاور نزدیک و مدیترانه سابقه داشته. آنچه نسبت ساسانی را در اینجا معنادار میکند حضور یک نقش انحصاری نیست بلکه تداوم مجموعهای از عناصر مانند مدالیون، محور مرکزی، جانوران قرینه، شکار شاهانه، عقاب و شیردال و پیوند همهٔ آنها با نمایش قدرت دربار است.
آندره سوروگین نیز از مهمترین نگارگران رباعیات خیام است. او تابلوهایش را با نام هنری «درویش» یا «درویش دستپرورده ایران»امضا میکرد. درویش با صادق هدایت دوستی داشت و ۶ مجلس مینیاتور برای ترانههای خیام او کشید. هدایت بارها در نامههایش به شهیدنورایی، نقاشیهای درویش را میستاید.
نِزَکشاهان یک دودمان محلی در کابلستان/کاپیسا بودند که احتمالاً ریشههایی در گروههای هپتالی یادیگر گروههای موسوم به«هونهای ایرانی»داشتند؛هویت قومی دقیقشان قطعی نیست«از میانهٔ سدهٔ پنجم تا۶۶۰–۶۸۰میلادی»
جالب اینکه نقشمایههاوخط روی سکههایشان کاملاًفضای #ساسانی را نشان میدهد.
يک رساله مختصر در آداب خط نستعليق به زبان انگليسی که در 1844 چاپ شده و نويسنده به شخصی به نام ميرزا محمدابراهيم تقديم کرده که ظاهرا پروفسور و مدرس زبان فارسی در کالج Haileybury لندن بوده.
یک متن یونانی کهن در «برائت از اسلام»
مسئله تغییر دین در اواخر عهد باستان موضوعی پیچیده و چند سویه بود. در کنار مسیحیانی که پس از فتوحات به اسلام میگرویدند، مسلمانانی نیز وارد جوامع مسیحی میشدند و تعمید میگرفتند. شمار و انگیزۀ این گروه را بهآسانی نمیتوان تعیین کرد اما وجود آیینهای رسمی برای پذیرش آنان نشان میدهد که کلیسا با پدیدهای واقعی و تکرارشونده روبهرو بوده است.
یکی از مهمترین شواهد، متنی یونانی-بیزانسی با عنوان «ترتیبِ اجراشونده برای کسانی که از ساراسنیان (=اسلام) به ایمان پاک و راستین مسیحیان درمیآیند» است. این متن ناشناس احتمالاً در حدود سدۀ نهم تدوین شده، هرچند نسخههای باقیماندۀ آن متأخرترند. بنابر این متن نوکیش باید مجموعهای از برائتها را میخواند و بهطور رسمی پیوند خود را با دین و جامعۀ پیشین قطع میکرد.
متن با این عبارت آغاز میشود:
«فلانی که امروز از دین ساراسنیان به ایمان پاک و بیعیب مسیحیان درمیآید، تمام دین ساراسنیان و محمد یا موخومت را، که آنان او را رسول خدا و پیامبر میدانند، لعن میکند.»
پس از آن، نام شماری از شخصیتهای آغاز اسلام، همسران پیامبر و سرانجام خود قرآن ذکر میشود:
«قرآنِ بهاصطلاح مقدس، یا تمام نوشتۀ محمد را لعن میکنم؛ همان نوشتهای که او ادعا میکند جبرئیلِ فرشته آن را از آسمان برایش آورده است؛ و نیز تمام تعالیم، قوانین، تفسیرهای نهانی، اسرار و سنتهای برخاسته از آن را.»
بعضی عبارات متن بازتابی نسبتاً دقیق از قرآناند. برای نمونه، متن این آموزۀ اسلامی را نفی میکند که مسیح «پسر خدا نیست، بلکه رسول و پیامبر است» و سپس عبارت «خدا شریکی ندارد» را نقل میکند. در جایی دیگر از روزی سخن میگوید که فرشتگان و روح در آن به سوی خدا بالا میروند و اندازۀ آن «پنجاههزار سال» است؛ عبارتی برگرفته از آیۀ چهارم سورۀ معارج.
اما در کنار این نقلها، مطالبی دیده میشود که هیچ توصیف قابل اعتمادی از اسلام نیستند. متن هنگام نفی بهشت اسلامی میگوید:
«بهشت محمد را لعن میکنم؛ همانجا که به گفتۀ او چهار رود از آب، شیر، شراب و عسل جاری است.»
سپس تصویری اغراقآمیز و جسمانی از ساکنان بهشت ارائه میدهد و حتی مدعی میشود قامت مردان و زنان آن تا آسمان میرسد و اندامهای آنان «چهل ذراع» است. در بخش دیگری نیز ادعا میکند در سنگ مقدس مکه نقش آفرودیت وجود دارد و مسلمانان آن را میپرستند.
این مطالب نه گزارش اعتقادات مسلمانان، بلکه نمونهای روشن از ادبیات جدلی بیزانسیاند: ترکیبی از اطلاعات درست، سوءبرداشت و داستانپردازی خصمانه. بااینحال، همین متن سه قطعه از یک ترجمۀ بسیار کهن یونانی قرآن را حفظ کرده است. یکی از آنها ترجمۀ کامل سورۀ اخلاص است:
«او خدای یگانه و یکپارچه است؛ نزاده و زاده نشده و هیچکس همانند او نیست.»
متن در پایان، همین عبارت را به برائتی بسیار مسئلهساز تبدیل میکند:
«و پیش از همۀ اینها، خدای محمد را لعن میکنم؛ همان که او میگوید خدای یگانه و یکپارچه است، نزاده و زاده نشده و هیچکس همانند او نیست.»
در سال ۱۱۸۰، مانوئل یکم کومننوس، امپراتور بیزانس، خواست این عبارت از متن حذف شود. استدلال او ساده اما مهم بود: مسلمانان در اینجا خدای یگانه را وصف میکنند؛ پس لعن «خدای محمد» ممکن است عملاً به لعن خود خدا بینجامد. تلاش او با مقاومت رجال کلیسا روبهرو شد و مناقشهای الهیاتی پدید آورد.
بدینترتیب، متنی که برای پاککردن هویت اسلامی نوکیش ساخته شده بود، و قرار بود مرز میان دو دین را قطعی کند، سرانجام همان مرز را برای یک امپراتور مسیحی مسئلهساز ساخت.
برای دسترسی به تصویر نسخه خطی واتیکان:
https://t.co/8l3Gc0PWh4
برای تصحیح متن یونانی:
Montet, Édouard. “Un rituel d’abjuration des musulmans dans l’Église grecque.” Revue de l’histoire des religions 53 (1906): 145–163.
برای مطالعه بیشتر و بررسی بسترهای تاریخی:
Sahas, Daniel J. “Ritual of Conversion from Islam to the Byzantine Church.” The Greek Orthodox Theological Review 36 (1991): 57–69.
#NewPublication#OpenAccess
A Catalogue of Persian Manuscripts at the Institute of Ismaili Studies, Vol. 1
Ismaili History, Thought and Literature
https://t.co/FggMeBXyg0
PDF 🎯
https://t.co/vyoGN11dpr
کاسهی دعا و افسونگری ساسانی از سدهی پنجم و ششم میلادی، منقش به نوشتههایی به زبان آرامی. اثر در موزهی متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود.
اینجا در مورد کاسههای دعای یافت شده در ایران و میانرودان بخوانید:
https://t.co/NatD05gGmQ