اگه فردا بی من شروع شد، اگه بودی دیدی نبودم؛
اگه دادی شنیدی، همونم
از سیگارت دودی دیدی همونم
اگه بادی درختا رو رقصوند، پیچید تو بند و رختا رو رقصوند؛ خنک شد گونههای خیست، لالههای گوشت، شونههای تیزت؛ اومدم کوه غماتو بدزدم.
چیکارت کردن مادرجنده؟ پدر، مادر، خواهر برادر یا بچتو کشتن؟ بهت شلیک یا تجاوز کردن؟ به جسد عزیزت بی حرمتی کردن یا موهاشو فروختن؟ دقیقا چیکارت کردن که اینقدر طلبکاری حرومزاده؟
I know I should sleep, but the voices in my head go
یعنی میکُشن؟ پس نه، نمیکشن؟ ایناها، صدای تیرو میشنوی؟ عه آره! بهنام تورو قرآن، بهنام! مامان، توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد، نه بهناااام …
یک چیزی که نباید عادی میشد و شد مردن ادمها بود.نباید مردن انقدر عادی میشد که الان دعوا سر اینکه کشته شدهها ۷ هزارتان باشه یا ۴۰ هزارتا.نباید مردن انقدر عادی میشد که بگن کشته شدههای جنگ کمتر از اعتراضاته پس اوکیه. نباید مردن انقدر عادی میشد،تو بگو یه ادم.جون داشت،جونشو گرفتن.