هر وقت به یکی دروغ گفتیو اون باور کرد به این فکر نکن که اوه من چقدر خفنم دروغ میگم اونا هم زود باور و سادن حرفمو باور میکنن
به این فکر کن که اون طرف چقدر بهت اعتماد داشته و هیچوقت فکر نمیکرده بخوای دروغ بگی.
امشب رفیقمون فشارش بالا بود و دلم میجوشید. هی گفتم چی بخور، سیگار نکش، چی نخور!
تلفن زدم از مامان پرسیدم چه کنم؟ گفت نصف قرص فلان بذار زیر زبونش و اگه پایین نیومد زنگ بزن اورژانس.
یه آن دیدم نه خودش و نه بقیه، براشون مهم نیست و دلیل بلاهایی که سرم میآد رو فهمیدم: مادر بودن!/۱
میخواستم بگم که :
یکی از سختترین مراحل رشد روانی اینه که اجازه بدی دیگران دربارهات اشتباه فکر کنن.
دیگه برای هر سوءتفاهمی توضیح ندی، برای هر قضاوتی دفاع نکنی و برای هر طردشدنی خودت رو تغییر ندی.
آزادی از جایی شروع میشه که ارزش خودت رو به برداشت دیگران گره نمیزنی ...
پسرا «بینهایت» ولع رسیدن دارن.
اگه اونقد باهوشین که فهمیدین همیشه باید ازشون فاصله بگیرین تا حسشون بهتون پایدارتر و عمیقتر بمونه، من نبوغتون رو تحسین میکنم.
اتفاقا باید اشغال بودن ادما رو کوبید توی صورتشون، هیچوقت هم قرار نیست عذرخواهی یا اظهار پشیمانی ازشون بشنوید؛ ولی کاملا آگاه و واقف میشن به بیشعور و بی شخصیت بودنشون