رو تخت بیمارستان که بودم زمان بیهوشی ، خواب دیدم یه بنده خدایی که جون هم بود و فوت شده بود امده بود دنبالم که گفت پاشو بریم مسخره بازی دراوردی همه بیرون نگرانتن ، با التماس بهش میگفتم دایی ببین شکممو ، نمیتونم تکون بخورم بخدا فیلم بازی نمیکنم اونم اصرار میکرد که بیا بریم
امروز دوباره خواب جنگ دیدم ، خواب دیدم با موشک دارن محله ما رو میزنن جزییات دقیق خواب یادمه ، قشنگ تو خواب دیدم کوه چه جوری متلاشی شد ، جنگل ها میسوخت و کشته شدن ادما رو دیدم ، تو تاریکی شب ، نور موشک ها چراغونی کرده بود همه جا رو
سومین باریه که همچین خوابی میبینم
وحشتناک بود
اونجا که تو اون سریال مهران مدیری گفته بودن بغلی بگیر ، چیو بگیرم ! سه کلافه رو !!!! اونا داشتن کد میدادن ما متوجه نشدیم ، منظور از سه کلافه ایران ، اکراین و تایوانه
@Acetaminophenkk دقیقا تجربه دارم اینو
راهش اینه تا امد کنارت دستات رو ببر رو به اسمون بگو الهی شکر سیر شدیم امروز و جمع کن صبحانه رو ، وقای رفت دوباره شروع کن
در مقابل ادم پر رو باید مثل خودش باشی
راننده امده شرکت بار خالی کرده میگه الله بالله همین لحظه کرایمو میخوام مالی میگه بابا ما نهایتا تا غروب میزنیم میگه نه من همین الان میخوام هر دوشون حق دارن ولی راننده میگه تا پول ندین نمیرم . نشسته تو نگهبانی جم نمیخوره
منو فرستادن مراقبش باشم!!
بابا من خودم کتک خورم😂
@Mr_Lemon_Inside اون تصمیمش رو گرفته
میخواد بعد از اون هم سر به تنش نباشه و منزویش کنه
یه دروغ هم میگه این وسط یه جان بچه ام رو هم میگه که باور پذیر بشه
اون هدفش اینه که ارامش روانی طرف مقابل رو هم به هم بریزه که بعد از جدایی خیلی خوش خوشونش نباشه
مدیرمون رفته چین چهارتا دستگاه دیده تونمایشگاه ، الان امده به ما سرکوفت میزنه ، حاجی ما با دستگاه چهل سال پیش داریم برات بهترین تولید روانجام میدیم چهارتا دستگاه رنگی پنگی دیدی به ما میگی ما خیلی عقبیم ! ببخشید که ما از شهرک صنعتی اونورتر نرفتیم !!! اینقدم ما خودمون یاد گرفتیم
بچه که بودم یکی میخواست بره مشهد یه نامه واسه امام رضا نوشتم به اون بنده خدا هم گفتم نخونیش یه وقت کلی قسمش دادم
حالا متن نامه ام چی بود؟
یا امام رضا خواسته ام رو ننوشتم میدونم این اقا وسط راه باز میکنه میخونه خودت میدونی چی میخوام دیگه !!!!
یه قلب تیر خورده هم براش کشیدم 😁
تومشهداقایی که میبینید صد میلیون چک رمز دار نذر کرده انداخته تو ضریح امام رضا واسه شفای زنش؛
حالا بعد یه مدت اومده رفته بالای ضریح میگه زنم مرده تاپولمو پس ندید پایین نمیام.
خادماهم با هرچی که دم دستشونه دارن میزنن بهش که بیادپایین از اونورم چند تاشون سعی دارن برن بالا تا بگیرنش