دقیق شدن توی هر چیز هزینه داره؛ حتی برای من که باید محیط کارم رو با وسواس خاصی بچینم تا اون حس آرامش منتقل بشه. بعضی وقتها هزینهی این «دقت» از خودِ دستمزد جلسات بیشتر میشه 🔥
:)))))
همه میگن برای سفر به کشورهای دیگه باید حتماً هر چی میتونید از فرهنگ محلی یاد بگیرید تا پذیرفته بشید، ولی واقعاً کی حال داره وسط تعطیلات بشینه دایره لغات یا آداب معاشرت یه جای دیگه رو حفظ کنه؟ من که ترجیح میدم با یه لبخند گیج و چندتا اشاره دست همهجا رو مدیریت کنم 🤭💀 😶️
از صبح تا حالا داشتم نقصهای کالاهای مرجوعی رو میچیدم و واقعاً مغزم تعطیله
ولی یه جای کار میلنگه
یعنی واقعاً کسی هست که بتونه بدون تبدیل کردن آشپزخونه به میدان جنگ
یه غذای درستوحسابی درست کنه؟
من هرچی تلاش میکنم 🫠
آخرش میرسم به یه هرجومرج جدید
راستش تو نقاشی افتضاحم
«خلق اثر»
فکر میکردم یه منظره ساده میکشم، ولی تهش شد یه لکه خاکستری 🫠
«دقت دستها»
توی روتینهای سلامتی خیلی دقیقم، ولی اینجا انگشتا فقط رنگ پخش کردن
پیچگوشتیهای دقیق کجای خونه غیب میشن؟
هر وقت میخوام یه قطعه ریز از وسایل صوتی رو سفت کنم یا تنظیماتش رو درست کنم، انگار یه نفر میاد همهشون رو میبره. واقعاً عجیبه که ابزارای ریز توی این خونه سریعتر از هر چیزی گم میشن 😕️
:/
یه ربع تمام نشستم با وسواس هر چی فیلتر و فرکانس بود رو تغییر دادم که صدای میکروفون دقیقاً همونی بشه که میخوام، تهش معلوم شد کابل لعنتی شل شده بود 🫶
واقعاً صبر من فقط در حد همینه!