اگر هنوز متوجه نشدین که #زیر_خط_فقر رفتیم دلیلش اینه که هنوز وسایلی که از قدیم داریم دارن کارهامون رو راه میندازن.. چند تا خرابی و تعویض به پست هر کدوممون بخوره، سنگینی بختک خط فقر روی وجودمون رو احساس میکنیم.
واقعا خستهام.
از قیمتها خستهام، از غم دیماه خستهام، از ویپیانی که به زور میگیره خستهام، از ناامیدی و اضطراب هر روزم خستهام، از لباس هایی که دوسشون ندارم خستهام، از اینکه کاری از دستم برنمیاد خستهام، از اینکه آرزوهام آرزو میمونن خستهام.
هیچ خجالتی ندارم از گفتن این حرف؛ من دیگه غذاخوردن تو کافه، سفر خوب رفتن، لباس خفن خریدن و این چیزا برام رویا شده!
نه اینکه کلا پول این کارا رو نداشته باشم، نه؛ به این فکر میکنم که این پوله چقدر سخت به دست اومده و دلم نمیخواد اینقدر آسون خرجش کنم.
لعنت به شما با این مملکتتون!
سیاست مالی درست تو ایران اینه که اگه کالایی لازم داری و پولشو هم داری، یا میتونی پولشو به هر نحوی مثل وام گرفتن و خرید قسطی با سود منطقی و... جور کنی، حتی یک ثانیه نباید واسه خریدش صبر کنی. بگیر بره و ترس اینکه فرداش قراره ۲ درصد بیاد پایینو نداشته باش، چون👇🏼
یهجا خوندم نوشته بود: «انسان وقتی با همسطح خودش رابطه برقرار نکنه، فرسوده میشه» و واقعاً هم همینطوره. چیزی که ما اسمشو «رابطه» میذاریم، فقط با کسی معنا پیدا میکنه که انرژی و سازگاری روانیش با ما همتراز باشه، در غیر اینصورت چیزی جز بار و رنج مضاعف نیست
من از هَدر رفتن جوونیم بیزارم، اینکه چشم روی هم میزارم میبینم بزرگو بزرگ تر شدم ولی عملا هیچ دستاورد چشم گیری نداشتم نه پیشرفت کاری نه پسندازی نه سفرو خاطرههای خوبی نه عشقی، تازه به هیچ کدوم از ارزوهامم نرسیدم، و برعکس چیزایی رو تجربه کردم که اصلا دوست نداشتم زندگیشون کنم.
میدونید چرا خانوادههای ایرانی افسردگی بچههاشونو نمیفهمن؟ چون علائمی که همه جای دنیا نشوندهندهی افسردگی شدیده واسه اینا سربهزیری و بچهی صالح بودن محسوب میشه . اینکه همش خونه باشیم و با دوستامون وقت نگذرونیم و مسافرت نریم و ساکت و کم حرف باشیم و به خودمون نرسیم و ...
یکی از سخت ترین بخش های این ماجرا اینه که ماها طبقه ی اجتماعی ای که داشتیم رو از دست دادیم و دیگه نمی تونیم کیفیت زندگی چند ماه پیشمونو داشته باشیم. پذیرش این موضوع برای من واقعا سخته.
تهش؛ هیجانها که خوابید، روزمرگی که چیره شد، رویاها که ریخت، امیدها که رنگ باخت، رفاقت برای آدم میمونه و بس. رفاقتهای حسابپسدادهی راستکی. اونها که از آزمون زمان و سکوت و فاصله وسختی، سربلند بیرون اومدند.
به عنوان یه روانشناس میتونم بگم که، آدمها معمولاً خشمشون رو سر کسانی که واقعاً مستحق اون هستن خالی نمیکنن، بلکه روی کسانی خالی میکنن که مطمئنن دوستشون دارن و در نهایت اونها رو میبخشن.
پیاده روی با پارتنر وقتی لذت بخشه که ماشینم داشته باشی. ساندویچ کثیف خوردن با پارتنر وقتی جالبه که پولدار باشی و اکثرا جاهای لوکس غذا بخوری. انقدر فقیر بودنو باحال جلوه ندین.
راستش من مدتیه دیگه حداقل به اون شکل دیوانهوار خبر چک نمیکنم. تحلیل دقیقی هم از وضعیت ندارم. نمیخوام هم داشته باشم وقتی امکان اثرگذاری ندارم. میشینم یهگوشه تا��اییکه جهان راه بده سعی میکنم زندگی کنم تا این دوره بگذره ببینیم دنیا برامون چه خوابی دیده.