This is heavy but important.
An Israeli combat medic named Daniel Elbo Arama shares what he saw treating a young woman right after the October 7 attacks.
She was barely clothed, covered in blood, and begged him for help.
In the ambulance she told him she had been raped by four terrorists. The bleeding was so bad they had to use medications normally given for gunshot wounds. She needed hours of surgery afterward.
Daniel has worked in emergency response for twenty years, including in conflict zones, but he says this day will stay with him forever.
Raw testimony like this shows exactly what happened that day.
We can’t forget.
حجاب در ایران و افغانستان نه نماد هویت یا فرهنگ بلکه پرچم اسلام سیاسی است. به قول کمال داوود، نویسندۀ الجزایری:
«حجاب میکُشد... مرگ مهسا امینیِ ایرانی بار دیگر این واقعیت را به ما یادآوری میکند... این تکه پارچه زندان است و محکومیت به مرگِ مادام��لعمر، نوعی دفن عمودی».
#هرات
برداشت کوتاە من از این ویدیو:
١- تملق و چاپلوسی مختص بە دوران جمهوری اسلامی نیست و ریشەای قدیمی تر دارد.
٢- جمهوری اسلامی، نظام تک حزبی و رهبرستایی فرزندان ناخلف رژیم شاهنشاهی هستند.
٣- ادعای «مامور خداوند» از سوی شاە در واقع روی دیگر سکەی «جانشین خدا»ی ولایت فقیه است.
٤- حاکمیت کنونی از بسیاری جهات سیاسی و فرهنگی امتداد نظام شاهنشاهی پهلوی ��ست.
٥- ایران انترنشنال و رسانەهای پروپاگاندای پهلوی گرا این نوع ویدیوها را بە شما نشان نخواهند داد.
PLEASE SHARE‼️ Trita Parsi should not be influencing American foreign policy while acting as the proxy of the Islamic Republic - the same regime that chants “Death to America,” funds terrorist proxies, and has held 90 million Iranians hostage for nearly half a century.
America is a refuge for those fleeing tyranny, not a platform for those who promote it.
The influence of regime apologists in Washington is a threat to our national security.
If his status is under review, that review is long overdue.
توماج صالحی: «آزادی ایران هرگز وابسته به خواستهی کشورهای دیگه نبوده، پس این مسیر هرگز به بنبست نمیخوره؛ چه با جنگ، چه توافق، چه حتی حمایت کشورهای دیگه. آزادیخواهای ایران هنوز زنده هستند. ما مثل گذشته قدمبهقدم پیش میریم، سنگر به سنگر فتح میکنیم.»
If the 1967 borders are so important, why did they go to war in 1967 when they already controlled that land?
Golda Meir laying it out.
The quarrel has never really been about territory. It was about refusing to accept Jewish self-determination and the right to exist at all.
They started a war. They lost. They cried.
America must sanction the Muslim Brotherhood in all its iterations.
Qatar pretends to be our ally, but funds Al-Jazeera and its enormous following. Al-Jazeera's job is to delegitimize Western concepts of government -- liberty, democracy, equality -- and offer Islam as a better form of government, which is the Brotherhood's founding motto: Islam is the solution.
فکت جالب:
هیچ آدم باوجدانی رو پیدا نمیکنید که حتی یه مدت کوتاه توی یه سیستم فاسد کار کنه و شب راحت سرش رو روی بالش بذاره. بالاخره یه جایی باید تصمیم بگیره؛ یا روی وجدانش پا بذاره، یا قید خیلی از منفعتها و درهایی که به روش باز میشه رو بزنه و از اون سیستم بیاد بیرون.
اما اونی که سالها توی همون سیستم بالا میره، از سفرهاش میخوره، رنج مردم رو میبینه و آخ هم نمیگه، بعد خیلی اتفاقی سر از خارج کشور درمیاره و یادش میافته حق و باطل چیه، به یقین در %100 موارد یه راه جدید برای کاسبی پیدا کرده.
همه اینایی که یهشبه از ایران میرن بیرون و تبدیل میشن به مخالف دوآتشه جمهوری اسلامی و عاشق سینهچاک پهلوی، از همین قماشن.
🔴به این فیلم با دقت نگاه کنید:
وقتی میگوییم رضا پهلوی یک شارلاتان دروغگوست منظور چیه؟
وقتی میگوییم این آدم بیعرضه سوپاپ اطمینان رژیم و ترمز براندازیه، منظور چیه؟
📌۲۵ سال پیش گفته که با نظامیان و نمایندگان رژیم در ارتباطه و حکومت در حال فروپاشی است!!!
@SirwanMansoury
In 1974 Turkey invaded Cyprus and took possession of 37% of the country, gradually displacing 200,000 Greek Cypriots. There has since been an influx of Turkish settlers from the mainland, with as many as 500,000 Turks displacing the natives. How many times have we heard people talking about illegal Turkish settlers/colonizers ?
Almost never. Most people don’t even know about it.
- چرا قتلعامِ دیماه غرب را تکان نداد؟
تیرِ خلاص در پیشانی، کشتار در بیمارستان، کشتار با اسنایپ و دوشکا، کودککُشی، خانوادهکُشی، رفیقکُشی، آتشنشانکُشی و جنایتهای کمنظیرِ دیگر احتمالاً به این دلیل افکارِ عمومیِ غرب را به لرزه نینداخت که رژیم با حمایتِ پراکسیهای اخوانالمسلمین (قطر، ترکیه، و شرکا) در رسانه و آکادمیِ غرب توانست چپِ جهانی را به این جمعبندی برساند که یکی از اعضای «اردوگاهِ خودی» قتلعام کرده و مهمتر اینکه این عضوِ اردوگاه در جنگِ فعال با اسرائیل است.
رژیم توانست این روایت را غالب کند که برجستهشدنِ این قتلعام باعث میشود روایتِ «غزة» کمرنگ شود. نایاک، اسلامگراهای غرب و شرق، پسااستعماریها، محورمقاومتیها و البته اکثریتِ نیروهای چپِ ایرانی هم به یاریاش آمدند تا روایت بسازند که موساد در خیابانهای ایران بود و رژیم دهها هزار پرواسرائیل را قتلعام کرد.
چپِ جهانی همانگونه که گولاگ و هولومودور و جهشِ بزرگِ چینِ مائو و کشتارِ خمرهای سرخ را مسکوت گذاشته بود، این قتلعام را هم گذاشت. عادت و تجربه و انگیزه داشت. بعلاوه، مواضعِ ضدحماسِ ایرانیان عزمِ چپ را نهفقط در پرهیز از همدلی که در بایکوتِ قتلعام جزم کرد. متفکرانی که دههها کتابهایشان ویترینِ کتابفروشیهای ایران را قبضه کرده بود کلمهای حرف نزدند و دولتهای چپ از محکومکردنِ جنایت تن زدند. خبری از کفیلهای زندانیانِ سیاسی نشد و احساسات ظریف سلبریتیها جریحهدار نشد. دولتهای اروپایی نیز کاری جز اقدامات نمادین نکردند.
در یک کلام: «موضوعی بشری» تبدیل به «موضوعی اردوگاهی» شد و توطئهٔ سکوت شکل گرفت. دستآخر راستِ انزواگرای امریکا هم به بایکوت پیوست و جبههای وسیع و نایکدست در بایکوت شکل گرفت. دیدیم که عمدهٔ نهادهای حقوقبشری و نهادهای عالیهٔ سازمان ملل نیز فروگذار کردند و رو برگرداندند.
چپهای اروپایی، نهادهای حقوقبشری، حزبِ دموکرات امریکا، کنشگرانِ سیاسی (از ترکیه تا مصر)، رهبرانِ مذهبیِ مسیحی و مسلمان و متحدانشان یا مطلقاً سکوت کردند یا به رژیم یاری رساندند. چپهایی که همواره ادعا میکردند در «سمت درست تاریخ» ایستادهاند، «سمتِ قتلعامکنندگان» ایستادند. آنها که برای کاهشِ نرخِ باروریِ فُکهای دریای شمال عالم و آدم را عاصی میکنند صلاح ندیدند که برای حرفزدن از قتلعام در ایران کالری مصرف کنند. قتلعامِ دیماه آزمون اخلاقی نیروهای سیاسی جهان بود.
ملّتِ ما در عصرِ اینترنت و هوشِ مصنوعی در وضعیتیست که روزگاری اوکراینیها، روسها، چینیها، کامبوجیها، و بهنحوی یهودیان در اوجِ کشتار و بایکوت تجربه کرده بودند.
چنین است و بود. با چنین جهانی سروکار داریم. در این جهان کمابیش تنهائیم. تنها و تنها خودمان را داریم. باید به پشتوانهٔ میراثِ عظیمِ خونینی که بر سر دست و روحمان داریم لحظهای از روایت و روایت و روایتِ این جنایت کوتاه نیاییم. اگر یهودیان آشوویتس را از اعماق بایکوت به اعماق وجدان بشری کشاندند، ما نیز میتوانیم. باید بتوانیم. حق نداریم به شکست گردن بگذاریم.
"When something of that scale occurs and it is occurring in real time... it is important to be present and to investigate"
After October 7th, Dr. Alice Jill Edwards, the UN Special Rapporteur on torture, funded her own trip to Israel to witness and document the horrors of Hamas's massacre.
For some reason, her instincts weren't shared by other UN officials.
"I understand I’m the only Special Rapporteur who has ever requested to go to the Israeli mission to see the video and the documented evidence," she said at a recent event.
From what she witnessed, she crafted a letter about Hamas's crimes on October 7th. But: "There was a campaign to prevent that letter from going out. There were weeks of being bullied and deterred from writing it and telling me that everything in it was false."
Edwards was forced to edit the letter, even though it was based on her own research. "The letter shrank considerably."
In the end, she said, "it was only signed by the Special Rapporteur on summary extrajudicial killings and me," she said.
She said the "Rapporteur" position at the UN is being abused: "In the past we were this agile group forty years ago or thirty years ago of people that were supposed to be able to react actively and quickly to various issues that are going on in the world. Now we are being pushed to coordinate amongst one another."
"Authoritarian and totalitarian governments don’t like the special rapporteurs, so they have created their own special rapporteurs and they fund them," she said.
"We all want the UN to be a robust but also honest and objective body and if it can’t do the job, then maybe we do need to start thinking about what replaces it. That is a very worrying scenario."
Reporting Credit: @JewishChron
سناریوی جدید فرقه شیاد پهلوی و برگشت آنها به سال ۵۷ جمهوری اسلامی آری یا نه 😁 مفلوک های فیزوری ما همیشه نه بزرگی به شاه و شیخ گفتیم و تا آخرش بمیرید و بمانید شاهی وجود نخواهد داشت ما یک حکومتی مردمی میخواهیم که مردم خودشان حاکم باشند بدون تبعی�� بدون اعدام با رعایت کامل برابری زن و مرد و آرای مردم و حق تعیین سرنوشت مناطق تحت ستم ما دنبال قوانین نوشته شده واقعی هستیم که در آن ما آزاد و برابر بدون زور و تحمیل دین و حجاب اجباری هستیم پس الان مردم ، مردم سال ۵۷ نیستند که فقط یک انتخاب اون هم بین بدتر و بدترین داشته باشند مردم جنگیدند خون دادند و سرنوشت خودشان را هم تعیین میکنند کور خواندید پس 😁
#نه_شاه_نه_شیخ
#نه_به_اعدام
#قيام_تا_سرنگونى
#پخشان_عزیزی
وقتی کسی جملهاش را با «فرض را میگذاریم بر حسن نیت» شروع میکند، معمولاً یعنی همان حسن نیت را باور ندارد، فقط میخواهد مؤدبانه به نظر برسد. خوب. این را هم میپذیرم.
اما بگذارید چیزی بگویم که شاید انتظارش را نداشته باشید، بیشتر آنچه نوشتید اشت��اه نیست. درست است که یک زن در میان ده مرد ویترین نمیسازد. درست است که تنوع فقط به جنسیت خلاصه نمیشود. درست است که حضور نمادین میتواند توهین باشد. همه اینها را میدانم، و احتمالاً بهتر از شما میدانم، چون سالهاست در همین فضا کار میکنم.
مشکل اینجاست که شما متنی را نقد کردید که من ننوشتم!
من نگفتم یک زن کافی است. گفتم اگر حتی یک زن هم نباشد، نمیآیم. این یک کف است، نه سقف، و این تفاوت کوچکی نیست. این تفاوت کل استدلال شماست.
دربارهی تنگهی هرمز هم، البته جنسیت تخصص نمیآورد. اما ساختار رسانهای ما بهطور سیستماتیک زنانی را که همین تخصص را دارند نادیده میگیرد. تعهد من پاسخی است به آن سیستم، نه ادعایی دربارهی اینکه زن بودن یا مرد بودن چه میافزاید.
و آن پرسش دربارهی افراد نانباینری، میدانم این استدلال را از کجا آوردهاید. «اگر گامی برداری باید همهی گامها را یکجا برداری، وگرنه هیچکدام اعتبار ندارند.» اگر این منطق درست بود، هیچ اصلاحی در تاریخ ممکن نمیشد.
در پایان، گفتید این «نمایش دموکراتیک بودن» است. نمایش آن است که از برابری بگویی و هیچ هزینهای ندهی. تعهدی که من دادم دعوتهای رد شده دارد، فرصتهای از دست رفته دارد، و نقدهایی مثل نقد شما دارد. اگر این نمایش است، نمایشی است که قیمت دارد.
و آنچه قیمت دارد، معمولاً ادا نیست.
«من از این لحظه به بعد تعهد میدهم که در هیچ پنل، میزگرد، برنامهی رسانهای، نشست دانشگاهی یا فضای حرفهایای که در آن ح��ی یک زن حضور نداشته باشد، شرکت نکنم.»
سالهاست که دربارهی برابری جنسیتی حرف میزنیم؛ مقاله مینویسیم، سخنرانی میکنیم و از ضرورت حضور زنان در عرصهی عمومی میگوییم. اما واقعیت این است که هنوز در بسیاری از پنلها، برنامههای رسانهای، نشستهای دانشگاهی و فضاهای حرفهای فارسیزبان، زنان یا غایباند یا حضورشان به شکل معناداری کمرنگ شده است. این یک اتفاق نیست؛ یک عادت نهادینه است. و عادتها را فقط با هزینهدار کردنشان میتوان شکست.
این تصمیم علیه هیچ فرد یا گروهی نیست؛ تلاشی است برای به چالش کشیدن سازوکارهای نادیدنیای که همچنان فرصت دیده شدن، شنیده شدن و اثرگذاری را از زنان سلب میکنند.
از همهی همکاران، دوستان و بهویژه مردانی که خود را دموکرات، برابریخواه و مدافع حقوق زنان میدانند دعوت میکنم که از سطح شعار عبور کنند و به این تعهد بپیوندند. ما مردانی که صندلی و میکروفن در اختیار داریم، سادهترین و مؤثرترین ابزار را هم در اختیار داریم: گفتنِ «نه». اگر باور داریم که زنان باید در تصمیمگیریها، تحلیلها و تولید دانش حضور برابر داشته باشند، باید حاضر باشیم برای تحقق این باور هزینه بده��م.
و از برگزارکنندگان برنامهها میخواهم: پیش از چیدن هر میزی، از خودتان بپرسید جای زنان متخصص این حوزه کجاست. آنها هستند؛ فراوان هم هستند. ندیدنشان انتخاب شماست.
برابری جنسیتی زمانی محقق نمیشود که فقط از آن سخن بگوییم؛ زمانی محقق میشود که غیبت زنان را به مسئلهای غیرقابلقبول تبدیل کنیم.
من این تعهد را آغاز میکنم و برای آنکه این کارزار گسترش پیدا کند، پنج نفر از دوستان و همکارانم را تگ میکنم و از هر کسی که به این چالش میپیوندد میخواهم پنج همکار دیگر را تگ کند تا این زنجیره ادامه یابد.
#میز_بدون_زن_هرگز
@arash_joudaki @ErfanSabeti @KambizGhafouri @HosseinRaeesi @BehrozChamanara
Indigenous leaders from Canada & New Zealand told a landmark Indigenous-Jewish summit that Israel is “the greatest decolonization project” and “most successful land-back project in modern history.”
They emphasized the continuous Jewish presence in the land for millennia — “they kept the fires burning, and that is what indigeneity looks like to us” (Dr. Sheree Trotter, Māori).
This is exactly right. Jewish indigeneity isn’t a slogan — it’s history. And when actual Indigenous voices reject the “settler-colonial” myth, the propaganda machine loses its strongest rhetorical weapon.
«فرقه پهلوی» یعنی چی؟
اگر این پست شما رو آزار میده، احتمالا درگیر فرقهگرایی هستید. اگر از پهلوی هیچ انتقادی ندارید قطعا درگیرش هستید.
فرقه به گروهی گفته میشه که:
- یک باور خاص داره که معمولا خیلی بسته و غیرقابل نقده.
- پیروهاش معمولا به یک رهبر یا هسته مرکزی وفاداری شدید دارن.
- مرز «ما و بقیه» خیلی پررنگه.
- مخالفت یا پرسشگری معمولا سرکوب یا طرد میشه، چه از داخل چه از بیرون.
- منابع اطلاعاتی محدود یا کنترلشدهست و روایت واحد ترویج میشه.
- هویت فردی اعضا تا حدی زیر هویت گروه حل میشه.
تو مدت گذشته، البته نه همه، اما گروه قابل توجهی از طرفدارهای آقای پهلوی شرایطی که گفتم رو از خودشون نشون دادن.
به هر نوع تفکر یا نگاه متفاوتی حمله میکنن، فحاشی میکنن، تهدید میکنن. شک نداشته باشید که اگر باتوم دستشون بود، تو سر مردم هم میزدن.
منطقی هم تو این کارشون نیست. اگر یک زندانی سیاسی که حتی بیشتر از رهبر فرقه هزینه داده حرفی بزنه، بهش برچسب میزنن و بهش حمله میکنن.
جالب اینجاست که خود آقای پهلوی هم از این نوع رفتارها لذت میبره.
البته ��یشون گاهی پیام میده و صحبتهای نرمتری میکنه، اما این صحبتها صرفا برای یه گروه دیگه از طرفدارهاشه که آرومترن، در حالی که ایشون در عمل کاملا با تندروترین و چاپلوسترین طرفدارهاش وقت میذاره و ازشون حمایت میکنه. این شباهت در رفتار همه رهبرهایی که اطرافشون رفتار فرقهای شکل گرفته دیده میشه.
شما هیچوقت از این گروه نگاه نقاد نسبت به آقای پهلوی نمیبینید و تحت هر شرایطی ازش حمایت میکنن.
تعصبات «فرقه پهلوی» انقدر بالاست که تناقضهای موجود رو نمیبینن. ایشون رو بالاتر از مردم میبینن. حاضرن به هموطن خودشون اهانت کنن ولی به ایشون انتقاد نشه.
من چن�� مثال میزنم:
🔺فساد و دزدی:
ما همیشه به فساد در ایران انتقاد کردیم. اوایل انقلاب ادعا شد که شاه بیش از ۳۰ میلیارد دلار از ایران خارج کرده (معادل حدود ۱۴۰ میلیارد دلار امروز بدون در نظر گرفتن سود). خود خانواده پهلوی گفتن بین ۶۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار. (۱۰۰ میلیون اون زمان حداقل معادل ۴۵۰ میلیون دلار امروز هست، بدون در نظر گرفتن سود)
اگر فساد و دزدی بده، چرا وقتی به گفته خود رضا پهلوی ۶۵ میلیون دلار دزدیده شده، اشکالی نداره؟
آقای پهلوی چندین بار هم کمک مالی از طرفدارهاشون جمع کردن در ۳۰ سال گذشته. هیچوقت هم مشخص نشده این پولها کجا خرج شده.
وقتی به عدم شفافیت جمهوری اسلامی انتقاد میکنیم، چرا به پهلوی نباید انتقاد کرد؟
🔺ارزش نذاشتن برای جان مردم:
ما همیشه انتقاد کردیم که جا برای جان مردم ارزش قائل نیست. آقای پهلوی در دیماه مردم رو عمدا فریب داد که باعث کشته شدنشون شد و بلافاصله هم از مسئولیت فرار کر��. چرا به این موضوع انتقاد نمیشه؟
ایشون ماهها گفتن برید به ایران حمله کنید، بعدا گفتن جمهوری اسلامی جنگ رو برای ایران آورد، در حالی که جا در حال مذاکره بود.
چرا این تناقض و دروغگویی از طرفدارهاشون نقد نمیشه؟ این جنگ چه کمکی به مردم کرد؟
🔺حقوق و برابری:
ایشون مدتها با افراد حامی ساواک نشست و برخاست داشتن، در حالی که حتی تو کتاب خودشون به جنایات ساواک هم اشاره شده.
بعد از اون همه حمایت، یک ��یانیه هم برای بخش کمتر تندرو حامیان خودشون دادن که بگن من فرق دارم. چرا به این رفتار انتقاد نمیشه؟
🔺شایستهسالاری:
ما سالها به نبود شایستهسالاری در ایران انتقاد کردیم. چطور از کسی حمایت میکنید که یک روز سابقه کاری نداره؟ ایشون یک لیسانس غیرحضوری دارن که خودش جای سؤال هست. حتی تجربه واقعی دانشگاه یا مدرسه به شکل عادی رو هم ندارن. با عکس کتابخانه دیگران و صفحه شطرنج اشتباه چیده شده ژست سواد میگیرن.
🔺اهمیت دادن به دیگران به جای مردم:
سالها از سیاست جمهوری اسلامی انتقاد کردیم که اولویت رو مردم داخل نمیذاره. آقای پهلوی چرا برای سه سرباز آمریکایی گریه کرد، اما هیچ حرفی از کشتههای میناب و غیرنظامیهای دیگه نزد؟
آقای پهلوی سالهاست در تعامل با سرویسهای امنیتی بوده و در موردش هم کتاب هست. با کشورهایی همکاری کرده که منافعشون همراستا با مردم نیست.
ایشون سودای قدرت دارن و حاضرن برای رسیدن به تاج، مردم رو قربانی کنن. دیماه هم تلاششون این بود که با هر هزینهای مسیر رسیدن به قدرت هموار بشه. کوچکترین دلسوزیای برای مردم ندارن.
از ایشون و هر نوع شخصیت پرستی و فرد محوری باید عبور کرد.
I have now given numerous talks on antizionism in which I present the Three-Era Framework, a model that situates antizionism as the third historical era of anti-Jewish hostility. Yet, talk after talk, the same question inevitably arises: What about criticism of Israel? The question has become the lightning rod of the entire discussion—a permission slip that many within the Jewish community continue to grant. But the demand to create space for "criticism of Israel" is itself embedded within the structure of antizionism. No other minority group is routinely required to subject itself to criticism in order to appear reasonable, balanced, or intellectually honest.
What troubles me most is that even after demonstrating how libels have historically served as some of the strongest predictors of violence against Jews, antizionists—and even some self-described moderates or "demizionists"—continue to insist on making room for "Israel criticism." During these talks, I often switch the example from Jews to another minority group in order to reveal how what is presented as "criticism" is frequently demonization. Suppose, I say, we are discussing homophobia, and I insist that we make space for criticism of gay people. Is claiming that gay people spread AIDS a form of criticism?
The audience immediately gasps. They instantly recognize it as a defamatory stereotype rather than legitimate critique. What I find most disturbing is that I must repeatedly make this substitution for people to understand the point. I have to move away from Jews and toward another group that has been maligned before the audience can recognize demonization for what it is. There is something deeply pathological about a society in which harm directed at Jews remains invisible until it is reframed through the suffering of someone else.
It is a pattern that extends far beyond contemporary debates. @DavidDeutschOxf recently observed that while antisemitism is historically resonant, civilizations have often shown remarkably little concern when violence is inflicted upon Jews.