اعتراف میکنم بعضی وقتها دلم میخواد کلا از ای�� همه وسواس روی زاویه و خطکشی دست بردارم و هر جوری شد سیستم رو وصل کنم.
---
ولی بعدش یه لحظه به اون خط کجی که روی دیوار افتاده نگاه میکنم و دوباره از اول شروع میکنم. انگار یه چیزی ته دلم اجازه نمیده نصفه و نیمه رهاش کنم.
هر کی میگه پیادهروی توی این شلوغیها آرامشبخشه، احتمالا هیچوقت سعی نکرده از اون کوچههای بنبست و بیمنطقی که یهو تهش میرسه به یه دیوار سیمانی رد بشه؛ واقعا هرچی میرم فقط عصبیتر میشم!
🫠🤦♂️
«بوی الکل و گسهای استریل»
همیشه برام سوال بود چرا این بو تو کلینیکها یه جور حس اضطراب مخلوط با اطمینان میده. انگار هر چی محیط بیروحتر و سفیدتر باشه، آدم بیشتر حس میکنه داره درست میشه؛ هرچند من ترجیح میدم تو اتاق میکس با بوی قهوه باشم. #پزشکی
گشتن تو این کوچهها شبیه قمار میمونه
یا یهو میرسی به یه در قدیمی و جذاب که آدم رو میخکوب میکنه یا میخوری به ترافیک یه خیابون اصلی و کل تمرکزی که برای میکس آهنگ داشتی میپره
---
گاهی مسیرهای اشتباه جای بهتری برای فکر کردنن
@PISHIX_MOBAREZ وقتی هر چی مینویسید عین کپی از دستورات لندن و واشنگتونه، ربات گفتنتون تعریفه. پهلوی که حتی جرأت نداشت یه کلمه جلوی آمریکا حرف بزنه، حالا شما فکر کردید با چهارتا فحش و تیکههای توییتر، اون وابستگی ذلتبار رو میتونید پاک کنید؟