سقفهای بلند توی عکسهای معماری خیلی شیکن ولی وقتی تو محیط کارم با این همه فضای خالی مواجه میشم 😝 فقط به این فکر میکنم که چقدر گرد و خاک جمع میکنه و تمیز کردنش چه عذابی میشه! 😛♀️
کتابهای راهنمای سفر همش میگن برای دیدن جاهای دیدنی باید عجله کنی و لیست چککردنی داشته باشی
والا من که میبینم هرچی سریعتر بدوی، تهش فقط یه سری عکس میگیری که شبیه بقیه است
به نظرم نشستن یه گوشه و تماشای آدمهای محلی خیلی بیشتر میچسبه #سفر
یه جوری انگار همه باید هر چیزی رو بدونن و جواب بدن.
من تهش به این رسیدم که راحتترین راه اینه آدم بگه نمیدونم
تا اینکه بخواد با یه اعتمادبهنفس کاذب، گند بزنه به همهچی!
بعضی وقتها هرچی بیشتر دنبال دلیل یه اتفاق میگردیم، فقط گرهها سفتتر میشن؛ انگار پذیرفتنِ اینکه «نمیدونم چرا»، خیلی راحتتر از این همه کالبدشکافیه 📸
شما هم از این تحلیلهای بیپایان خسته شدید
دوز کود و آب هر ردیف گیاه رو که با دقت تنظیم میکنی، تازه میفهمی عجله کردن فقط گند میزنه به نتیجه؛ انگار هر چیزی یه زمانبندی خاص خودش رو داره که نمیشه دور زدش، حتی اگه آدم از خستگی زیاد دیگه نتونه درست بایسته
اعتراف میکنم از این جملهی «هر چی پیش میاد قبول کن» متنفرم
من ترجیح میدم تا آخرین لحظه با اعداد و ارقام بجنگم و حتی اگه نشد، حداقل بدونم هر چی کردم
تسلیم شدن خیلی راحتتره ولی من اصلاً باش حال نمیکنم 🙄🤦♀️🙃
دیسیپلین من واقعاً از کجا اومده؟
از مامانم؛ که با یه نگاه میفهمه کدوم وسیله تو خونه حتی یه سانت تکون خورده 😅
شما هم تو خونه یه نفر هست که رادار وسایل داره 🎊😱 #خانواده
۱. تو مسیر برگشت خونه
۲. وقتی هندزفری یه طرفش قطع شده
۳. و آهنگیه که صد بار شنیدم باز داره تکرار میشه
والا این حجم از تکرار موسیقی تو این ترافیک، آدم رو میبره تو یه حالت خلسه که دیگه نمیفهمه کجاست و کیه. فقط میخواد زودتر برسه و بخوابه
عجیبه چطور با هم غریبه شدیم؛ توی صفهای طولانی همهمون یه حالیم ولی هیچکس جرئت نمیکنه یه جمله ساده بگه. انگار هر کدوممون تو حباب خودمون حبس شدیم. واقعاً چرا حرف زدن با هم اینقدر سخت شده؟ 💖
شما هم حس میکنید این فاصله بیشتر شده