قبل عمل با هم رفتیم دور دور و بهش میگفتم ترس نداره عمل cabg مثل ختنست همه میکنن نگران نباش اخری بار تو بیمارستان با چشمای نگران و ملتمسانه جوری که هیچ وقت تو زندگیم اینجوری ندیده بودمش گفت پرهام ببین چه خبره برنامشون چیه منو ببرین یه جای دیگه تو نگاهش ترس بود