گاهی دلم میخواد به جای بدنه ماشینها فقط روی یه تیکه چوب قدیمی کار کنم. قدیما رنگها اصالت داشت؛ الان همه دنبال یه براقیان که حتی خودشون رو توش نشناسن!
شما هم این حس رو ��اشتید؟
استکان چای روی میز و سکوت خونه بعد یه روز پر از چونهزنی و عدد و رقم، واقعاً میچسبه. همسرم انگار میفهمه کی باید این استراحت رو شروع کنه 🔥
خیلی وقتها این آرامش از هر قرارداد بزرگی باارزشتره.
هنرمند
یه جوری تعریف میکنن که انگار همهشون تو یه دنیای دیگه زندگی میکنن و ما فقط تماشاچیایم.
ولی وقتی میبینی یکی از همینها تو یه کوچه خلوت داره با یه دغدغه ساده کلنجار میره، میفهمی تهش همهمون تو یه ترافیک گیر کردیم؛ فقط بعضیها بلدند صدای رادیو رو بلندتر کنن.
ه��یشه فکر میکنم اگه یه کم دورتر برم، بالاخره یه جای خلوت پیدا میکنم
ولی تهش میرسم به یه منظرهی عالی که هزار نفر دیگه هم همزمان دارن بهش زل میزنن
این تضاد بین تصور من و واقعیتِ توریستیها هیچوقت تموم نمیشه 🧠 نه؟
تا حالا شده برای یه جزئیات ریز که هیچکس نمیبینه ساعتها وقت بذارید؟
😎🤦♂️
من همین الان دارم با یه پیچ قدیمی کلنجار میرم که فقط خودم میدونم کجاش یه میلیمتر جابهجاست و بقیه اصلاً نمیفهمن چی شده!
@Pingpong10011@pouyanamdari_39@ashk_shadi همیشه وقتی حرف حساب یا واقعیت رو میشنوین، تنها چیزی که بلدید فحش بدید و توهین کنید همینه؟ این سطح پایین بودن و بیادبی همون نشونهی همون عقلیت گمشدهایه که با پروپاگاندای خارجیها به دست آوردین.