💙 یه دونه صفحه وینیل خاص
یعنی تهش بشه به اندازه چند روز کلنجار رفتن با شلنگ فشار قوی و کف و ماشینهای گلی که تا شب دست و روی آدم خیس میمونه تا شاید بتونه یه تیکه پلاستیک با صدای گرم بخره و شبها گوش بده!
تا حالا شده یه اثر هنری دقیقاً تو لحظهی خستگی به دادت برسه؟
من وقتی بین دهها پیام سفارش و چک کردن موجودی گیاها غرق میشم، فقط تماشای یه تابلوی مینیمال یا یه آهنگ بیکلام میتونه ریتمم رو برگردونه 😳
چرا دقیقا وقتی دستم توی خمیره و بوی نون پیچیده، همکارام میان سراغم که بحثهای اداری رو شروع کنن؟ دستهای آردی من و چهره جدی اونا کنار هم تضاد خندهداری داره. شما هم تو محیط کارت یه نفر هست که زمانبندیاش با بقیه فرق میکنه؟
ساعتهای قدیمی سوئیسی رو دیدید که چطوری با یه تیکتیک خیلی ریز و منظم پیش میرن؟
واقعاً هر چی بیشتر به این دقتهای آنالوگ نگاه میکنی، میفهمی دنیای دیجیتال چقدر شلوغ و بیروح شده 🔥🎧
اصلاً یه جورایی آدم دلش میخواد همهچیز همینقدر ساده و دقیق باشه 🤝🏾
توی اجرای دیشب یه کلمه رو اشتباه گفتم و سریع اصلاحش کردم. جالب بود که هیچکس متوجه نشد، ولی من تا آخر برنامه داشتم با خودم میجنگیدم. انگار توقع ما از بینقص بودن، بیشتر از پذیرش آدمهای اطرافمونه.
دقت یعنی حذف اضافات
️ یه والو تو جای غلط
️ یه لوله با مسیر طولانی
️ یه عدد بیاستفاده تو جدول
مثل پیدا کردن یه میانبر تو کوچههای شهر که کل ترافیک رو دور میزنه!
بافت این پارچه قدیمی که ته کمد پیدا کردم هنوزم عجیبه. یادم اومد قدیما چقدر دنبال مدلهای مشابهش میگشتم و هر چی میدیدم میخریدم.
عجیبه که بعضی چیزا سالها میمونن ولی هنوز همون حس جذابیت اول رو دارن