داشتم مقداری میگشتم متون روانکاوانه راجع به ایران پیدا کنم به این رسالهی دکتری در دانشگاه کاردیف انگلستان، منتشر شده در سال ۲۰۱۸ برخوردم. اگه اشتباه نکنم نویسنده، سایمن رجبار، قبلاً جزو شاگردان ژیژک بوده (اهل اسلوونی و در حال حاضر شاغل در دولت انگلستان).
سایمن رجبار میکوشد نشان دهد که جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان فقط از خلال نهادهای رسمی، گفتار سیاسی آشکار، یا رفتارهای حکومت فهمید. او بیان میکند که باید به سازوکارهای ایدئولوژیکی ناهوشیارانهای توجه کر�� که باعث میشوند این نظم سیاسی و اجتماعی برای سوژههایش معنادار و منسجم به نظر برسد. نویسنده با تکیه بر روانکاوی لکانی استدلال میکند که ایدئولوژی در ایران بیش از آنکه تناقضها را از میان ببرد، آنها را مدیریت میکند: تناقض میان دین و دولت، میان اقتدار روحانی و صورت جمهوری، میان لحن انقلابی و عملگرایی سیاسی، و نیز میان شعارهای ضدسرمایهداری و کارکردهای سرمایهدارانه. ادعای اصلی این است که نظام نه با وجود این تنشها، بلکه دقیقاً از راه میانجیگری نمادین و عاطفی همین تنشها دوام میآورد؛ بهگونهای که سوژهها، حتی در دل این ناسازگاریها، همچنان به این نظم دلبسته میمانند.
نخستین نکته اصلی رساله این است که سوژگی سیاسی در ایران بهطور تاریخی از پیوند میان هویت شیعی و هویت ملی شکل گرفته و این پیوند در انقلاب ۱۳۵۷ به اوج رسیده است. در واقع دین چارچوبی است که میل، فداکاری، اقتدار، و احساس تعلق را سازمان میدهد. روا��تهای شیعی، بهویژه الگوی کربلا، ساختاری عاطفی و نمادین در اختیار جامعه گذاشتند تا نارضایتی سیاسی از خلال آن بیان شود، شدت بگیرد، و سرانجام به نیرویی انقلابی بدل شود. بنابراین انقلاب فقط از اسلام بهعنوان یک شعار استفاده نکرده است؛ بلکه آن را به همان نشانهای بدل کرد که ملت توانست خود را از خلال آن تصور کند، رنج خود را بیان کند، و دست به کنش بزند.
دومین نکته مهم این است که در این رساله، انقلاب اسلامی فقط یک رویداد تاریخی نیست، بلکه به دال مرکزی کل میدان ایدئولوژیک ایران تبدیل میشود. مقصود سایمن رجبار این است که «انقلاب اسلامی» به مفهومی بدل شده که به دیگر نهادها، قوانین، و کردارهای سیاسی معنا میبخشد. سیاستگذاری، مشروعیت حقوقی، و اقتدار سیاسی همگی باید خود را در نسبت با این دال مرکزی تعریف کنند. چون این دال بسیار گسترده و تا اندازهای تهی است، میتواند مضامین گوناگون �� حتی متضاد را در خود جا دهد و با این حال، ظاهر وحدت ایدئولوژیک را حفظ کند. از همین رو، نظام میتواند با شرایط متغیر کنار بیاید و در عین حال مدعی بماند که به حقیقت آغازین خود وفادار است.
سومین نکته اصلی به ساختار خود حکومت مربوط میشود. این رساله میگوید جمهوری اسلامی بر شکافی بنیادین استوار است: از یک سو نهادهای روحانی را در خود دار�� و از سوی دیگر نهادهای جمهوریخواهانه را، و همین ترکیب در نگاه اول متناقض به نظر میرسد. اما از نظر نویسنده، این تناقض نشانه آشفتگی آن نیست. در اصل، بخشی از سازوکار بقای نظام است. صورت الهیاتی-سیاسی جمهوری اسلامی نه از آمیزش ناموفق دو الگوی ناسازگار، بلکه از آرایشی ساخته شده که تنش میان این دو را مدام مهار و بازتولید میکند. نظام قدرت خود را نه از حل این شکاف، بلکه از به صحنه آوردن و در عین حال کنترل کردن آن میگیرد. در واقع او نشان نمیدهد که این نظم کاملاً سازگار است یا نه؛ نکته این است که چگونه با وجود این گسیختگی درونی، همچنان کارآمد و پایدار میماند. در وا��ع او نمیپرسد که جمهوری اسلامی کی تمام میشود؛ بلکه میپرسد اینها چرا تا به الآن تمام نشدهاند؟
چهارمین نکته این است که ایدئولوژی فقط از راه باور آگاهانه یا اجبار عمل نمیکند، بلکه از راه لذت، آیین، و دلبستگی ناهوشیارانه پابرجا میماند. او بارها تأکید میکند که سوژهها از خلال سرمایهگذاریهای عاطفی و ناهوشیارانه در ایدئولوژی جای میگیرند. مردم صرفاً به این دلیل فرمان نمیبرند که فریب خوردهاند یا تحت فشارند؛ آنها به فانتزیورزیها، اقتدارها، آیینها، و معناهایی وابستهاند که واقعیت اجتماعی را برایشان منسجم و قابلتحمل میسازد. به همین دلیل، او از فهم سادهانگارانه ایدئولوژی بهمثابه «آگاهی کاذب» فاصله میگیرد. در اینجا ایدئولوژی نقابی نیست که واقعیت را میپوشاند؛ ایدئولوژی همان ساختار فانتزیواری است که از طریق آن، واقعیت برای سوژه قابلزیست و معنادار میشود.
حالا كه بحث حمله به #سفارت_انگلیس مجددا باب شده است، بد نيست تا مجددا مرورى بر آثار هنرى اى كه در اين حمله تخريب گرديدند بكنيم.
اين رشتو را ٤ سال پيش نوشته بودم
١. در آذر ٩١ دانشجويان بسيجى سفارت بريتانيا در تهران را تسخير و ٦ اثر هنرى كه جزو اموال دولت بريتانيا بود را تخريب كردند كه فقط ٤ اثر قابل ترميم بودند
اين آثار پس از ترميم به ايران برگشتند و مبلغ ١/٣ ميليون پوند هزينه ترميم توسط دولت ايران پرداخت شد
اين #رشتو مرورى ست بر اين آثار
@cntcourtyard پيشنهاد ميكنم كه سرى به اتاقهاى آقاى ��ركوهى و دكتر مجيد تفرشى هم بزنيد؛ بحثهاشون روى حساب و مطالعه هست؛ ايران من ديگه هر ننه قمرى رو مياره كه نظر بده
@homayounkheyri در ايران پيشا مشروطه، جنسيت محدود به دو جنس زن و مرد نبود و بلكه طيف جنسيتى وجود داشته
مواجهه ايران با غرب و تمسخر روابط همجنسگرايانه توسط اروپايى ها موجب خود سانسورى ايرانيان و سپس پذيرفتن الگوهاى جنسيتى اروپاييان شد
شرح كامل اين طيف جنسى در اثر ارزشمند دكتر نجم آبادى آمده است
@homayounkheyri آن دوران عوالم ديگرى داشت كه نميشود با نگاه امروز آن را بررسى كرد
مثلا زمانى كه مشخص ميشود تئللى، زن است، ستارخان خودش را شماتت ميكرد كه چرا باعث شده تا زنها هم نياز به جنگيدن كنند
مضافا جامعه ايرانى در آن زمان طيف جنسى داشته و زن بودن، يكى از چندين جنسيت موجود بوده است
@homayounkheyri جناب خيرى عزيز، چندين دليل دارد:
يكى اينكه در زمان غوغاى زنان، عكاس باشى ها حضور نداشتند
دوم اينكه تعداد زيادى از زنان مشروطه خواه، لباس ��ردانه ميپوشيدند تا مانعى براى ورودشان نباشد و نمونه آن "تئللى" در قشون ستارخان بود كه زمانى كه زخمى شد، همرزمانش متوجه شدند كه مرد نيست 👇🏻
@sasanianshah زمانى كه زبان دوم يا سوم پس از دوران خردسالى آموخته شود، تنها يك مسير در مغز خواهد داشت؛ يعنى همه زبانها بر روى يك مسيرند
اما اگر يادگيرى زبان در دوره خردسالى رخ دهد، به ازاى هر زبان، يك مسير جداگانه در مغز ايجاد ميشود
زمانى كه يك مسير وجود داشته باشد، تداخل هم رخ ميدهد
@rookwood_92 @kubikvision مرحوم مظفرالدين شاه به خاطر تشخيصهاى غلط، گرفتار خطاهاى پزشكى متعدد شد و درمانهاى نادرستى دريافت كرد كه موجب تشديد بيمارى ش شد
مثلا زمانى كه دچار سكته مغزى گذرا يا TIA شد، تشخيص بيمارى هيسترى براش گذاشتند و داروهايى تجويز كردند كه باعث افزايش فشار خون و در ادامه سكته مغزى كامل شد
@MehdiJami كسى كه هنوز فرق شورش و انقلاب را نميفهمد و نميداند كه انقلاب وضعيتى ست كه موفق به تغيير نظام سياسى مستقر ميشود و پس نميشود به وقايع بهمن ٥٧ گفت شورش، اصلا مطالب اش ارزش وقت گذاشتن ندارد
@Avestajam1 احسنت بر شما اوستاى عزيز
مشكل هر دو گروهى كه برشمرديد اينست كه تاريخ را به مثابه ابزارى براى توجيه ايدئولوژى خود ميدانند و بهمين دليل قادر به ديدن تمام وجوه جنبش جنگل نيستند و يك برچسب خائن و خادم در دستشان هست و عجله دارند كه زودتر حكم صادر كنند و بروند سراغ شخصيت تاريخى بعدى
@ralasis واقعا توييت شان تاسف بار است
يك سرى برچسب دارند و با عجله بر روى ديگران ميچسبانند
كتاب تازه انتشار يافته!
كى وقت كردند كه بخوانند؟ و بعد تدقيق و تحليل كنند؟
هر كسى هم سوال كرده، عكس كتاب را گذاشتند، يعنى من خواندم و تو نخواندى!
خب شما كه خواندى، به جاى بيانيه دادن، بيا توضيح بده!