امشب فیلم رگبار از بیضایی رو توی سینمای ونکوور دیدم و باز هم ایمان اوردم که این ادم یه اسطوره و نابغه هست!!
عاشق عاطفه هم شدم تا اطلاع ثانوی پروفایلم عکس بانو خواهد بود:))
احساس میکنم تازه بعد سه سال یکم دارم مهارجت رو درک میکنم، شاید؟
یهو میگم من چطوری اونهمه دوست و رفیق و خانواده رو ول کردم اومدم اینجا از صفر شروع به شناختن کردم؟
به نظرم بینظیرترین آهنگ برای مخ زدن، اهنگ دلم برات هلاکه افشینه. شما متن رو نگاه کن! لاسهای جسمانی با خانم رو ببین! یا خاندان جیزز😭😭 اون I love my fans اولو ببین. ای خدا
خدافظی قطعا برای همه سخته
ولی من وقتی دوستام دارن میرن برای قصه جدیدشون خیلی خوشحالم، و ذوق دارم.
.
نگین توی ونکوور که دوست پیدا کردن خیلی سخته تو یکی از شفاف ترین ها و نزدیکترین ها به قلبم بودی.
یه روزی ما هم رو در جای دیگه ای توی این دنیا میبینیم.
تا اون روز خدانگهدار 🥂